تبليغاتX
نوسازی
صفحه نخست | آرشيو سايت | تماس با ما | طراح قالب
:: افغانستان و ضرورت اپوزيسيون كارآمد

افغانستان و ضرورت اپوزيسيون كارآمد

 

صف‌بندي‌هاي سياسي، شكل‌گيري احزاب، شوراها، و جبهه‌هاي جديد و گسست زودهنگام، به عنوان يك سنت در جامعه‌ي افغاني بدل شده است، براي نمونه مي‌توان از دهه‌ي هفتاد تا حال به اين ائتلاف‌هاي بي‌معيار و از هم پاشيدگي زودهنگام آن اشاره كرد. پيمان جبل‌السراج، شوراي هماهنگي، جبهه متحد شمال، جبهه حوزه جنوب غرب، شوراي مشرقي، و... پس از توافق بن نيز شاهد صف‌بندي‌هاي سياسي متناسب به خواست و فضاي خلق شده از سوي رهبران سياسي و تنظيم‌هاي جهادي بوديم،‌ مهمترين آن را مي‌توان در ائتلاف سياسي پس از انتخابات رياست جمهوري با محوريت محمد قانوني و همراهي افرادي چون حاجي محمد محقق، محمد علي جاويد و... ديد، اكنون پس از گذشت پنج سال از توافق بن، و علي‌رغم شعارهاي طرح شده مبني بر وحدت ملي، دموكراسي، و ايجاد فضاي نوين، اما در عمل شاهد بازگشت به دهه‌ي هفتاد و با همان روحيه‌اي قومي مي‌باشيم. شكل‌گيري جبهه متحد ملي اگرچه در ظاهر تمثيل از مشاركت همه‌ي اقوام را مي‌كند، اما در واقع، سمت و سوي سياسي نشان مي‌دهد كه: محورهاي حركت‌هاي جديد، ائتلاف‌ها، و شكل‌گيري نهادهاي سياسي بيشتر شباهت به اوضاع دهه قبل دارد. با آنكه آقاي مصطفي كاظمي سخنگو و رييس كميسيون سياسي جبهه‌ي متحد ملي، اين حركت را به عنوان يك جريان اصلاحي و در نقش اپوزيسيون ذكر مي‌كنند، اما به خوبي مي‌دانيم كه ائتلاف‌ها و زد و بندهاي سياسي در كشور، هرگز با معيارها و اصول اپوزيسيون همخواني ندارد. براي آگاهي از كار ويژه اپوزيسيون به اين ويژگي‌ها توجه مي‌كنيم و بعد خواهيم يافت كه جريان‌هاي سياسي ما از چه ميزان همخواني با اپوزيسيون برخوردار مي‌باشد، كارشناسان سياسي در مورد نقش اپوزيسيون مي‌نويسد:

در دموكراسي پارلماني، اپوزيسيون نقش حياتي بازي مي‌كند و در برابر استبداد احتمالي حزب حاكم نقش‌ مهار را بر عهده دارد.

گذشته از آن الگوهاي كاري اپوزيسيون در جوامع غرب از جمله در بريتانيا نشان مي‌دهد كه اپوزيسيون به عنوان حكومت بديل دريك نظام دموكراسي ايفاي نقش مي‌كند، به طوري كه رهبر اپوزيسيون از خزانه دولت حقوق دريافت مي‌دارد. در مورد نقش اپوزيسيون يكي از نويسندگان مي‌نويسد: دموكراسي پارلماني باشد يا رياستي، نمي‌تواند همچنان دموكراسي بماند، مگر اينكه اپوزيسيون به مانند شمشير داموكلس بر سر رهبران به طور دموكراتيك منتخب آويزان باشد.»

بدون ترديد با توجه به كار ويژه اپوزيسيون در ديگر كشورها در مي‌يابيم كه عمده‌ترين هدف آن نقش اصلاح طلبانه، نقد حاكميت، و ارايه طرح‌هاي مناسب در تمام عرصه‌ها براي بيرون رفت از وضع موجود مي‌باشد، بنابراين اپوزيسيون در اين نوع كشورها بيش از آنكه بر معيارهاي فردي و امتيازگيري استوار باشد، بيشتر در نقش اصلاح و نظارت بر زواياي پنهان حاكمان نقش آفريني مي‌كند.

در افغانستان متأسفانه ائتلاف‌ها، و ايجاد جبهه‌هاي تحت عنوان اپوزيسيون فاقد اين معيارها مي‌باشد. معيار رهبران ما از اپوزيسيون، صرفاً حضور و يا عدم حضورشان در قدرت ملاك مي‌باشد. تاريخ چند ساله گذشته از شكل‌گيري اپوزيسيون نشان داده است كه اساسي‌ترين هدف آن امتياز طلبي و باجگيري از حكومت بوده است. از سوي ديگر برخي اين جبهه‌هاي جديد با طرح‌هاي پيشنهادي خود به خصوص در مورد نيروهاي ائتلاف بيش از آنكه به منافع افغانستان توجه نمايند. بيشتر در نقش حافظ منافع كشورهاي همسايه عمل مي‌كنند، چنانچه اين موضوع را مي‌توان در بيانيه‌هاي شوراي متحد ملي به خوبي مشاهده كرد. بنابراين زماني كه اپوزيسيوني در جامعه‌ي ما شكل مي‌گيرد، دو چيز بيش از همه نمايان مي‌گردد، يكي مسئله‌ي امتياز طلبي و ديگري مداخلات پنهان كشورهاي بيروني مي‌باشد، با اين وضع گمان مي‌رود كه افغانستان يك بار ديگر به سمتي كشانيده شود كه تجربه‌اي تلخ آن را همگان در دهه‌ي هفتاد چشيده و لمس كرده‌اند. انتظار همگان اين است كه اپوزيسيوني با معيارهاي قانوني شكل گرفته و به وظايف اصلاح طلبانه، نظارتي، و نقش دولت بديل را ايفا نمايد، در غير آن جز ايجاد پراكندگي سياسي، تشويش اذهان و آسيب به روند موجود، دست‌آورد ديگري را به همراه نخواهند داشت.

ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :یکشنبه 1385/12/27
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: بهار خونینی در راه است؟

بهار، فصل زيبا طبيعت، و رويش زيبايي‌ها در دامان كوهساران است، در اين فصل در ديگر مناطق و كشورها، مردم به پيشواز طبيعت رفته و با اميد به زندگي بهتر، فصل جديدي از زندگي را آغاز مي‌نمايند، در افغانستان از دير زماني است كه از بهار به عنوان سرآغاز فصل جنگ، خشونت، و عمليات‌هاي ويرانگر نام برده مي‌شود و مردم با پايان فصل سرد زمستان يك فصل خونين را به انتظار مي‌كشند، حملات بهاري از مدتي است كه به يك شيوه و رويش جنگي ميان نيروهاي متخاصم بدل شده است و با آب شدن برف‌ها، رويارويي عملي ميان نيروها آغاز مي‌گردد، امسال، اين نگراني‌ها افزايش يافته است، با آنكه فرماندهان نيروهاي ائتلاف از برتري قواي نظامي در برابر طالبان سخن مي‌‌گويند، اما طالبان از آمادگي شش هزار نيرو براي حملات بهاري گپ مي‌زنند.

احتمال و ترس از حملات بهاري سبب شده تا مردم از لحاظ رواني در يك ناامني مطلق قرار گيرد، هم اكنون ولايت‌هاي جنوبي با اين ناآرامي‌ها روبرو است، به طوري كه ده‌ها هزار فرزند هموطن از مكتب و تحصيل بازمانده است.

وضعيت موجود در هلمند نشان مي‌دهد كه طالبان هم اكنون از برتري نسبي در اين ولايت برخوردار مي‌باشد، متأسفانه وضعيت در اين ولايت در بازي‌هاي سياسي، و معاملات پنهان ميان كشورهاي بيروني و حلقات به سمتي مي‌رود كه در نهايت منجر به تقويت نيروهاي  طالبان و تسلط بيشتر آنان در مناطق خواهد شد.

امروزاين پرسش براي همگان خلق شده است كه چرا موسي‌قلعه و ديگر ولسوالي‌هاي هلمند براي اين همه مدت در اختيار طالبان مانده و چرا عمليات آشيل با آن همه نيرو، تجهيزات، و ساحه‌ي عملياتي فاقد دست آورد لازم مي‌باشد.

اگر واقعاً نيروهاي ائتلاف و اردوي ملي نتواند از چهار ولسوالي در برابر طالبان دفاع نمايد، ديگر اعتبار، حيثيت، توانايي، و صداقت آنان در مبارزه با طالبان و تروريزم براي هميشه زير سؤال قرار خواهد گرفت.

امروز همه‌ مي‌دانند كه قوت طالبان در هلمند ناشي از توانايي‌هاي نظامي، مشروعيت و استقبال مردمي نيست، بلكه عامل عمده در رفتارهاي مشكوك، مرموز، و معاملاتي پنهاني است كه منجر به وضعيت موجود گرديده ست.

بدون ترديد مجال بخشيدن به طالبان و تأمل در شيوه برخورد و مذاكره بر سر مناطق سرآغاز شكست دولت و نيروهاي ائتلاف به شمار خواهد رفت، جاي سؤال اين است كه چرا دولت همواره منتظر اين است كه فصلي بهار فرا رسد و شاهد لشكر كشي و عمليات‌هاي طالبان باشد. آيا نمي‌شود با تدابير درست و عمليات‌هاي پيشگيرانه از اين نوع اقدامات جلوگيري شود و هر نوع فضا و عرصه را براي مانور و فعاليت‌هاي آنان محدود و تنگ سازد، به هر حال اگر برخورد با طالبان به اين شكل ادامه بخشد و به جاي مقابله، به بازي‌هاي سياسي روي آورند، امسال شاهد بهار خونين و تحولات خطرناك خواهيم بود، زيرا تأمل دولت و نيروهاي ائتلاف در مقابله با طالبان سبب مي‌گردد تا آنان بيش از هر وقت نيرومند و فرصتي براي عمليات‌هاي مختلف پيدا نمايند.

 

 

ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :یکشنبه 1385/12/27
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: سال 1385 و ناكامي دولت در تأمين امنيت

سال 1385 و ناكامي دولت در تأمين امنيت

 

 

1- سال 1385 در حالي به پايان رسيد، كه ناامني به عنوان يك چالش اساسي و خطر جدي در برابر دولت به شمار مي‌رود. با آنكه انتظار مي‌رفت كه پس از پنج سال بنيادهاي تروريزم از هم گسسته و موفقيت‌هايي در اين عرصه به وجود آيد، ولي با تأسف هر روز شاهد ناامني‌هاي بيشتر در مناطق جنوب به ويژه ولايت‌هاي هلمند، قندهار، زابل، ارزگان، و... مي‌باشيم. ناكامي دولت و نيروهاي ائتلاف در تأمين امنيت سبب گرديده تا تروريزم بيش از هر وقت ديگر قوت گرفته و يك بار ديگر به عنوان يك  تهديد ظهور نمايد. هم اكنون طالبان در چهار ولسوالي هلمند عملاً تسلط دارند و به اجراي قوانين خود مي‌پردازند. با آنكه كميسيون دفاعي مجلس، وزارت داخله، و دفاع ملي طي سال گذشته با ارايه راهكارهاي جديد و وعده‌هاي مبني بر تأمين امنيت سخناني را ايراد كردند، اما در نهايت به خاطر برخي معاملات مشكوك، مرموز و پنهاني كه وزير دفاع از آن به عنوان مسايل قومي و سياسي نام برد، هلمند همچنان نا آرام و پناه گاه امني براي طالبان به شمار مي‌رود. اين در حالي است كه سال گذشته شاهد عمليات‌هاي انتحاري، و انفجارات كشنده در گوشه وكنار كشور بوديم. بنابراين سال 1385 به عنوان يك سال ناامن در كار نامه‌ي دولت افغانستان ثبت و به شمار مي‌آيد.

2- روابط افغانستان با كشورهاي همكار در اين سال دچار تزلزل شده و ناكامي‌ها در عرصه تأمين امنيت، فساد اداري، كشت مواد مخدر سبب شده تا برخي كشورها از سوي احزاب سياسي، وكلا، و برخي چهره‌هاي مطرح ملي‌شان تحت فشار قرار گرفته به طوري كه بحث در مورد خروج نيروهاي ائتلاف نيز در صدر مباحثات‌شان قرار گرفت، از سوي ديگر گفته مي‌شود كه اختلافاتي نيز ميان نيروهاي مطرح از جمله انگليس و امريكا روي برخي موضوعات پيش آمده كه اين امر نيز در ناامني‌هاي اخير و تعلل در مقابله با طالبان را به همراه داشته است.

سفر آقاي كرزي به لندن به گفته‌ي برخي كارشناسان در راستاي رفع همين ابهامات صورت گرفت. كشورهاي همسايه نيز هنوز به حضور نيروهاي ائتلاف به عنوان اشغالگران نگاه دارند. دولت افغانستان هنوز نتوانسته است، كشورهاي بين‌المللي را نسبت به منابع تروريزم (پاكستان) متقاعد سازد، گزارش مركز مطالعات استراتيژيك امريكا در مورد افغانستان نشان مي‌دهد كه در ميان اين كشورها نسبت به توانايي‌هاي دولت آقاي كرزي شك و ترديدهاي خلق شده است. در سال 1385 براي اولين بار اين پرسش براي كشورهاي كمك كننده مطرح شد تا بدانند كه علل ناكامي‌هاي‌شان در چه بوده است؟ با آنكه بيشتر كشورها از تعهد مالي و انساني سخن مي‌گويند، ولي در صحنه‌ي عمل وضعيت چنان بر وفق مراد آنان نمي‌باشد.

3- فساد اداري و كشت ترياك: فساد اداري يكي از چالش‌هاي ديگر در برابر دولت افغانستان به شمارمي‌رود. انتصاب لوي سارنوال آقاي ثابت در رأس اين اداره و اعلام جهاد وي عليه فساد اداري تا حال جز ايجاد تنش كدام دست‌آوردي را به همراه نداشته است، سلب صلاحيت، بازداشت و حبس برخي مديران دولتي نتوانست به اين پديده پايان بخشد، متأسفانه در برخورد با مسئله فساد اداري بيش از انكه به عوامل و ريشه‌ها و ارايه راهكارهاي مثبت توجه شود، بيشتر با نگاه سياسي برخورد صورت مي‌گيرد.

با اين نگاه هرگز مسؤولين سارنوال به دست‌آوردهاي مطلوب دست نخواهند يافت، كشت ترياك نيز متأسفانه به بالاترين رقم خود رسيد، تلاش در جهت مبارزه با اين پديده با شيوه‌هاي گرفته شده از دست‌آوردي برخوردار نبوده است، هم اكنون ولايت هلمند به عنوان يكي از مراكز مهم توليد ترياك به شمار مي‌رود.

4- در عرصه‌اي اقتصادي: با آنكه آقاي كرزي از ازدياد درآمد سرانه مردم سخن مي‌گويد، اما افزايش ناچيز حقوق براي كارمندان نشان از اين است كه هيچ تغيير اساسي و بنيادين رونما نشده است. در كنار اين، ما شاهد افزايش بيكاري، بازگشت مهاجرين و نبود اشتغال در كشور مي‌باشيم، فقدان كار سبب شده است تا بار ديگر مردم اين سرزمين به درب دروازه‌هاي سفارتخانه‌هاي خارجي صف بسته و يكبار ديگر آوارگي و مهاجرت را به تجربه گيرند. با آنكه برخي شركت‌ها فعاليت‌هاي خود را آغاز كرده است، اما بيشتر نيروهاي كاري آن را افرادي از كشورهاي همسايه تشكل مي‌دهد. دولت آقاي كرزي در بودجه سالي نو صرفاً دو صد افغاني در معاش كارمندان افزوده است، اين در حالي است كه وكلاي پارلمان از اين بودجه تا سقف هزار دالر را نصيب شده‌اند. بنابراين سال 1385 را نمي‌توان به عنوان يك سال موفق در عرصه‌ي اقتصادي براي مردم افغانستان به حساب آورد.

5- صف‌بندي جديد سياسي: اعلاميه ديده‌بان حقوق بشر با واكنش‌هاي از سوي رهبران جهادي همراه شد، پس از نشر اعلاميه، ولسي جرگه در يك واكنش انفعالي به تصويب منشور مصالحه‌ي ملي پرداختند كه بر اساس آن مجرمين جنگي در دهه‌هاي گذشته از تعقيب قضايي بازمي‌مانند، اين منشور با تعديلاتي از سوي رييس جمهور كرزي همراه شد و سرانجام به تصويب رسيد، به دنبال آن شاهد مانور سياسي رهبران جهادي در غازي استديوم و تشكل جبهه ملي بوديم. كشمكش‌هاي سياسي اخير نشان مي‌دهد كه حركت‌هاي سياسي بر معيارهاي قومي، سمتي و لساني شكل گرفته و دقيقاً با وضعيت دهه‌ي هفتاد شباهت دارد، بنابراين سال 1385 سال اختلافات و پراكندگي سياسي را نيز به همراه داشت.

6- رسانه‌ها: سال گذشته براي رسانه‌ها سالي خوبي نبود، در اين سال از يك سو خبرنگاران، حتي در خانه ملت مورد تهديد و لت و كوب قرار گرفت، از سوي ديگر تلاش‌هاي سازمان يافته جريان دارد با تصويب قانون جديد رسانه‌ها را با نوعي محدوديت مواجه سازد.

تلاش مسؤولان رسانه‌ها در اين مورد تا حال كدام دست‌آوردي را نداشته و معلوم نيست كه سال آينده وكلاي مردم براي رسانه‌ها چگونه قانوني را به تصويب خواهند رساند؟

با اين همه، دولت موجود و فضاي فعلي براي همه‌ي شهروندان به عنوان يك دست‌آورد مهم پس از توافق بن به شمار مي‌آيد، اميد است كه مقامات دولتي با تجارب از گذشته، ضعف‌هاي جاري را شناسايي و با كالبد شكافي و بررسي نواقص راهكارهاي علمي، و عملي براي رفع آن بردارند. زيرا اين فرصت، فضا و اين فصل به آساني به دست نيامده،  در غير آن ما شاهد بازگشت به فصل‌هاي سياه خواهيم بود كه تجربه‌ي تلخ آن را همگان لمس و احساس كرده‌اند.

 

 

ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :یکشنبه 1385/12/27
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: لينك باكس سايت اموزش ايرانيان

CopyRight © 2004-2007 By www.irwebnet.tk , All Rights Reserved
Design By : mohsen