| صفحه نخست | آرشيو سايت | تماس با ما | طراح قالب |
|
منوي كاربري لوگوي سايت
لينک دوستان لوگوي دوستان موزيک سايت
ويرايش قالب روبات سياه |
:: روز نامه 8صبح
قرار است به زودی روز نامه هشت صبح فعالیت نشراتی خود را اغاز نماید. این روز نامه با رویکرد تازه در عرصه خبرنگاری در اغاز با ۴ صفحه وبه زودی در ۸ صفحه نشر خواهد شد. اصول نشراتی واهداف اساسی ان به زودی خدمت خواننده گان محترم تقدیم میگردد . دراین روز نامه اقای قسیم اخگر به حیث مدیر مسول وشاه حسین مرتضوی به حیث معاون می باشد . هم اکنون کار از مایشی ان به پایان رسیده واز اول جوزا چاب رسمی ان شروع خواهد شد. این روز نامه فعلا در سطح کابل وبعد از سه ما تمام ولایات را تحت پوشش قرار خواهد داد. به منظور ار تباط بشتر وب سایت ان نیز در حال راه اندازی می باشد.
:: ضرورت بازنگري در مصرف كمكها به افغانستان
ضرورت بازنگري در مصرف كمكها به افغانستان افغانستان در اين هفته ميزبان مهماناني از شصت كشور جهان است. برگزاري اجلاس انجمن انكشافي افغانستان (ADF) با شركت بيش از شصت كشور و نهادهاي تمويل كننده در حالي صورت ميگيرد كه قبل از آن كنفرانسهاي توكيو، برلين و لندن برگزار شده بود. پس از توافق بن براي چندمين بار كشورهاي تمويل كننده گرد هم آمدند و با تعهداتي سهمشان را در قسمت بازسازي و نوسازي زير ساختهاي كشور اعلام داشتند، با آنكه مبالغ اين كمكها مطابق آمار و ارقام ارايه شده بالا ميباشد، اما مكانيزمي كه براي مصرف و اجراي اين پروژهها در نظر گرفته شده، كار كرد و تأثير عملي آن را بالاي زندگي مردم افغانستان اندك نشان ميدهد. با نگاهي به اجلاس گذشته در مييابيم كه دولت افغانستان از اين كمكها سهم اندكي را نصيب شده و انجوها و نهادهاي بينالمللي كه بالاترين ميزان دريافت مبالغ را داشتهاند، به خاطر فساد اداري و فقدان كنترل از بازدهي لازم و مثبت برخوردار نبوده است. چيزي كه بيش از همه مايه سوال و نگراني براي مردم و آگاهان جامعه ميباشد، اين است كه چرا در مصرف اين كمكها شفافيت لازم صورت نميگيرد و چرا سعي نميشود تا با ايجاد ظرفيتهاي مناسب، سهم دولت افغانستان را در دريافت اين كمكها افزايش دهند. چنانچه ميبينيم در اجلاس گذشته كمكهايي با اين شرح صورت گرفت كه سهم اساسي نصيب مؤسسات و نهادهاي شده كه هيچگونه نظارت و حسابرسي شامل حال آنها نميباشد. براي آگاهي بيشتر نگاهي به گذشته مياندازيم. به تاريخ 21 و 22 جنوري سال 2002 كنفرانس توكيو داير گرديد. رياست اين كنفرانس را جاپان، ايالات متحده امريكا، اتحاديه اروپا و عربستان سعودي بر عهده داشت. در اين كنفرانس نمايندگان 61 كشور جهان و 21 نفر از موسسات حضور داشت. مجموع مبلغي كه براي افغانستان تعهد شده 5/4 مليارد دالر بود. به دنبال آن كنفرانس برلين با حضور هيئتهاي 65 گانه از 56 كشور جهان در ماه مارچ 2004 برگزار شد. در اين كنفرانس جامعه ملل مبلغ 2/8 مليارد دالر را براي سه سال جهت كمك به افغانستان تعهد كرد. پس از آن كنفرانس لندن برگزار گرديد. در اين كنفرانس نمايندگان بيش از هفتاد كشور گردهم آمدند. يكي از اهداف اساسي كه از سوي دولت افغانستان در كنفرانس لندن مطرح شد، دريافت حداقل پنجاه فيصد اين كمكها به دولت افغانستان بود، متأسفانه اين خواست تا كنون به دلايلي مشخص عمل نگرديده است. پيش از كنفرانس لندن از مجموع كمكهاي تعهد شده كه 45/13 مليارد دالر بود از اين طريق به مصرف ميرسيد: موسسات سازمان ملل متحد انجوهاي بينالمللي صيلب سرخ بينالمللي در اين ميان از مجموع كمكها 22 فيصد 8/1 مليارد دالر از طرف صندوق كمك به افغانستان به دولت افغانستان و 78 فيصد به موسسات بينالمللي و انجوها پرداخت شده است. موارد مصرف كمكهاي تعلق گرفته به دولت افغانستان نيز به اين شرح به مصرف رسيده است. از مجموع 8/1 مليارد دالر، پنجاه فيصد در خدمات بشري، 20 فيصد براي اعمار زيربناها به ويژه سركها (380 مليون دالر) و 900 مليون دالر براي امنيت مصرف شده است. فقدان ظرفيت سبب شده تا دولت افغانستان نتواند از اعتبار لازم در كسب اين كمكها برخوردار باشد. در همين ارتباط وزير اقتصاد ميگويد: از تمام سي ميليارد دالري كه از سوي جامعه جهاني كمك شده، 10 ميليارد آن تا هنوز اصلاً به افغانستان نرسيده و به تازگي براي تحويل آن توافق صورت گرفته و از 20 ميليارد كمك به افغانستان فقط 5/3 ميليارد آن از طريق بودجه افغانستان به مصرف رسيده است. بر همين اساس بود كه كمكهاي وعده داده شده اولاً در بانك جهاني ذخيره ميگردد و بعد بنابر ضرورت در كابل انتقال يافته و در اختيار انجوها قرار ميگيرد. بيشتر كشورهاي كمك كننده اين مبالغ را به مصرف متخصصين و نيروهاي خودشان ميرسانند وجود هزاران مشاور خارجي سبب شده تا از مجموع كمكهاي امريكا 4/1 عوض معاش متخصصين آن كشور در افغانستان پرداخت شود. چنانچه داكتر شمس، وزير اقتصاد ميگويد: از كمك هاي هنگفت جامعه جهاني نصف آن مصرف كارمندان خارجي شده است. از سوي ديگر شيوه كاري انجوها در پروژه هاي بازسازي به گونهاي است كه در نهايت با فقدان كيفيت لازم اجرا و عملي ميشود. براي نمونه موسسه هاي خارجي مانند يو. اس. ايد. پروژهها را به انجوهاي بينالمللي ميسپارد، اينها آن را به انجوهاي افغاني ميدهد، اين سلسله دوام پيدا ميكند تا اينكه هر كدام بين پنج الي 20 فيصد از حجم پروژه را براي خود نگاه ميكند. با توجه به اين وضع انتظار ميرود كه در اجلاس انجمن انكشافي افغانستان روي چند موضوع بحث و دقت لازم صورت گيرد. 1- دولت افغانستان طي چند كنفرانس گذشته به خاطر فساد اداري و عدم اعتماد كشورها نتوانست اين كمكها را مستقيماً جذب نمايد. حال بايد در اين اجلاس روي اين موضوع بحث شود كه با كدام راهكار ميتوان بر اين مشكل فايق آمد و به فضاي بياعتمادي پايان داد. 2- بيشتر كمكها از طريق انجوها به مصرف رسيده است، ولي هيچگونه ارزيابي و نظارت بر كاركردهاي آنان صورت نگرفته است، بهتر است كه روي مكانيزم مصرف، نظارت و حسابرسي اين كمكها نيز صحبت صورت گيرد. 3- مصرف درست و به جاي اين كمكها ميتواند در ايجاد اميدواري بيشتر به مردم و تأمين امنيت از كارآيي مثبت برخوردار باشد، هم اكنون اين گمانه وجوددارد كه از اين همه كمكهاي صورت گرفته، چگونه استفاده صورت گرفته و چرا آثار آن در كشور محسوس نميباشد؟ بنابراين ايجاب ميكند تا جهت اعتماد بخشيدن به مردم كارهاي عملي و محسوس بيش از همه وقت صورت گيرد. در غير آن مردم نسبت به وعدههاي داده شده با بياعتمادي و بدبيني نگاه خواهند كرد كه عواقب آن جز ايجاد نااميدي، فاصله ميان مردم و دولت و تدام ناامني چيزي ديگر نخواهد بود. :: رسانه ها قربانی بازی های سیاسی
رسانه ها قربانی بازی های سیاسی يكي از دستآوردهاي پس از توافق بن، آزادي بيان و رشد رسانههاي همگاني ميباشد، اگر در مقايسه با زمان حاكميت طالبان كه تنها راديو صداي شريعت به فعاليت ميپرداخت و نشريهاي به نام شريعت چاپ ميشد، نگاه نماييم، به طور جدي ميتوان گفت كه افغانستان هم اكنون در مرحلهاي خوبي از نظر كمي و كيفي قرار گرفته است. طي شش سال گذشته متأسفانه رسانههاي كشور با چالشهاي جدي مواجه بوده كه در برخي موارد اصل آزادي بيان، و فعاليت رسانهها در معرض تهديد قرار گرفته است. از يك سو رسانههاي كشور در آغازين مرحلهي كاري خود در مسير تجربه و آموزش دچار لغزشهاي ميباشد، از سوي ديگر مسؤولان دولتي و برخي حلقات قدرت تحمل چنين فضا را هرگز از خود نشان ندادهاند، برخورد برخي وكلاي پارلمان با رسانهها، لت و كوب چهل مورد تنها در يك سال اخير، قتل و گروگانگيري خبرنگاران از سوي مخالفين، اعمال فشار از سوي نهادهاي امنيتي و برخورد اخير لوي سارنوال با تلويزيون طلوع از نمونه مواردي است كه ميتوان به آن اشاره كرد. متأسفانه در اين ميان برخي از دستاندر كاران رسانهها و هم مقامات حكومتي با سياسي كاري سعي كردهاند كه با استفاده از عنوان رسانهها خواست و اهداف سياسي خود را مطرح و عملي سازند. مرثيه سرايي براي اجمل نقشبندي و اشكهاي تمساحي كه از سوي برخي ريختانده شد، بيش از اينكه براي مظلوميت خبرنگاران باشد، بيشتر به منظور تحت فشار قرار دادن حكومت و آن هم با پشتوانه قدرتهاي مطرح داخلي صورت ميگرفت، در مقابل لوي سارنوال با برخورد غير قانوني در برابر تلويزيون طلوع و مظاهرههاي سازمان يافته و هماهنگ شدهاي را كه راه اندازي نمودند. نشان داد كه آنان نيز نگراني جدي از برنامههاي به اصطلاح غير اخلاق رسانهها نداشته، بلكه بيشتر در صدد استفاده جويي براي موقعيت لوي سارنوال بر آمدهاند. آنچه كه بيش از همه جالب است. مظاهرههايي ميباشد كه در حمايت از لوي سارنوال و عليه طلوع راه اندازي شده بود. اگر واقعاً اين برادران كه عمدتاً خود بينندههاي سريالهاي زماني خشو هم عروس بود و داستان امتحان زندگياند، از برنامههاي غير اخلاق رسانهها شكايت دارند، چرا تنها اين مظاهره متوجه طلوع ميباشد، در حالي كه رسانههاي دولتي و خصوصي همگي در نشر آهنگها و سريالهاي هندي از همديگر سبقت ميگيرند و در خيلي موارد شباهتهايي ميان برنامهها و جود دارد. نوع شعارها عليه يك رسانه مشخص نشان ميدهد كه آنان نه تنها در فكر اصلاح نميباشند، بلكه صرفاً يك حركت سياسي سازمان يافته در جهت دفاع از كارهاي لوي سارنوال و ايجاد توجيه براي اقدام بعدي خواهد بود، بنابراين انتظار ميرود كه مسؤولان رسانهها اين خطرها را درك نمايند و براي نجات رسانهها از بازيهاي سياسي بيش از همه تلاش نمايند. در غير آن رسانهها قربانيان اصلي اين بازيها خواهد بود. :: تداوم مذاكرات بي حاصل
تداوم مذاكرات بي حاصل تنش ميان پاكستان و افغانستان، ريشه در تاريخ چند دههي دو كشور دارد. هنوز يك سال از روابط افغانستان و پاكستان در سال 1948 به سويه سفير نگذشته بود كه در سال 1949 گورنر جنرال پاكستان اظهار داشت: مناطق قبايلي كه در امتداد خط ديورند از چترال تابولان موقعيت دارد، جز لاينفك پاكستان بوده است. اين ادعا سبب شد تا هر دو كشور از همان آغاز تا به حال در منازعه و تنش به سر ببرند. صف بنديهاي سياسي در جهان و پيمانهايي كه شكل گرفت، دو كشور را در بسترهاي نوين سياسي قرار داد. چنانچه ميبينيم افغانستان در سال 1955 در كنفرانس عدم انسلاك كه در باندوك تشكيل يافت، به عضويت آن در آمده، باالمقابل پاكستان منحيث يك كشور منسلك و وابسته با پيمانهاي سيتو و سنتو كه امريكا و انگليس در آن عضويت داشت، اعلام پيوستگي نمود. اين عضويت و همگراييها در سطح بينالمللي سبب شد تا پاكستان همواره در چتر حمايت اين كشورها رشد و از موقعيت خوب سياسي نيز برخوردار باشد. پاكستان با اين باور كه هر حكومتي كه در افغانستان شكل ميگيرد بايد تحت كنترل او باشد به افغانستان نگاه كرده و همواره از هرج و مرج و بينظميهاي موجود سود برده است. همين روحيه سبب شده تا هيچگاه دو كشور به تفاهم كامل دست نيابند و متأسفانه سايه سياه بدبيني بر فضاي روابط دو كشور همواره حاكم بوده است. سفرهاي مقامات دو كشور از سال 1958 كه با رفتن ظاهرشاه به پاكستان صورت گرفت تا سفرهاي جنرال محمد ايوب خان در سال 1972 ذوالفقار علي بوتو 1976، ضياءالحق در سال 1977، سردار محمد داود در سال 1967 و نواز شريف در سال 1992 كه همزمان با پيروزي مجاهدين صورت گرفت، هيچ يك نتوانستند بر بحران روابط و تنشهاي خلق شده پايان داده و راههاي بيرون رفت از آن را ارايه نمايند. در همين فرصت، تلاشهايي نيز از سوي كشورهاي مختلف جهان جهت پايان دادن به منازعهاي دو كشور و رسيدن به يك توافق صورت گرفت، اما اين تلاشها نيز فاقد دستآوردهاي لازم به شمار رفت، براي نمونه در سالهاي 1955ـ 1956 كشورهاي انگلستان، امريكا، مصر، عربستان، تركيه و عراق سعي بيشتر به خرج دادند تا اختلاف ميان دو كشور حل شود. اما به خاطر تقاضاي متضاد طرفين تا حال اين اختلافات باقي مانده است. با ظهور طالبان در سال 1995 دخالتهاي پاكستان بيشتر و عريانتر شد. به طوري كه گروه طالبان به عنوان مجري سياستهاي پاكستان در كشور به نقش آفريني پرداخته و انجام وظيفه كردند. در همين ايام تنشها ميان دولت وقت آقاي رباني و حكومت پاكستان نيز به اوج خود رسيد، چنانچه در كابل به سفارت پاكستان حمله شد و كارمندان مجروح آن به پاكستان منتقل گرديدند. پس از يازدهم سپتامبر پاكستان در يك همگرايي سياسي با كشورهاي غربي قرار گرفته و شعار مبارزه با تروريزم را سر داد. با آنكه اين كشور هم اكنون مبالغ كلاني را از اين بابت دريافت ميكند، اما در عمل هيچ تغييري اساسي و بنيادين در شيوه و انديشهي زمامداران پاكستان به وجود نيامده است. همين امر سبب شد تا طي شش سال گذشته طالبان از پاكستان به عنوان نقطهي امن استفاده كرد، و در صدد بازسازي و سازماندهي دوباره خود برآمدند. متأسفانه كشورهاي غربي در اين مورد بيش از حد نسبت با پاكستان با مسامحه رفتار كرده و هرگز بابت دخالت و پناه دادن به تروريستان كدام اقدام و واكنش جدي نشان ندادند. تداوم اين مدخله سبب شده تا طالبان هم اكنون به عنوان يك خطر جدي در صحنهي كشور ظاهر شود. تلاش دولت آقاي كرزي در راستاي اعمال فشار عليه پاكستان و منابع اصلي تروريزم بينتيجه بوده است و هرگز توجه جدي كشورهاي همكار در صحنهي افغانستان را به همراه نداشته است. با آنكه پاكستان از يك سو سخن از مبارزه با تروريزم ميگويد، از طرف ديگر هر روز از برگزاري جرگه امن طفره ميرود و عملاً در سياست تقويت و تجهيز طالبان ادامه بخشد. اين در حالي است كه اين كشور با طرح كشيدن سيم خاردار همواره در صدد ايجاد تنشهاي جديد ميباشد. بيش از شش دور مذاكره و ديدار ميان سران دو كشور و سفرهاي متعدد مقامات بلند پايه هرگز نتيجهاي را به همراه نداشته است، با آنكه تركيه در سالهاي 1955 ـ 1956 در اين نقش تلاش كرد، اما حال نيز سعي دارد تا به عنوان واسطه در ايجاد روابط خوب ميان دو كشور عمل نمايد. با آنكه سخنگوي حامد كرزي از اين نشست استقبال كرده است، اما با توجه به ديدارهاي گذشته و تنشهاي پس از آن معلوم ميشود كه اين نشست نيز فاقد دستآوردهاي مثبت خواهد بود. گذشته از آن اظهارات اخير مشرف نيز نشان ميدهد كه اين كشور هنوز به موضع گذشته خود باقي و ادامه ميبخشد. بدون ترديد تا زماني كه زمامداران پاكستان به باور جدي نسبت به همكاريهاي مشترك و برخورد صادقانه نسبت به منابع تروريزم انجام ندهد، هرگز روابط دو كشور بهبود نخواهد يافت. آنچه كه از كشور ميزبان، تركيه، انتظار ميرود، اين است كه با توجه به حضور نيروهاي اين كشور و آگاهي از وضعيت موجود در افغانستان به مهمان اين نشست آقاي پرويز مشرف تفهيم و گوشزد شود كه پاكستان تا حال قدم جدي و صادقانه در راستاي مبارزه با تروريزم بر نداشته و عامل اصلي بحران و بيثباتي به شمار ميرود. :: 7 و8 ثور در يك نگاه
7 و8 ثور در يك نگاه افغانستان طي سه دهه گذشته، شاهد رخدادها، دگرگوني و انقلابهاي گوناگوني بوده است، سرنگوني رژيم سلطنتي محمد ظاهر شاه، كودتاي هفت ثور و كودتاي احزاب خلق و پرچم عليه يكديگر، اشغال افغانستان توسط ارتش شوروي سابق و پيروزي مجاهدين در هشتم ثور 1371 از نمونههايي است كه ميتوان به آن اشاره كرد. با آنكه 7 و 8 ثور دو پديده بزرگ در تاريخ كشور ميباشد، اما پيامدهاي هر دوي اين رويداد براي كشور و مردم، خسارتها بزرگ مالي و معنوي را به همراه داشت. پيامد 7 ثور تسلط رژيم كمونيستي در افغانستان بود كه با اين پيروزي در صدد نابودي و مبارزه عليه ارزشهاي ملي و اسلامي بر آمدند و در راستاي تثبيت موقعيت سياسي خود متوسل به حضور مستقيم شوروي سابق در افغانستان شدند. هشت سال جنگ و سركوبي مردم افغانستان به جرم عقيده و دفاع از ميهن و ارزشهاي معنوي شان، مليونها شهيد، آواره و ويرانيهاي تمام زير ساختهاي كشور از دستآورد اين رويداد ميباشد. پيروزي مجاهدين در هشتم ثور، نيز شهد پيروزي را در كام همگان تلخ ساخت و پس از اين روز، مردم افغانستان عملاً در يك جنگ ناخواستهي داخلي قرار گرفت. اين كشمكشها كه با عنوان و رنگ قومي، زباني، مذهبي و تنظيمي صورت ميگرفت هر روز بر ابعاد آن افزوده شد و به بيرحمانهترين جنگ و رويارويي تبديل شد. بنابراين مجاهدين افغان كه با شعار اسلام، آزادي، برابري، عدالت و... سالها مبارزه كردند در فرداي پيروزي با تمام آرمانهايشان پشت نموده و خود به عناصر ضد عدالت اجتماعي تبديل شدند، تلاش در جهت حفظ حاكميت تك قومي، زباني و مذهبي و حذف سيستماتيك اقوام ديگر كه نشانههاي آن در جنگهاي كابل و ديگر ولايات هويدا است، نمايانگر اين تفكر و انديشه ميباشد. آنچه كه بيش از همه هشت ثور را زير سؤال قرار ميدهد، ساختار تشكيل حكومتي بود كه در پاكستان شكل گرفت و از همان آغاز با ضعفهاي آشكار از جمله ناديده گرفتن بخش وسيع از جامعه در اين ساختار ميباشد. همين امر سبب شد تا نيات حاكمان آن وقت در اذهان ديگران زير سؤال قرار گيرد و نسبت به كاركردشان با ديده منفي نگريسته شود. هم اكنون اگرچه سران مجاهد و كمونيست در يك چوكات گردهم آمدهاند، اما در يك بررسي همه جانبه در مييابيم كه هر حركت و تحولي كه ريشه در بيرون داشته باشد و حمايت تودههاي مردمي را به همراه نباشد، به زودي زوالشان آشكار خواهد شد. بدون شك هفت ثور و هشت ثور هر يك از بستر لازم مردمي برخوردار نبوده و بيش از همه متأثر از عوامل بيروني بوده است. اين رويدادها براي ما ثابت ميسازد، كه اتكا به عوامل بيروني هرگز نميتواند ضامن بقا براي حكومتها و دولتها به شمار آيد. :: سردرگمي در مبارزه با طالبان
سردرگمي در مبارزه با طالبان زماني كه ايالات متحده امريكا از زمين و هوا سنگرهاي نظامي طالبان را نشانه گرفته، و كشورهاي غربي يكي پس از ديگري با اعلام حمايت از پروسه بن، نيروهاي خود را به افغانستان گسيل ميدادند، چنين انتظار خلق شده بود كه ديگر اثري از طالبان و القاعده باقي نخواهند ماند، رجزخوانيهاي فرماندهان امريكايي مبني بر دستگيري ملا عمر و بنلادن تا هنوز عملي نگرديده و بدتر از آن اينكه: با گذشت شش سال طالبان هم اكنون به عنوان چالش اساسي در برابر دولت و نيروهاي ائتلاف به شمار ميرود. سؤال اساسي اين است كه با اين همه سرباز، امكانات و حمايتهاي بينالمللي چگونه طالبان ديگر بار به صحنهي سياسي حضور يافته، به طوري كه به عنوان يك نگراني جدي از آن ياد ميشود، در پاسخ به اين پرسش تحليل زير ارايه ميگردد: 1- كشورهاي غربي از آغاز مبارزه تا كنون به منابع اصلي تروريزم توجه لازم نكردهاند. همين امر سبب شد تا طالبان در مناطق امن به تجديد حيات و سازماندهي مجدد دست زنند، هم اكنون شهرهاي مهم پاكستان به محل آموزش، و سربازگيري طالبان تبديل شده است. پرويز مشرف خود بارها به اين موضوع اعتراف كرده و بازداشت چهرههاي كليدي اين گروه در پاكستان و رهايي دوباره آنها خود گواه بر اين واقعيت ميباشد. گزارشي كه چند ماه قبل در انگلستان به نشر رسيد، نيز اين ادعا را تأييد ميكند كه سازمان استخبارات پاكستان در آموزش و تربيت دوباره طالبان نقش مهمي را ايفا ميكند. با اين همه پاكستان نه تنها از سوي كشورهاي غربي تحت فشار قرار داده نميشود، بلكه با اهداي مبالغ هنگفت به بهانهي مبارزه با تروريزم عملاً مورد نوازش قرار ميگيرد. اين امر سبب شده تا طالبان حامي خارجي خود را به عنوان يك پناهگاه مطمئن همواره در كنار خود احساس نمايد. 2- در عرصهي داخلي نيز متأسفانه دولت افغانستان از جديت لازم در مقابله با طالبان برخوردار نبوده است. چنانچه ميبينيم، چهرههاي مهم نظامي طالبان وقتي كه از صحنههاي نبرد دستگير ميشوند، بعضاً تبادله ميگردند و يا بر اثر وساطت سران اقوام و يا در قالب برنامههاي تحكيم صلح ديگر بار رها ميگردند. اگر فرهنگ محاكمه و مجازات نسبت به كساني كه با اقدام مسلحانه در صدد سرنگوني نظام ميباشند، عملي نشود، ما هرگز به امنيت، آسايش و صلح پايدار دست نخواهيم يافت. بنابراين ايجاب ميكند كه محاكم كشور نسبت به اين نوع افراد برخورد جدي نمايد تا باشد كه در پرتو محاكمه و مجازات از اقدامات تخريبكارانه طالبان جلوگيري نماييم. 3- پراكندگي سياسي در مبارزه با تروريزم سبب رشد و تقويت طالبان شده است، هم اكنون كشورهاي كمك كننده به افغانستان از هم سويي لازم در مبارزه با تروريزم و طالبان برخوردار نميباشند. چنانچه در هفتههاي اخير شاهد چند نوع اظهار نظر در مورد مذاكره با طالبان بوديم كه اظهار نظر كورت بيك رهبر سوسيال دموكرات آلمان و نماينده سازمان ملل مبني بر مذاكره با طالبان معتدل گواه بر اين ادعا ميباشد. از سوي ديگر با شكلگيري صف بنديهاي نوين در كشور نيز، شاهد ديدگاههاي متفاوت ميان آقاي كرزي و جبهه ملي افغانستان ميباشيم، اين وضع نشان ميدهد كه كشورهاي خارجي و دولت افغانستان در مبارزه با طالبان دچار سردرگمي و شك و ترديد شده است. 4- در اين ميان كشورهاي منطقه نيز دست به تحركات تازه زدهاند. آنان بر اين باوراند كه حضور امريكا در افغانستان به منافع اين كشورها يك تهديد به شمار ميرود، لذا همواره بر خروج و جدول زمانبندي آن تأكيد ميكند. اين در حالي است كه اخيراً خبرهاي مبني بر حمايت اين كشورها از شكلگيري جبهه ملي و نقش ايران در تجهيز طالبان نشر گرديد. با اين وضع به خوبي خواهيم يافت كه اين كشورها از قوت دوباره طالبان شايد بدشان نيايند و گذشته از آن كوشش خواهند كرد تا عرصه براي حضور دوامدار امريكا در افغانستان تنگتر شود. در پايان يادآوري اين نكته ضروري است كه: اگر امروز كشورهاي جهان و دولت افغانستان در مبارزه با طالبان با تسامح برخورد مينمايند. فردا تاوان آن را بايد با قربانيان بيشتر سربازان خود و گذشته از آن در پايتخت كشورهايشان پرداخت نمايند. :: مجادله با يك سكرتر!!
مجادله با يك سكرتر!! روز سه شنبه 28 حمل به شماره تلفن دستيار آقاي سيد مصطفي كاظمي تماس گرفته و خواستار وقت براي مصاحبه اختصاصي شدم، آقاي احمدي كه به حيث دستيار انجام وظيفه ميكند، در جواب گفت كه: فردا برايتان زمان مصاحبه را معلوم خواهم كرد. روز چهارشنبه 29 حمل با آقاي احمدي دوباره به تماس شدم، وي در جواب گفت: آقاي كاظمي خيلي مصروفيت زياد دارد و در ضمن شما در هفته نامه بهار ما را پيرو آيتالله خميني خواندهايد، چگونه از ايشان وقت مصاحبه مطالبه ميكنيد؟ من در جواب گفتم كه: مقاله ياد شده ديدگاه من درباره جبهه ملي است و من از آن دفاع ميكنم، اما مصاحبه با آقاي كاظمي را به منظور آگاهي از ديدگاه جبهه در نظر گرفتهايم، تا توازن ديدگاه، در هفته نامه رعايت شود، دستيار كاظمي در ادامه گفت: چطور شما چرنديات را ديدگاه ميناميد و در ضمن شما ما را پيرو آيتالله خميني نوشتهايد، در حالي كه ما مقلد آقاي خميني ميباشيم، يعني به فتواها و دستورهاي شرعي او عمل ميكنيم و شما با اين نوشته خواستهايد دل امريكاييها را خوش نموده و نسبت به ما بد بين سازيد، من در پاسخ گفتم: اين گمانه وجود دارد كه جبهه ملي از نظر سياسي با كشورهاي ايران، روسيه، و هند روابط نزديك دارد و ما متأسفانه با تجارب از گذشتههاي نزديك از مداخله اين كشورها دلخوشي نداريم، بنابراين سعي شود تا از مداخلات همسايگان جلوگيري شود. دستيار كاظمي گفت: شما خيلي مغرور هستيد، ما از كرزي هم نميترسيم، شما كدام مدرك داريد كه ما با ايران در ارتباط باشيم؟ مگر شما خودتان در ايران نبودهايد؟ من گفتم: من در زمان مهاجرت چند سالي را در ايران به عنوان مهاجر بسر بردهام و اين دليل نميشود كه به خاطر اين حضور موضع سياسي ايران را هم هميشه ستايش و تأييد نمايم، دستيار كاظمي گفت: شما در آنجا چه غلطي ميكردي؟ وقتي با ايران همسويي نداريد، چرا به كشورشان ميرويد؟ در پاسخ گفتم: آيا در ايران فقط كساني ميتواند برود كه سر سپرده و مزدوري آنها را انجام دهند؟ و آيا شما هستيد كه به جاي سفارت ايران تعيين ميكنيد كه چه كساني ميتواند ويزا دريافت نمايند و چه كساني نميتواند؟ پس از اين مجادله تلفن قطع شد. به هر حال! هفته نامه بهار صرفاً به خاطر انعكاس ديدگاه جبهه ملي خواستار اين مصاحبه شده بود، ولي جاي تعجب است كه دستيار سخنگوي جبهه ملي به عنوان يك فيلتر صرفاً براي كساني اين وقت را مساعد ميسازد كه با آنها از همسويي و هم نظري برخوردار باشند، گذشته از آن وقتي جناب آقاي كاظمي ادعاي يك حركت ملي را ميكند، بايد چنين اجازه و فرصت را براي رسانهها مساعد سازد تا به عمق اهداف و نيات ملي آنها دست يافته كه اين كار از راه صحبت، گفتمان و اظهار نظرهايشان ميسر ميباشد. :: گروگانگيري و راهكار تبادله
گروگانگيري و راهكار تبادله موضعگيري حكومت افغانستان در رابطه به گروگانگيريهاي اخير، با واكنشهاي متفاوتي روبرو گرديد. اين واكنشها زماني جدي شد كه فرمان رهايي پنج تن از فرماندهان طالبان در بدل خبرنگار ايتاليايي از سوي حامد كرزي صادر شد، اما نسبت به آزادي اجمل نقشبندي اين موضع تغيير كرد. داكتر اسپنتا وزير خارجه كشور در برابر خواست طالبان براي رهايي اجمل اظهار داشت: «اگر من را روزي به گروگان گيرند و تحت فشار خواستار رهايي طالبان شوم، بگذاريد من را بكشند، اما كسي را در برابر اين خواست آزاد نكنيد» از سوي ديگر مقامات حكومتي وسخنگويان رسمي نهادهاي مسؤول از اين تبادله به عنوان آخرين آن ياد كردند. آزادي خبرنگار ايتاليايي به گفتهي آقاي حامد كرزي بنا به درخواست كشور ايتاليا و به منظور ارج گذاشتن به سهمگيريهاي اين كشور در بازسازي افغانستان صورت گرفت. اگرچه ايتاليا از اين آزادي با گرمي استقبال كرد و به گفتهي آقاي كرزي حكومت ائتلافي آن از سقوط نجات يافت، اما نگرانيهايي را براي كشورهاي عضو ائتلاف نيز در پي داشت، اين نگرانيها درست همزمان با آزادي خبرنگار ايتاليايي ابراز شد. با توجه به موضعگيري متفاوت و چندگانه دولت و واكنشهاي صورت گرفته قبال آزادي خبرنگار ايتاليايي و قتل اجمل نقشبندي تحليل زير ارايه ميگردد: 1- با نگاهي به كشورهاي بحراني و در حال جنگ شاهد تاكتيكها و شيوههاي گوناگون مبارزه به منظور باجگيري و كسب امتياز ميباشيم. يكي از اين شيوهها گروگانگيري ميباشد. معروفترين اين گروگانگريها را ميتوان از گروگانگيري ورزشكاران اسرايلي توسط فلسطينيها در مونيخ آلمان، گروگانگيري ديپلماتهاي امريكا در تهران، شاگردان مكاتب در روسيه، گروگانگيري در سفارت افغانستان در پاكستان و موارد ديگري كه در فلسطين، عراق، لبنان و... صورت ميگيرد. بيشتر اين گروگانگيريها با هدف سياسي، كسب امتيازات و تحميل خواستههاي احزاب مخالف دولت ميباشد. اين شيوه، كشورهاي در حال جنگ را با يك چالش بزرگ مواجه كرده و معمولاً در تداوم، به خشونت و قتل فرد گروگان گرفته شده ميانجامد. عراق و افغانستان هم اكنون با اين مشكل مواجه ميباشد. هنوز در برابر اين پديده مكانيزمي مشخص از سوي حكومتها صورت گرفته نشده است و هر يك متناسب با شرايط و بافت كشور خود در صدد رهايي و مقابله با آن بر ميخيزند، البته فراموش نبايد كرد كه حكومتها و نيروهاي امنيتي كشورها تا آخرين مرحله كوشش مينمايند تا گروگانگيري به نفع مخالفينشان نيانجامد و گذشته از آن اين نوع امتياز دادن، خود تبديل به يك فرهنگ باج دهي و باجگيري ميشود كه عواقب آن براي حكومتها بسيار خطرناك است. هم اكنون طالبان نيز به اين شيوه متوسل شده و در صدداند تا با اين كار به خواستههاي خود كه يكي از آن آزادي افراد دربند حكومت است ميباشد. بدون شك اگر آقاي كرزي به اين خواست تن دهد، طبيعي است كه طالبان از اين شيوه به عنوان يكي از اهداف مهم و اساسي در راستاي منافعشان استفاده مينمايند. اشتباه بزرگي كه حكومت آقاي كرزي مرتكب شد، معاملهاي شتاب آلودي بود كه منجر آزادي يك خبرنگار ايتاليايي و پنج تن از طالبان شدند. اين تبادله چند پيامد را به همراه داشت: يكي از اين پيامدها اين است كه طالبان را وادار ساخت تا از اين تاكتيك استفاده نمايد، چنانچه پس از اين تبادله نزديك به ده تن ديگر از كارمندان امدادي در ولايتهاي قندهار و نيمروز ربوده شدند. مسئله دوم، عدم آزادي در برابر يك خبرنگار افغان بود، هم اكنون از نظر رواني حكومت افغانستان تحت فشار شديد تبليغاتي مخالفين سياسي قرار گرفته است. چيزي كه بيش از همه در رسانهها مطرح ميگردد اين است كه در نزد حكومت افغانستان جان شهروند افغاني ارزش ندارد. مسئله سوم كه در اين رابطه قابل بحث و ارزيابي است، اين ميباشد كه در گروگانگيريهاي اخير شفاخانه ايمرجنسي هلمند نقش فعال داشته و رييس اين شفاخانه به نام رحمتالله در تحويل دهي خبرنگار ايتاليايي و همراهانشان به فردي از قوماندانان طالبان به نام حاجي لالي نقش واسطه را ايفا كرده است، اما سؤال اساسي اين است كه چرا اين نوع ارتباطات از سوي نهادهاي امدادي به دور از نظارت مسؤولين امنيتي صورت گرفته است؟ اگر واقعاً قرار باشد، نهادهاي امدادي خارجي و انجوها تحت عنوان كمك به افغانستان به كارهاي اين چنيني بپردازند، طبيعي است كه حيثيت و اقتدار حكومت افغانستان زير سؤال قرار خواهد گرفت. 2- معامله شتاب آلود، حكومت با طالبان سبب گرديده تا در تداوم اين مبارزه آقاي كرزي با چالشهاي بزرگي مواجه شود. هم اكنون حكومت يا به ادامهي تبادله تن دهد ... در هر آيين و مكتبي، كتاب برترين عامل رشد همه جانبه فرهنگ و تمدن هر كشوري به حساب ميآيد. نميتوان جامعهي را پيدا كرد كه پيشرفته و متمدن باشد، اما از فرهنگ كتاب و كتابخواني در آنجا خبر و اثري نباشد و به جرأت ميتوان گفت، جامعهاي كه فرهنگ كتابخواني در آن، جا افتاده و به عنوان يك عادت پسنديده در آمده باشد، از بيشتر از چالشها و معضلات فرهنگي اجتماعي به راحتي و آساني عبور كرده و از بسياري از جهات چند سر و گردن بالاتر از جوامع ديگر ايستادهاند. در كشور ما افغانستان نيز در طول تاريخ چند هزار ساله آن اگر پادشاهان و حاكمان آن در جهت فرهنگ كتاب و كتابخواني توجه كرده و مردم را با سنت پسنديده كتابخواني آشنا ميكردند. به طور حتم، وضعيت فرهنگي اجتماعي، اين همه، ناهنجار و نابسامان نميبود! در كنار علل و عواملي ديگر، به نظر ميرسد، فقر و فشار شديد اقتصادي، اساسيترين عاملي باشد كه مردم را از فرهنگ كتاب و كتابخواني دور نگهداشته است. مردم تهي دستي كه تمام هوش و حواسشان مصروف لقمهي ناني است كه با هزار زحمت و مشقت آن را به دست ميآورند، ديگر با كدام نيرو و انگيزه و ذوق، دنبال كتاب و كتابخواني راه بروند؟ از ديد اين قلم تا معضل فقر و بيكاري در اين كشور پا برجاست توقع روي آوردن مردم به فرهنگ كتاب و كتابخواني انتظار كودكانهي بيش نخواهد بود و دولت و دوستداران كتاب، اگر ميخواهند مردم بدين فرهنگ پويا و بالنده توجه كنند در قدم اول، در بهبودي وضع معيشتي مردم بكوشند تا مردم علاقمند به كتاب، وجهي در جيب داشته باشند تا بتوانند با آن كتاب مورد نياز را تهيه و به خواندن آن مبادرت كنند. :: بازی سیاسی ایتالیا با افغانستان
از مدتي است كه كشور ايتاليا بازي را با حكومت افغانستان و كشورهاي عضو ائتلاف آغاز نموده است. اينكه ايتاليا در افغانستان از چه ميزاني توانمندي در عرصهي نظامي و بازسازي برخوردار است، بر همگان روشن ميباشد. نيروها و سربازان ايتاليا همانند كشورهاي امريكا، هالند، كانادا و انگلستان در خط مقدم نبرد نبوده و معمولاً در موقعيتهاي اجراي وظيفه مينمايند كه از امنيت نسبي برخوردار ميباشند، از اين رو اين نيروها متناسب با سربازان ديگر كشورها از آسيبپذيري كمتري برخوردار ميباشند. با اين همه حكومت ايتاليا از مدتي است كه در صدد اخبار داخلي و بينالمللي قرار گرفته و خبرهاي آن براي مردم و مسؤولين كشور ما قابل تعجب و تأمل ميباشد. براي اولين بار در جمع كشورهاي عضو ائتلاف صدر اعظم ايتاليا استعفا نمود و اين مسئله نيز ريشه در مسايل و قضاياي افغانستان داشت، فشار نمايندگان پارلمان اين كشور سبب شد تا صدر اعظم ايتاليا به استعفا روي آورد، اين مسئله سبب شد تا در ديگر كشورها نيز چنين روحيهاي به وجود آيد و در واقع خواست طالبان و پاكستان مبني بر خروج نيروهاي كشورهاي عضو ائتلاف براي اولين بار از سوي ايتاليا عملي ميباشد. موضوع ديگر حضور خبرنگار ايتاليايي در منقطهي هلمند و جنجال گروگانگيري آن از سوي طالبان ميباشد. با آنكه اين سفر بدون هماهنگي با مقامات و مسؤولين امنيتي صورت گرفت، سرانجام به يك جنجال بزرگ سياسي براي كشور، تبديل شد. بر اساس گفتههاي مقامات امنيتي در زمينه سازي اين سفر مسوول ايمر جنسي ولايت هلمند كه مربوط به دولت ايتاليا ميباشد، نقش داشته است با اين همه زماني كه مسئلهي گروگانگيري و خواست طالبان پيش ميآيد، حكومت اين كشور آقاي كرزي را ناگزير ساخته تا در اين معامله تن دهد، با آنكه به گفتهي برخي مقامات و كارشناسان هنوز راز اين معامله كشف نگرديده است، اما از قراين و شواهد پيدا است كه دولت ايتاليا در اين مورد بينقش نبوده است. گذشته از آن گفته ميشود كه حكومت ايتاليا علاوه بر مبلغ كلان مالي براي طالبان زمينه را براي آزادي چند تن از فرماندهان آن فراهم ساخته و هم اكنون نيز در صدد است تا رحمتالله رييس ايمر جنسي هلمند و واسطهي طالبان را از نزد مسوولين امنيتي رها سازد. آنچه كه بيش از همه براي ما مايه سؤال و تعجب ميباشد، ترك چهل تن از كارمندان امدادي مربوط به كشور ايتاليا ميباشد. ترك اين كارمندان در حالي صورت ميگيرد كه مردم افغاسنتان بيش از همه وقت نيازمند همكاري و حضور اين افراد در نقاط نيازمند ميباشد. اين اقوام دولت ايتاليا باج دادن به طالبان ميباشد و ترك آنان تأثر منفي رواني بر ديگر كاركنان امدادي به همراه خواهد داشت. حال وظيفهي مقامات كشور و كشورهاي فعال در مسايل افغاسنتان است كه نسبت به موضعگيريهاي حكومت ايتاليا چه موضعي را در پيش ميگيرند؟ به نظر ميرسد كه تداوم بازي با ايتاليا به ضرر شرايط موجود ميباشد و بهتر است كه با تصميم جدي و قاطع به اين بازيهاي سياسي پاسخ داده شود و موضع شفاف حكومت افغانستان نسبت به برخي حركتهاي غير مسوولانه اين كشور ارايه گردد. :: لينك باكس سايت اموزش ايرانيان
CopyRight © 2004-2007 By www.irwebnet.tk , All Rights Reserved |
منوي اصلي مديران سايت آرشيو سايت آرشيو ماهانه
86/06/01 - 86/06/31 86/05/01 - 86/05/31 86/04/01 - 86/04/31 86/03/01 - 86/03/31 86/02/01 - 86/02/31 86/01/01 - 86/01/31 85/12/01 - 85/12/29 85/11/01 - 85/11/30 85/10/01 - 85/10/30 85/09/01 - 85/09/30 85/08/01 - 85/08/30 85/07/01 - 85/07/30 85/06/01 - 85/06/31 85/05/01 - 85/05/31 85/04/01 - 85/04/31 85/03/01 - 85/03/31 85/02/01 - 85/02/31 85/01/01 - 85/01/31 84/12/01 - 84/12/29 84/11/01 - 84/11/30 لينکهاي روزانه آرشيو قالبها آمار بازديد ها
افراد آنلاين: تعداد بازديدها: |