تبليغاتX
نوسازی
صفحه نخست | آرشيو سايت | تماس با ما | طراح قالب
:: افغان ها درس نخوانند!

افغان ها درس نخوانند!

هرساله زمانیکه مکتب ها در ایران برای ثبت نام باز می‏شوند، دغدغه های اصلی برای مهاجرین افغان نیز آغاز می‏گردد. مهاجرین افغان مقیم در ایران، کنار نگرانی های اصلی که در مورد شغل، اقامت و تردد دارند بیش از همه از تحصیل و آینده فرزندان شان نگران می‏باشند. جمهوری اسلامی هر ساله با وضع قوانین سخت گیر سعی دارد تا افغان های مقیم آن کشور را تحت فشار قرار داده که این کشور را ترک نمایند. بر همین اساس در فصل ها و زمان های مختلف کوشیده شده تا با منع اشتغال افغان ها در کار گاه ها، اخراج اجباری، نشر بخشی نامه ها مبنی بر عدم معا مله و داد ستد، کرایه ندادن منازل، و ... زمینه ای را برای فعالیت مهاجرین محدود و غیر قابل تحمل سازند. نبود امنیت، واشتغال سبب شده تا افغان ها هنوز هم علاقمندی برای بازگشت به وطن از خود  نشان ندهند، ایران و پاکستان به خاطر مجاورت و پیوند های دینی، فرهنگی که با افغانستان دارند، بیشترین مهاجرین را پذیرا شده اند، شیوه برخورد، همکاری، و بسترسازی برای رشد مهاجران  و فعالیت های این کشور ها  همواره با انتقاد هایی همراه بوده است. از سوی دیگر بیشتر کار  شناسان براین باور اند که مهاجرین افغان در کشورهای همسایه علاوه بر سود فراوان، بعنوان نیروی کار ارزان، همواره مورد بهره برداری های سیاسی، نیز قرار گرفته اند.

اخراج اجباری مهاجرین در سال روان از ایران سبب واکنش های زیاد از سوی مقامات افغان و نهاد های بین المللی گردید، هرچند مقامات ایران دلیل اصلی دراخراج افغانها را مطابق قرار داد سه جانبه ذکر کردند، اما مقامات و کارشناسان افغانی این نوع برخورد از سوی حکومت ایران را نوعی اعمال فشار، و باجگیری از نهاد های بین المللی می‏دانند.

جمهوری اسلامی ایران علاوه بر کمک هایی که از نهاد های بین المللی در ارتباط به تحصیل فرزندان مهاجرین دریافت می‏کند، اما از پذیرش این فرزندان درمکتب های دولتی به بهانه های مختلف ممانعت می‏‌شود!

در حالیکه هم اکنون ثبت نام برای ایرانی ها در مدارس جریان دارد، اما مدارس از ثبت نام فرزندان مهاجرین ابا می‌ورزند و دلیل آن را صدور  شاگردان بخشنامه از سوی وزارت معارف ایران می‏دانند.

مسوولین وزارت معارف ایران نیز می‏گویند طبق روال هر سال از ثبت نام شاگردان افغانی خود داری کرده و مراحل ثبت نام آنان را منوط به ابلاغ بخشنامه جدید از سوی وزارت معارف ایران می‌دانند لذا ثبت نام  ایرانی ها در اولویت قرار دارد و دانش آموزان افغانی بعد از گذشت دو ماه از ثبت نام درمدارس، نام نویسی می‏شوند. بهر حال همه ساله تعدادی زیادی از فرزندان مهاجرین افغان  به بهانه های مختلف از تحصیل در مدرسه های ایرانی باز می‏مانند که تعداد شان به دلیل نداشتن مدرک شناسایی عده ای به دلیل نواقص مدرک شناسایی و افرادی هم به سبب تکمیل ظرفیت مدارس ایرانی از حق تحصیل و تعلیم محروم می‏شوند.

هرچند  تعدادی از فرهنگیان افغان مقیم ایران با ایجاد "مدارس خود  گردان"  تلاش کردند که این خلا ها را جبران نمایند، اما این حرکت نیز با ایجاد موانعی که از سوی مسوولان امنیتی ایران صورت گرفت نتوانستند به فعالیت های آموزشی شان ادامه بخشند. این اقدام در حالی صورت می‌گیرد که میثاق بین المللی ودرک درمورد چنین می‌گوید: "تعلیم و تربیه حق کودک است و وظیفه دولت ها است که حد اقل تعلیمات ابتدایی رایگان و اجباری را تامین نمایند مسوولین مکاتب باید وقار ومقام انسانی کودک را حرمت گذارند. برای تامین این حق برهمکاری بین المللی تاکید می‌گردد."

این نوع مدارس هرچند تجربه های نو برای افغانها به شمار می‏رفت. اما از لحاظ کار آیی و جبران این خلا یک گام بزرگ در راستای آموزش فرزندان مهاجر افغان به حساب آمد.

متاسفانه باگذشت چندسال از این تجربه ی جدید مقامات ایران تصمیم به مسدود این  مکتب ها گرفته اند بطوریکه امروز هیچ روز نه ای برای آموزش و آینده ی فرزندان مهاجرین در ایران وجود ندارد. با تصمیمی که هم اکنون مقامات ایران در مورد تحصیل فرزندان افغان اتخاذ کرده و سیاستی که طالبان و مخالفان مسلح در مبارزه علیه معارف پیش گرفته اند معلوم نیست که آینده فرزندان این مرز وبوم چگونه خواهد شد؟

ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :یکشنبه 1386/04/31
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: اگر حکمتیار برگردد...
اگر حکمتیار برگردد... از مدتی بدینسو زمزمه های در مورد توافق و پیوستن گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی به حکومت افغانستان شنیده می‌شود. حکمتیار که یکی از رهبران پر قدرت مجاهدین به شمار می‌رفت طی سالهای گذشته و پس از سقوط حکومت داکتر نجیب الله همواره در گیر جنگ و نبرد بر سر قدرت، با گروه های گوناگون سیاسی بوده است. جنگ های دهه ی هفتاد حزب اسلامی با رقیب سر سخت آن جمعیت اسلامی سبب کشتن هزاران تن از مردم ملکی و خسارت سنگین مالی گردید. هر چند حکمتیار تا آخرین لحظات قبل از سقوط کابل توسط طالبان علیه نیروهای حکومت تحت رهبری برهان الدین ربانی جنگید، اما سر انجام وی منطقه را ترک گفته و عرصه را برای نبرد طالبان و حکومت ربانی در چهار آسیاب فراهم ساخت. رهبر حزب اسلامی در این مدت در نقش های مختلف سیاسی بازی نمود که مهمترین آن تشکیل شورای عالی هماهنگی است که در ترکیب آن حزب اسلامی، جنبش ملی، وحزب وحدت حضور داشت. تلاش این ایتلاف برای بدست گرفتن قدرت بخاطر رسیدن برق آسای طالبان در در وازه های کابل نتیجه ای را به همراه نداشت. گلبدین حکمتیار پس از سرنگونی رژیم طالبان برخلاف دیگر رهبران جهادی موضع مخالف اتخاذ کرده و علیه نیروهای ایتلاف وارد جنگ مسلحانه گردید. با آنکه تمام رهبران جهادی از توافق بن اعلام حمایت نمودند اما حکمتیار شرط اصلی برای حضور خود در حکومت را منوط بر خروج نیروهای خارجی از افغانستان اعلام نمودند، این امر سبب شد تا وی از جانب ایالات متحده امریکا به مثابه یک هراس افگن مورد پیگرد شناخته شود. با گذشت بیش از پنج سال از غیبت رهبر حزب اسلامی گاهگاهی در رسانه ها از آمادگی وی برای مذاکره با حکومت خبرهایی نشر می‌شود. در خواست رییس جمهور کرزی در فرصت های مختلف از مخالفان مسلح شان مبنی بر مذاکره و سازش تا حال در مورد ملا عمر و حکمتیار بی جواب مانده است. بیشتر کار شناسان سیاسی بر این باور اند که حکمتیار از هر جهات با ملا عمر قابل مقایسه نمی‌باشد. این عده حکمتیار را یک مجاهد با پیشینه مبارزه علیه اشغال شوروی سابق دانسته واظهار می‌دارند که: وقتی سایر رهبران جهادی حضور دارند، پس چرا حکمتیار حضور نداشته باشد. نشر بیانیه ای که اخیرا از سوی آژانس فرانس پرس نشر گردیده است هرچند از طرف سخنگوی حکمتیار تکذیب شده است از چند زوایه قابل تامل می‌باشد. با نگاهی به سوابق سیاسی چنین خبرهایی گاهگاهی نشر می شد. و فورا تکذیب می‌گردد. علت این امر در آزمایش اذهان عامه و افکار عمومی نسبت به این نوع رخداد ها می‌باشد. در مورد آقای حکمتیار نیز بررغم تکذیب سخنگوی حزب اسلامی این حدس و گمان ها وجود دارد که وی در حال پیوستن و مذاکره با حکومت آقای کرزی می‌باشد. در بیانیه ای که بنام این حزب در ولسوالی قرباغ ولایت غزنی به نشر رسیده آمده است"اعضای حزب اسلامی از کشتن برادران و تخریب کشور اجتناب نموده وفعالیت های سیاسی شان را آغاز می‌نمایند." در قسمت دیگر این بیاینه آمده است: حزب اسلامی به این نتیجه رسیده است که با جنگ نه می‌توان حکومت ساخت ونه کشور را آباد گردانید. ما این را در طول 20 سال جنگ در گذشته افغانستان تجربه کرده ایم. در پایان این بیانیه بار دیگر بر خروج سربازان قوت های ایتلاف تاکید شده است. در واکنش به این بیانیه آقای سیامک هروی از دفتر مطبوعاتی رییس جمهور گفته است: حکومت افغانستان به زمین گذاشتن سلاح را به خاطر صلح، بازسازی، و جلوگیری از تخریب کشور توسط هرکسی که باشد حسن استقبال می‌کند. نماینده یوناما در افغانستان نیز در واکنش به این بیانیه اظهار کرده و سخنگوی آن آقای " ادرین ادواردز" طی کنفرانس خبری گفته است: " سازمان ملل متحد از هر قدم صلح آور پشتیبانی می‌کند چون افغانستان به صلح نیاز دارد." هر چند انجنیر هارون زرغون سخنگوی حکمتیار بیانیه منتشره را تکذیب می‌کند. اما برخی منابع که صحت آن تایید نشده از گفتگو ها میان حکمتیار و آقای کرزی سخن می‌گویند. این کارشناسان می‌گویند آمدن حکمتیار با توجه به جایگاهی که در برخی مناطق دارد می‌تواند تاثر مثبتی بر روند جاری داشته باشد البته فراموش نباید کرد که هم اکنون تعدادی زیادی از چهره های کلیدی حزب حکمتیار در حکومت سهیم می‌باشند و در پست های مهم ایفای نقش می‌کنند برخی از اعضای حزب حکمتیار با تشکیل حزب سیاسی جدید هم اکنون در چوکات قانون فعالیت دارند و تعداد دیگر شان نیز بعنوان وکیل، والی، و... همکار با دولت افغانستان می‌باشند. از لحاظ حزبی اگر بشماریم حزب اسلامی قبل از این بیانیه ها عملا در حکومت سهیم بوده و حتا داماد حکمتیار آقای جریر به عنوان یکی از کاندیدا های ولسی جرگه به رقابت پرداخت. بنابراین آمدن حکمتیار بعنوان یک فرد که بخشی از اعضای آن هم اکنون در حکومت شریک می‌باشند می‌تواند حلقه ای اصلی را کامل نموده و بعنوان آخرین ناراضی مجاهدین به خصومت های دیرینه شان با حکومت آقای کرزی پایان ‌بخشد. اما آنچه مهم است این است که بر فرض پیوستن جایگاه او در حکومت چه خواهد شد. وآیا اعضای بریده از وی باز هم تحت زعامت رهبر سابق شان گرده هم خواهند آمد یاخیر؟ بنا براین با توجه به وجه فردی حکمتیار آمدن وی تاثیر چندانی بر اوضاع امنیتی نخواهد داشت اما می‌تواند یک گام مثبت به شمار رود.
ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :یکشنبه 1386/04/31
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: در برابر کی پاسخگو هستیم؟

در برابر کی پاسخگو هستیم؟

ساعت 9:53 صبح دیروز از شخصی که با لهجه ایرانی، فارسی صحبت می کرد، تیلفونی دریافت کردیم که ظاهرا وی از برخی مطالبی که در روزنامه "8صبح" به نشر می رسد نا راضی بود.او ضمن تعریف و تمجید روزنامه "8صبح"  با انتقاد از یک گزارش ترجمه شده در صفحه ششم "8صبح"  از روزنامه دیلی تلگراف که در شماره روز قبل به نشر رسیده بود گفت که این خبر خیلی کهنه است و "8صبح"  در انعکاس دیدگاه های امریکا در ارتباط  به ایران می کوشید. به گفته وی برخی از مطالب "8 صبح" چنین نشان می دهد که گویا این روزنامه از جانب سفارت ایالات متحده امریکا نشر شده باشد.این آقا با ارایه آماری مبهم از شمار مقالاتی که در این روزنامه در ارتباط به جمهوری اسلامی ایران و پاکستان منتشر شده گفت که خارجی ها یک روزی از افغانستان می روند و همسایگان افغانستان می مانند. به گفته وی آنچه که در روزنامه ها نشر می شوند نیز به عنوان یک سند باقی می ماند.

این آقا که نام خودش را ذکر نکرد از مطالب انتشار یافته در مورد وضعیت مهاجرین افغان در ایران و شیوه اخراج آنان در "8صبح" انتقاد کرده گفت که اخراج مهاجرین افغان از ایران مطابق به موافقتنامه سه جانبه ایران، افغانستان و کمیشنری عالی سازمان ملل در امور پناهندگان صورت گرفته است.او گفت که قضاوت روزنامه "8 صبح" برخلاف واقعیت های موجود است. به گفته وی در جریان اخراج مهاجرین افغان، کشور ایران هیچ گونه برخوردی نامناسب و غیر انسانی با این افراد نداشته و در طول مدت اقامت شان با آنان برخورد مهمان نوازانه از جانب ایران صورت گرفته است.

ما به این شخص گفتیم که هر گاه مخالف دیدگاه های مطرح شده در "8 صبح" هست می تواند به ما نوشته کرده بفرستد و یا ما خبرنگار خود را نزد وی می فرستیم تا دیدگاه های خود را به ما بگوید که بعدا در روزنامه منتشر نمایم، ولی این آقا در برابر این درخواست گفت که اگر روند انتشار مقالات در ارتباط به جمهوری اسلامی ایران در روزنامه "8 صبح" ادامه پیدا کند با ما صحبت خواهند کرد!

این شخص از شماره تیلفون 0202101392 تماس گرفته بود که ساعاتی بعد از این تماس ما با این شماره تماس گرفتیم و مشخص شد که این شماره متعلق به سفارت جمهوری اسلامی ایران در کابل است.هرچند ما سه بار با همین شماره تماس گرفتیم و درخواست صحبتی را با مسوول مطبوعاتی سفارت دادیم، اما ظاهرا به دلیل مصروفیت های مسوول مطبوعاتی سفارت نتوانستیم با ایشان صحبتی داشته باشیم.

این در حالی است که ساعات 2:31 دقیقه بعد از ظهر از شماره تیلفون0700182425 به شماره صاحب امتیاز روزنامه و یک دقیقه بعد تر به شماره معاون مدیرمسوول روزنامه شخصی که از ذکر نامش خودداری کرد، تماس گرفت و پرسید که آیا  روزنامه "8صبح" از جانب جمهوری اسلامی ایران تمویل می شود؟

ما در جواب هر دو تماس این شخص پاسخ منفی دادیم ولی وی تاکید کرد که بسیاری از مطالب منتشر شده در روزنامه "8صبح" به تبلیغ سیاست های جمهوری اسلامی ایران می پردازد.او هم چنان از معاون مدیر مسوول روزنامه آدرس محل سکونتش را نیز پرسید.

روزنامه "8صبح" از این رویداد نگران است و از وزیر اطلاعات و فرهنگ، ارگان های امنیتی و قضایی و شخص رییس جمهوری اسلامی افغانستان این سوال را مطرح می کند که مسوولیت دولت در قبال امنیت روانی، شغلی و
ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :شنبه 1386/04/02
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: لينك باكس سايت اموزش ايرانيان

CopyRight © 2004-2007 By www.irwebnet.tk , All Rights Reserved
Design By : mohsen