| صفحه نخست | آرشيو سايت | تماس با ما | طراح قالب |
|
منوي كاربري لوگوي سايت
لينک دوستان لوگوي دوستان موزيک سايت
ويرايش قالب روبات سياه |
:: در نبود نيروهاي ائتلاف، چه كساني سود مي برند؟
از مدتي است كه پيش شرط ها و طر ح هاي، مبني بر خروج نيروهاي خارجي بعنوان يگانه راه بيرون رفت از وضعيت جاري مطرح مي گردد. اين طرح ها بصورت آگاهانه وهدفمند از سوي حلقات داخلي و خارجي هم اكنون بطور رسمي ووسيع مطرح و در رسانه ها انعكاس مي يابد. درپس اين طرح، هدف هاي مشخصي مطرح مي باشد كه اينك به شرح وتحليل آن مي پردازيم: پس ازسقوط دولت داكتر نجيب الله، افغانستان به محل منازعه اي ميان اقوام، مذاهب، وتنظيم هاي سياسي مبدل گرديد. اين جنگ كه سال ها دوام يافت، تمام زير بنا هاي اقتصادي كشور را نابود و افغانستان را در استانه اي يك فاجعه اي انساني قرار داد. جامعه اي جهاني در اين د هه حاضر به نقش فعال وجدي نگرديدند وصرف به بيانيه ها و توصيه هاي اخلاقي مي پرداختند. غيبت جامعه اي جهاني از افغانستان و درنهايت فراموشي اين كشور سبب گرديد تا طالبان نيز بمدت پنج سال به حاكميت مبني بر تفسير خود از دين و زمامداري پرداخته و يك فصل سياه و ننگين را بر افغانها تحميل نمايد. حاكميت قبيله گرا ومتحجر گرايانه ملاعمر، افغانستان را ا زدهكده جهاني منزوي كرده وبا اعمال سياست هاي سخت گيرانه روز هاي سخت ودشواري براي ساكنين اين مرز و بوم را فراهم ساخت. در حاكميت طالبان آزادي ودموكراسي از اين سرزمين رخت بر بست وعملا خانه هاي محقر مردم بعنوان زندان تبديل شد. شهرهاي بي صدا و بي سرود، به شهر ارواح درآمده بود و بخش عظيم از جامعه به جرم زن بودن از هر نوع امتيازات مدني وشهري محروم شدند. گذشته از آن افغانستان به لانه اي اصلي تروريستان مبدل گرديد بطوريكه طرح ها وبرنامه هاي آنان تهديد جدي عليه امنيت بين المللي به شمار مي رفت. حمله به نيوريارك دريازدهم سپتامبر نمونه اي عيني از اين قوت و تهديد عليه امنيت جهاني و خطر توسعه اي اين نوع حملات به شمار مي رفت. با اين پس منظر و شرايط حاكم بر كشور بود كه حضور نيروهاي ائتلاف بعنوان يك ضرورت مطرح شده و از موجوديت آنان در راستاي تامين امنيت، ثبات، بازسازي در چوكات قانون دفاع مي گردد. بدون ترديد با توجه به اينكه هم اكنون با حضور ۳۹ كشور جهان و ۴۰ هزار سرباز، امنيت هم چنان به مخاطره ا فتاده؛ اما درفقدان اين حضور، افغانستان يك شبه بكام طالبان و پاكستان خواهد غلطيد. حال اين پرسش راپاسخ خواهيم داد كه در نبود اين نيروها چه كساني سود مي برند؟ ۱- پاكستان: پاكستان با سابقه ديرينه و به درازاي پنج دهه است كه در منازعه با افغانستان بسر مي برد. از آغاز استقلال اين كشور تا به حال خط ديورند وا دعاهاي مطرح ازسوي پاكستان بعنوان يك چالش در مناسبات دوطرف به شمار مي رود. پاكستان طي سالهاي جهادو مقاومت سعي كرده تا با استفاده از فضاي موجود، سلطه اي سياسي و نظامي خود را بر افغانستان تحميل وعملاً اين كشور را در اختيار خود داشته باشد. شكل گيري طالبان واعزام آنان به افغانستان عملاً در همين راستا صورت گرفته و بمدت پنج سال اين كشور بعنوان حاكم اصلي بر افغانها به شمار رفت. حضور جامعه اي جهاني وتوجه به مسله اي افغانستان سبب شد تا پاكستان عملاً از اين سلطه گري باز مانده وا زروي ناگزيري بطور مقطعي و ظاهري همسو با نيروهاي ائتلاف و جامعه جهاني قرار گيرد.حضور اين نيروها سبب مي شود تا پاكستان از مداخلات عريان بپرهيزد و از جولانگاه خوبي برخوردار نباشد. از همين جهت است كه اين كشور در حاليكه خود را همسو باسياستهاي امريكا وانگليس در مبارزه با تروريزم مي داند، اما از سوي ديگر شوكت عزيز صدراعظم آن كشور عملاً خواستار خروج نيروهاي ائتلاف مي گردد. چنانچه وي اخيراً در سفر به امريكا تلويحا ً چنين گفته است: (( امريكا در مشورت با افغانان و همسايگان، افغانستان راترك كنند.)) ۲- طالبان و حكمتيار: طالبان وحزب اسلامي حكمتيار ازهمان آغاز با اين حضور مخالفت كرده بودند. نيروهاي طالبان مي داند كه شكست و انزواي آنان درحضور نيروهاي ائتلاف مي باشد.آنان بخوبي درك كرده اندكه در فقدان اين نيروها موفق خواهند شد تا به اهداف نظامي خود دست يابند. گلبدين حكمتيار نيز در پاسخ به خواست آقاي حامد كرزي مبني بر مذاكره و سازش زمان بندي خروج نيروهاي خارجي را بعنوان يك شرط مطرح نموده است. آقاي حكمتيار بخوبي مي داند كه خروج اين نيروها در شرايط فعلي چه پيامد هاي را به همراه دارد، اما وي با آگاهي ا زاين پيامد ها بر اين شرط اصرار ورزيده و خواستار عملي شدن آن مي باشد. ۳- عناصر فرصت طلب: در اين ميان برخي از عناصر فرصت طلب نيز بعضاً باطالبان و پاكستان همنوا گرديده و خواستار خروج اين نيروها مي گردند. اين نوع افراد كه هم اكنون در پناه اين نيروها در بستر هاي امن و مرفه خودبسر مي برند، اما از ا نجاي كه انارشيزم، هرج و مرج و بي نظمي جز سرشت ذاتي شان شده و ازاين فضا، قدرت، تاراج، غارتگري ورياست را كمايي كرده اند، حال نيز درصدد برآمده تا به فضاي گذشته بر گشته ودر فقدان نيروهاي بين المللي از انزوا بيرون شده وديگر بار خود را بر مردم مظلوم تحميل نمايند. آقاي رباني يكي از اين چهره ها است كه اخيراً موضوع خروج نيروهاي بين المللي را خواستار شده بود وي در مصاحبه اي با روزنامه (واگيت) تركيه گفته است كه: ((مردم افغانستان از نيروهاي ناتو دلخوشي ندارند واكنون خواهان خروج نيروهاي ناتو از خاك كشور شان هستند.)) اين گفته ها ازسوي كسي كه خود، هم اكنون امنيت شان رادر سايه حضور اين نيروها مي بيند بسيار قابل تعجب و تاسف انگيز مي باشد. بهر حال مجموعه از مخالفين ، عناصر فرصت طلب وعوامل سلطه ازجانب پاكستان، در صدد اين فرصت اند كه چگونه درنبود نيروهاي ائتلاف به خواسته ها و اهداف خود نايل شوند. به نظر مي رسد كه طرح خروج نيروهاي ائتلاف ازسوي هر كانالي كه عنوان مي گردد جز يك پروسه و توطئه هدفمندي است كه در راستاي نا امن ساختن، هرج ومرج و بازگشت به وضعيت دهه هفتاد صورت مي گيرد. :: رسانه ها؛ تحريم يالغو تحريم؟
يكي از دست آورد هاي پس از توافق بن، فرصت يابي براي آزادي، دموكراسي ورشد رسانه هاي همگاني مي باشد. با آنكه در رژيم طالبان تنها يك راديو ونشريه اي با عنوان صداي شريعت كه تمثيل كننده خواست ها، آرمان ها واهداف متحجرانه آنان به فعاليت مشغول بود؛ اما در شرايط فعلي صدها نشريه در موضوعات مختلف به نشر رسيده ورسانه هاي تصويري، صوتي والكترونيكي نيز از رشد بي سابقه اي برخوردار مي باشد. اين رسانه ها طي پنج سال توانسته اند كه به عنوان چشم بيناي مردم، بر زاوياي پنهان مسوولان ايفاي نقش نموده وهمه روزه مردم را در نقاط مختلف از واقعيت هاي عيني مطلع سازد. با توجه با اين دست آورد، رسانه هاي كشور هم اكنون با چالشهاي فراواني نيز مواجه است. وابستگي مالي، عدم افراد مسلكي در راس برخي از رسانه ها، و مخالفت چهره هاي بنيادگرا و مخالف آزادي هاي موجود، سبب شده است كه تا هر از گاهي در عرصه اطلاع رساني مشكلاتي خلق گردد. چنانچه سال گذشته بعنوان مرگبارترين سال براي خبرنگاران اعلام گرديد كه بخشي از خشونت هاي اعمال شده عليه خبرنگاران در افغانستان صورت گرفته بود. پارلمان كشور كه انتظار مي رفت در راستاي تقويت رسانه ها پيشگام شود، خود در مواجه با آن قرار گرفته بطوريكه برخي و كلا با لت و كوب خبرنگاران عملا نيات واهداف خود را اظهار نمودند. در همين حال، در حاليكه قرار است بحث بر سر قانون رسانه ها آغاز شود اما به گفته اي برخي منابع دست هاي در تلاش اند تا با اعمال محدوديت، قانوني را به تصويب و اجرا گذارد. اين در حالي است كه در شرايط فعلي، برخي از مسوولين اتحاديه هاي خبرنگاران طرح تحريم خبر رساني را مطرح مي كنند. چنانچه چند روز قبل مسولين انجمن خبرنگاران و برخي از چهره هاي ديگر اين موضوع را ازرسانه ها اعلام كردند. از سوي ديگر مسوول اتحاديه ملي ژورناليستان با اين طرح مخالفت نموده و تحريم خبري را مغاير رسالت اطلاع رساني ذكر مي كند. آقاي فاضل سانچاركي ميگويد: (( ما مسايل كلان ملي را در پيش داريم و در اين شرايط اگر بين نهاد هاي مختلف همنوايي و همفكري و جود نداشته باشد ما آسيب خواهيم ديد و از آزادي بيان واصول ژورناليستي تخطي كرده ايم. )) پراگندگي در موضع گيري مسوولين رسانه ها، سبب ميگردد تا در شرايط فعلي اين نهادمتضرر شده و بيش از هر وقت ديگر اسيب ببيند. در حاليكه بحث روي قانون رسانه هاي همگاني و بر خورد با خبرنگران بعنوان يك موضوع عمومي همگاني وصنفي مي باشد اما هرنوع بر خورد سليقه اي، سياسي، ويا از روي رقابت با آن از شان خبرنگاران و مسوولين اتحاديه ها بعيد است. بنا بر اين ايجاب مي كند كه خبرنگاران باد رك واقعيت هاي موجود به يك هم نظري لازم دست يافته و با چالش هاي كه آنان راآسيب پذير مي سازند مبارزه نمايند. بدون ترديد اختلاف و پراگندگي يكي از چالش هاي اساسي در برابر رسانه ها به شمار مي رود. :: تامين امنيت، تضميني براي سرمايه گذاري
دومين كنفرانس همكاري اقتصادي منطقه اي، با حضور نمايندگان كشورهاي همسايه، گروه هشت و سازمان هاي مختلف بين المللي برگزار گرديد. آقاي حامد كرزي در اين كنفرانس ضمن مثبت خواندن وضعيت كشور در عرصه اي تجارت وسرمايه گذاري گفت: (( طي پنج سال گذشته ، افغانستان درجهت ايجاد شرايط مناسب براي سرمايه گذاري هاي خارجي به پيشرفت هاي چشمگيري دست يافته است. رقم مجموعي سرمايه توسط سكتور خصوصي وشركت هاي مهم جهاني در طي همين مدت به ۴.۵ بيليون دالر امريكايي ميرسد)). با آنكه افغانستان طي چند سال گذشته توانسته است درعرصه هاي مختلف بين المللي جايگاه خوب كسب نمايد؛ اما هم اكنون اين روند با چالشهاي اساسي مواجه مي باشد. فقدان امنيت، بازيابي دوباره مخالفان ودخالت هاي پاكستان بعنوان يك نگراني جدي براي سرمايه گذاران به شمار مي رود. چنانچه آقاي كرزي خود در كنفرانس دهلي به اين موضوع اشاره كرده مي گويد: ((امروز پديده هاي افراطيت و تروريزم كه زندگي مردمان ما را تهديد ميكند به عنوان مهيب ترين چالش در مقابل رفاه و سعادت منطقه محسوب ميگردد.)) فساد اداري ، و نبود برق نيز بعنوان چالش ديگري است كه سرمايه گذاران ازآن شكايت داشته وآن را بعنوان مانع مهم در راه برنامه هاي شان ذكر مي كنند. با اين همه كنفرانس منطقه اي در هند يك فرصتي مناسبي بود تا كشورهاي مختلف به ارزيابي كار كرد هاي گذشته و جستجوي راهكار هاي جديد بپردازند. چنانچه آقاي منموهن سنگهـ صدر اعظم هند ميگويد: ((اين كنفرانس بايد فرصتي براي ارزيابي دستاوردهاي گذشته و بررسي ديدگاه ما براي فردا باشد.)) كنفرانس منطقه اي در هند اهميت و توجه كشور هاي منطقه را به موضوع سرمايه گذاري در افغانستان نشان ميدهد. اما پيش شرط اين توجه، تامين امنيت، سالم سازي ادارات، ورفع هر نوع موانع اساسي در برابر سرمايه گذاران مي باشد. به نظر مي رسد كه تامين امنيت تضميني اصلي در برابر سرمايه گذاران به شمار مي رود. :: همفکری ربانی با طالبان ومشرف
مصاحبه اي آقاي برهان الدين رباني با روزنامه ( واكيت) تركيه از چند زاويه قابل تحليل و بررسي مي باشد. آقاي رباني در اين مصاحبه به موضوعاتي مختلفي اشاره كرده كه اينك هر يك را به نقد و بررسي ميگيريم. ۱- يكي از موضوعاتي كه در اين مصاحبه مطرح شده است مسئله مذاكره برخي رهبران ائتلاف شمال با طالبان مي باشد. آقاي رباني در اين مورد گفته است كه: (( ديدار برخي گروه هاي ائتلاف شمال افغانستان صحت دارد. ولي من با طالبان ديدار نداشته ام)) آقاي رباني درقسمتي ديگري اين مصاحبه گفته است:( در صورت ورود طالبان به كابل با نيروهاي طالبان نخواهيم جنگيد) اين اظهارات براي برخي از محافل غير منتظره و عجيب تلقي گرديد و نگراني هاي را دامن زد، اما با شناختي كه از استاد وجود دارد چنين چرخش ها و تغيير موضع در امور سياسي، فكري، و موضع گيري ها يك امر طبيعي بوده است. صدور فتوا هاي جهاد آقاي رباني عليه ا حزاب سياسي، رهبران اقوام در سال هاي ۱۳۷۱ الي ۱۳۷۳ و ائتلاف با اين گروه ها از نمونه هاي عيني آن است. با آنكه آقاي رباني خود را از استوانه هاي جهاد و مقاومت مي داند، اما زمانيكه مسئله اي دست يابي به قدرت و حفظ موجوديت شان بميان مي آيد به هر وسيله اي متوسل شده، چنانچه در پس از پيروزي مجاهدين مي بينيم كه وي چگونه از معيار هاي ايدلوژيك جهاد عبور نموده ودر بستر مسايل قومي، لساني، سمتي، و تنظيمي قرار گرفته و عملاً بعنوان يك سكتاريزم عمل مي نمايد. از سوي ديگر در زمان شكل گيري طالبان و حضور آنان تا ولايت غزني آقاي رباني نيز به كمك آنها شتافته و با كمك هاي ميلياردي عملاً در رسانيدن طالبان تا دروازه هاي كابل نقش آفريني نمودند. در آن زمان آقاي رباني با اين هدف كه با رسيدن طالبان به نزديكي هاي كابل دو قدرت عمده آن زمان يعني حكمتيار و مزاري را در تنگنا قرار داده و به اين سياست متوسل گرديده كه سر انجام نيز وضعيت چنان شد كه همگان به ياد دارند. با اين وضع رويكرد استاد به همكاري با طالبان يك پديده اي جديد نمي باشد بلكه وي از گذشته نيز به تغيير موضع ناگهاني، و توسل به حيله هاي سياسي شهرت داشته است. حال معلوم نيست كه در عقب اين موضع گيري چه راز نهفته است بايد منتظر ماند. ۲- يكي از موضوعات ديگر كه در اين مصاحبه مطرح شده است مسله اي خروج نيروهاي خارجي است. آقاي رباني در اين مورد گفته است: ((مردم افغانستان از نيروهاي ناتو دلخوشي ندارند واكنون خواهان خروج نيروهاي ناتو از خاك كشور شان هستند.)) اين گفته هاي استاد رباني نشان از همفكري وهم نظري و ي با طالبان، القاعده، حكمتيار، و آي اس آي پاكستان دارد. اين اولين كسي نيست كه به طرح چنين نظرياتي مي پردازند. قبل از آن، طالبان، حكمتيار و رهبران مذهبي پاكستان حضور نيروهاي خارجي را تنها بهانة براي مبارزه خود مطرح مي نمودند. اما اينكه چرا حال استاد در صف آنها پيوسته است قابل پرسش و تامل مي باشد. اگر چه برخي اين نوع اظهارات را يك حركت امتياز خواهانه قلمداد مي كنند؛ اما برخي ديگر بر اين باوراند كه آقاي رباني عملاً همفكري خود را با طالبان والقاعده اعلام كرده و در مورد برخي موضوعات دقيقاً همانند پرويز مشرف به موضع گيري مي پردازد. چنانچه پرويز مشرف در كانادا از مردم آنكشور خواست براي آنكه تلفات بيشتر ندهيد بهتر است كه سربازان تانرا به افغانستان اعزام نكنيد، آقاي رباني نيز در سفر به تركيه دقيق همانند وي عمل نموده و چنين گفته است: ((در صورت در گيري نيروهاي نظامي تركيه با مقاومت كنندگان افغاني، علاقه مردم افغانستان به نيروهاي نظامي تركيه نيز ازميان خواهد رفت.)) آيا اين نوع اظهارات شبه آنچه مشرف در كانادا ارايه كرده بود نمي باشد؟ ۳- آقاي رباني در بخش ديگري اين مصاح په موضوع بن لادن ا شاره كرده وگفته است: (بن لادن مشكل اي با مردم افغانستان ندارد و هدف وي ازميان برداشتن امريكاست) اين اظهارات آقاي رباني نشان مي دهد كه استاد واقعاً گذشته ها را فراموش كرده وحد اقل نقش بن لادن وگروه القاعده را در مورد ترور احمد شا مسعود نيز ازياد برده و يا كتمان مي كند. با آنكه اسناد، شواهد، و گفته هاي استاد وديگر همرزمان احمد شاه مسعود همگي حكايت از نقش گروه القاعده در ترور احمد شاه مسعود دارد؛ اما آقاي رباني اين جنايت بزرگ وتاريخي را كتمان كرده و اظهار مي دارد كه بن لادن مسئله اي با مردم افغانستان ندارد. شايد مراد ا ز مردم در نگاه آقاي رباني خود وي باشد، در غير آن هيچ افغاني نيست كه خاطره تلخ حاكميت القاعده و طالبان را ازياد برده باشند. بهتر است استاد حتي براي يكبار هم كه شده زمين هاي سوخته را بياد آورده و بپاي صحبت هاي زمين داران ولايت پروان و شمالي نشسته تا دريابد كه بن لادن با اين مردم چه كرده است؟ بهر حال اين اظهارات بهر هدفي كه صورت گرفته باشد نمي تواند براي آقاي رباني يك پايگاه اجتماعي و وجه اي مردمي درست نمايد. عمل كرد آقاي رباني در دوره حاكميت شان نشان داد كه وي هر گز به مشاركت ملي، دموكراسي و نظام دموكراتيك باور مند نمي باشد. زيرا شالوده اي فكري استاد بر معيار قبيله گرايي شكل گرفته و اين امر مانع مي گردد تا رباني بعنوان يك چهره اي ملي و ماندگار مطرح گردد. تاريخ افغانستان بخوبس گواه است كه آقاي رباني د ر سال ۱۳۷۱ چگونه با طرح بينن سوان نماينده سازمان ملل مخالفت كرده وآن را عقيم ساخت. از سوي ديگر خود محوري هاي وي سبب شد تا پيمان جبل السراج كه ميان رهبران مجاهدين شكل گرفت نيز از بين رفته وعملاً افغانستان را بسوي با تلاق سوق داد كه هنوز آثار آن به چشم مي خورد. آقاي رباني در دوره حاكميت خود هرگز يك الگوي مثبت را بر جانگذاشت و بدتر از آن در هر حمله وتاراجي كه از مردمان انجام مي دادند آن را فتح الفتوح عنوان مي كردند. شوراي حل وعقد فرمايشي كه در خزان ۱۳۷۱ شكل گرفت نيز چهره غير دموكراتيك استاد را به نمايش گذاشت. چنانچه در همان شورا پس از جدال هاي فراوان مسئله رسميت مذهب جعفري مسكوت ماند و آقاي رباني نتوانست به هم پذيري سياسي و مشاركت مذهبي و قومي تن دهد. با اين وضع هر نوع موضع گيري از جانب وي هيچ روز نه اي از اميد را در دل افغانها ايجاد نمي كند بدين ترتيب مي توان گفت كه استاد به پايان عمر سياسي خود نزديك شده است. \\\\\\\\\\\ :: افغانستان، حقيقت يابي و ضرورت بازنگري
شوراي امنيت سازمان ملل اخيراً هيئت حقيقت يابي را جهت بررسي وضعيت افغانستان اعزام نموده، تا ضمن بررسي كار كرد هاي گذشته و بازديد از برخي مناطق راه كار هاي مناسب را براي بيرون رفت از وضعيت موجود ارايه نمايند. كنيزو او شيما رئيس اين هيئت هدف سفر خود به افغانستان را اين گونه تشريح نموده است: شوراي امنيت سازمان ملل متحد مصمم است كه حالات جاري درافغانستان، انكشافات وپيشرفت هاي كه طي پنج سال گذشته صورت گرفته و مشكلات موجود در برابر امنيت را بررسي نمايند)). سفر اين هيئت همزمان با سفر صدراعظم ووزير خارجه ايتاليا در كشور مي باشد. آقاي ما سيمود آلما در ديدار از افغانستان از ضرورت يك كنفرانس بين المللي براي افغانستان سخن گفته است. وي گفته است كه: من سخت باور دارم كه مشكل افغانستان با نگران شدن حل نمي شود. به همين دليل نيز جامعه جهاني تاكيد دارد كه براي مدت طولاني در افغانستان باقي بماند، اما در كنار تحركات نظامي اقدامات سياسي، اقتصادي، اجتماعي وفرهنگي نيز ضرورت است.)) با توجه به اين تلاش ها وتحركات سياسي ايجاد شده تحليل زير ارايه مي گردد: ۱- افغانستان پس از پنج سال در همه عرصه ها نياز و ضرورت به يك بازنگري جدي دارد. در حاليكه در آغاز حملات نظامي عليه طالبان والقاعده تنها با حضور ۴۶۰ تن از افسران امريكا ((سازمان سياه)) وهمكاري نيروهاي داخلي بر اين قدرت پيروز شدند بطوريكه مدت هاي طولاني افغانستان از امنيت خوبي بر خوردار بوده و در پر تو آن شاهد برگزاري هاي لويه جرگه هاي اضطراري، قانون اساسي وانتخابات هاي پارلماني ورياست جمهوري بوديم، اما هم اكنون باحضور بيش از ۴۰ هزار نيرو از كشور هاي مختلف شاهد وضعيت نگران كننده امنيتي در مناطق مختلف مي باشيم، اين حملات كه ناشي از ظهور و قدرت يابي گروه هاي مخالف مي باشد. هم اكنون به چهار برابر افزايش يافته وبطور متوسط در هر ماه ۶۰۰ حمله سازمان داده مي شود. با آنكه در تحليل هاي ارايه شده وضعيت عراق و فراموشي افغانستان بعنوان يك عامل اساسي ذكر شده است، اما به نظر مي رسد كه سردرگمي سياسي كشور هاي جهان و فقدان يك استراتيژي روشن نسبت به شيوه بر خورد با مخالفين عامل اصلي در بي ثباتي هاي جاري به شمار مي رود. با آنكه به نظر اكثر كار شناسان وبر اساس شواهد ومدارك ارايه شده، پاكستان بعنوان عامل اصلي در بازيابي قدرت طالبان و ايجاد ناامني هاي جاري به شمار مي رود، اما جامعه اي جهاني هر گز به اين مهم توجه نكردند و همواره تلاش شده تا منابع اصلي تروريزم كتمان گردد. گفته هاي مقامات افغان از جمله رئيس جمهور كرزي هر گز مورد توجه قرار نگرفته چنانچه وي بار ها واخيراً در ديدار با هئت حقيقت ياب اظهار داشته اند كه: ((سرچشمه هاي مالي تروريستان بايد از خارج خشكانده شود.)) حال نيز مي طلبد كه گروپ حقيقت ياب بجاي وقت گذراني در كابل سفري به نوار مرزي هاي افغانستان- پاكستان و حتي در داخل آنكشور داشته وعملاً عوامل اصلي نا امني ها را با چشمان خود ديده و گزارش نمايند. بنابر اين اگر واقعاً اين هيئت مي خواهد حقيقت را يافته وبر اساس آن طرح هاي را براي بيرون رفت از وضع موجود داشته باشند درقدم اول بايد به منابع تروريزم كه در خارج مرزهاي كشور مي باشند توجه نموده وبا اعمال فشار عاملين آنرا از اين هدف باز دارند. در غير آن هر گز با سرازير نمودن نيرو وديگر امكانات بر اين پديده شوم غالب نخواهيم شد. ۲- هيئت حقيقت ياب در اين سفر به وضعيت اقتصادي كشور نيز توجه خواهند كرد با آنكه دولت افغانستان هم اكنون متهم به فساد اداري و اختلاس مي باشد، اما اين نكته را نبايد فراموش كرد كه طي كنفرانس هاي بين المللي گذشته دولت افغانستان بحيث يك انجو در نزد كشور هاي كمك كننده به شمار رفته وعملاً از دريافت مستقيم كمك ها محروم مانده است. چنانچه در كنفرانس اول براي كمك به افغانستان از مجموع كمك ها ۲۲ فيصد ۱،۸ ميليارد دالر از طريق صندوق كمك به افغانستان به دولت افغانستان تعلق گرفته و ۷۸ فيصد به موسسات بين المللي و انجوها پرداخته شده است. اين درحالي است كه تا اوايل سال ۱۳۸۴ تعداد ۲۳۵۵ موسسه داخلي و خارجي ثبت گرديده بطوريكه دولت توان تسلط و محاسبه برآنها را نداشته است. بر اساس برخي منابع ۲۰۰۰ مشاور برحال در انجوها و جوددارد كه قسمت يك چهارم پول امدادي ايالات متحده امريكا عوض معاش متخصيص آنكشور در افغانستان پرداخته مي شود. با اين وضعيت دولت افغانستان عملاً دست خالي در براي سيلي از نابـسامانيها، خرابي ها ويراني هاي بجا مانده ازسه دهه جنگ و افزايش سطح توقعات مردم قرار گرفته است، همين امر سبب گرديده كه مردم امروز دولت راناتوان وضعيف قلمداد نموده وعملاً از آن فاصله مي گيرند. بنابر ا ين هيئت حقيقت ياب بايد به اين موضوع نيز توجه نمايد و اگر مي خواهد دولت افغانستان از رابطه اي قوي با مردم خود بر خوردار باشد بايد صلاحيت هاي مالي در عرصه بازسازي را نيز داشته باشد. ۳- هم اكنون دولت افغانستان و جامعه اي جهاني ازيك پاليسي روشن وشفاف در بر خورد بامخالفين بر خوردار نمي باشد. از يك سو جايزه هاي ميليون دالري براي دستگيري ملا عمر اعلام مي شود، ازطرف ديگر در برخي مناطق عملا صحنه را براي طالبان واگذار مي كنند. دولت افغانستان با تاكيد بر جرگه قومي در صدد حل بحران بر آمده، اما برخي از اعضاي ناتو از مذاكره با طالبان ميان رو سخن مي گويد. در همين حال در حاليكه دولت حامد كرزي بر خشكانيدن منابع اصلي تروريزم تكيه مي كند، اما پرويز مشرف هم اكنون نيز بعنوان دوست ومتحد اصلي امريكا به شمار مي رود. بنا بر اين ايجاب مي كند كه هيئت شوراي امنيت به اين پراگنده گي وچندگانگي موقف سياسي نسبت به بر خورد با طالبان توجه نموده تا با بررسي هاي همه جانبه، روي يك راهكار مشخص در مبارزه با طالبان اقدام شود در غير آن پراگنده گي در نظريات سبب خواهد ش |