تبليغاتX
نوسازی
صفحه نخست | آرشيو سايت | تماس با ما | طراح قالب
:: رسانه ها را اخراج كنيد، تا ما بخوابيم
  يكي از  دست آوردهاي  مهم پس  از توافقات  بن، آزادي رسانه هاي  جمعي در كشور مي باشد.   آزادي  بيان ورسانه ها در قانون اساسي  كشور تضمين   گرديده  ودر سايه آن، هم اكنون  شاهد رشد  كمي و كيفي رسانه ها طي بيش  از چهار سال  مي باشيم.  با آنكه  از رسانه هاي جمعي  بعنوان  ركن چهارم  دموكراسي ياد مي  گردد،  اما بنا به عوامل وچالش  هاي كه وجود دارد  اين ركن نتوانسته است از نقش  برازنده  برخوردار  باشد.  هم اكنون  مافياي  قدرت، مواد مخدر، غاصبين  زمين  جريان هاي اختلاس، ارتشا، فساد اداري،  مديران ناتوان  درعرصه هاي كاري ، وهم فكران  و هم انديشان  طالبان  همگي  دست بدست هم داده اند تا آزادي  موجود را به هر قيمتي  كه شده است از رسانه ها سلب  و مردم را از حق اصلي شان كه (( دانستن))  مي باشد محروم  سازد.

 زيرا رسانه ها بعنوان  ناظرين  خوب وچشم  بيناي  مردم بر كار كرد  و زواياي پنهان  حاكمان  عمل مي نمايند و از همين  جهت است  كه جريان هاي نا سالم  هميشه از  اين بينايي و نظارت  در هراس مي باشند. متاسفانه  در فضاي  چنين انديشه  هاي  است كه  رسانه ها اسيب  پذير گرديده بطوريكه تنها طي سال  جاري ۸۰ مورد  لت وكوب خبر نگاران  به ثبت رسيده است. با آنكه انتظار  مي ر فت كه نمايندگان  ولسي جرگه  در حراست  از قانون و آزادي بيان  پيشگام شوند، اما با تاسف كه: حلقاتي دگم  انديش هميشه سعي  كرده اند  تا با  اعمال  محدوديت ووضع و يا تغيير  در قوانين  اين وديعه  اي الهي  را ازمردم سلب  نمايند. بحث  هاي مطرح  شده در جلسه ديروزي ولسي  جرگه در واقع  بيانگر ماهيت اصلي  وكلا و فضاي  حاكم در پارلمان  بود. ادعاي  برخي وكلا در  مورد اخراج  خبرنگاران تلويزيون  طلوع  بخاطر نشر تصاوير  خواب الود  برخي وكلا  و دلايلي  كه براي آن  ارايه  مي كردند سطح  انديشه، ديدگاه و جايگاه  وكلاي  محترم را به نمايش  مي گذاشت. با آنكه تعدادي  زيادي وكلا با سخنان  معقول  وقانوني خود  به رسالت  ووظايف  ملي خود عمل نمودند  اما توصيه  هاي جناب قانوني  براي رسانه ها نيز  مضحك  و قابل تعجب  مي باشد.

آقاي قانوني از خبرنگاران  خواست تا نسبت به آنچه كه در پارلمان  مي گذرد  رسانه ها با اغماض  وچشم پوشي  به نشر رسانند. اين سخنان  را قبل از آنكه آقاي قانوني براي رسانه  ها بگويد  بهتر خواهد بود تا به وكلاي محترم تذكر بخشد  كه خانه اي ملت گهواره اي آرامبخش  نيست تادر بستر آن هميشه   در خواب ناز  فرو روند. و مهم  تر از  آن اينكه  و كيلي  كه نمي تواند  نشست، بر خواست و تعامل درست داشته  باشد چگونه  مي تواند   از حيثيت  يك ملت دفاع ونماينده گي نمايند.

اگر واقعاً  اين تعداد  وكلا نمي توانند  در جريان  بحث  پارلمان  به كار  با انرژي  ادامه بدهند  بهتر است يا ترك وظيفه  نموده ويا تحت نظر  داكتران  خود را براي آن روز با قرص  هاي نيروزا ((دوپينگ))  نمايند.

  اگر چه بحث ها  وجنجال  هاي روز گذشته  يك تصميم  فوري نبود و بيشتر  به يك توطئه اي سازمان  يافته مي ماند كه ريشه  در اظهارات  گذشته اي برخي  وكلا  داشت اما فراموش  نبايد كرد كه هر نوع تصميم   غير اصولي  از سوي وكلا در مورد رسانه ها جز بارمنفي  هيچ دست آورد  را به همراه  نخواهد داشت. بهتر است  به گفته  اي تعداد  وكلا همه چيز  ازمجراي  قانون  طي شود  و رسانه  ها نيز درچار چوب قانون  باز خواست  و مورد سوال  قرار گيرد.  در ضمن   وكلاي ملت نيز هميشه بيدار  باشند زيرا غير از رسانه ها در برابر  خداوند  هم قرار داريم.

 

ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :چهارشنبه 1385/05/25
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: ازجنگ جهانی دوم تا جنگ در هلمند

 ناتو در حالي  مسووليت  در جنوب كشور را بعهده گرفت  كه ازمدت  هاي زياد بدينسو،  اين مناطق نا آرام،  و در گير جنگ  مي باشد. دخالت  كشور همسايه، عوامل مافياي  ترياك،  ومشكل  ساختار  قومي  و ناراضيان  مسلح  همگي  در اين نا امني  ها كمك كرده اند.

تلاش  دولت در ايجاد  برقراري امنيت، وباتغييرو تبديل  هاي كه دربخش  هاي اداري  و امنيتي  ترتيب  داد تاكنون نتوانسته است به اين  معضل خاتمه  بخشد. هم اكنون جنوب  كشور روزهاي  نا آرامي  را سپري مي كند، مكاتب  تعطيل  و مردم در اضطراب  و نگراني  بسر مي برند. تغيير  فرماندهي  به ناتو وحضور نيروهاي  مشترك، ازچندين  كشور، اين اميدواري  را بوجودآورد كه جنوب  بزودي آرام و معضل  ناامني خاتمه  مي يابد.  در اولين   روز هاي ماموريت  ناتو، شاهد  برخوردهاي  خونين ميان طالبان  و نيروهاي ائتلاف  در چندين  ولايت بوديم،  با آنكه  ناتو اين ماموريت  را پيچيده وپر چالش  ناميده بود، ولي هر گز  تصور نمي  گرديد  كه قوت هاي  ائتلاف  به آساني در برابر  گروپ  هاي تروريستي  مرعوب  وآسيب  پذير شوند.  نيروهاي  ناتو در آغاز ين روزهاي  ماموريت دشوار خود  نزديك به ۱۰ تن از سربازان شان را از دست داده و لحظات سخت  وسنگيني  راتحمل كردند. سخنان جنرال ريچاردز فرمانده  ناتو درمورد  وضعيت  جنگي  نيروهاي  بريتانيايي در هملند حكايت  از واقعيت  هاي عيني در اين منطقه  دارد.  اين فرمانده  در موردجنگ در هلمند  چنين  اظهار  مي دارد: ((آخرين  باري كه  نيروهاي  بريتانيايي مجبور  بودند اين چنين  سخت و مدام بجنگند، در جنگ كوريا  يا حتي جنگ  دوم جهاني  بوده است. نيروهاي ما گاهي روز ها مشغول نبرد  سنگين  بوده اند، به طوريكه  مرتب  هدف حمله  قرار داشته اند وگاه  تا ۲۴ ساعت نخوابيده  اند.))

 بر اين  اساس ناتو  در نظر دارد تا نيروهاي خود را از بخش هاي  ولايت هلمند  خارج ونيرهاي از  اردوي ملي را جايگزين  نمايد.

اين جابجايي درست پس از چند هفته  ازماموريت  ناتودر جنوب  صورت ميگيرد.  به نظر مي رسد كه طالبان  در آغاز ماموريت ناتو و به  منظور  تضعيف  روحيه اي  سربازان  جديد وارد شده به منطقه دست به عمليات  هاي چريكي منظم  و دوامدار  زده اند تا در همان آغاز  نيروهاي  جديد وارد شده را آسيب  پذير سازند. تلفات ۱۰  تن از سربازان  بريتانيايي  بعنوان  يك  زنگ خطر  براي ناتو  تلقي گرديد.  با توجه  به اين وضع، ناتو دريافت  كه در مناطق  مختلف  هلمند  از آسيب  پذيري  خاص بر خوردار  شده اند.   از همين  جهت فوراً  اقدام به   تخليه  مناطق  و تجمع در نقاط  حفاظت  شده و امن تري را انتخاب  نمودند  اين اقدام  از نظر زماني  اشتباه  ديگري است  كه غربي  ها در افغانستان  مرتكب  مي گردند  عدم توجه  به تواناييهاي  طالبان ، فراموشي  افغانستان  و معطوف  شدن اذهان به عراق  از جمله  اشتباهاتي بود  كه هر مقام خارجي  از آن ياد  مي نمايند  با توجه  به اينكه نيروهاي   اردوي ملي  وپوليس  فاقد تجربه  هاي لازم  و امكانات  ضروري  مي باشد، تنها گذاشتن  آنان در عرصه  اي  جنگ  ورويارويي با طالبان   اشتباه  ديگري است كه پيامد آن  دامن سربازان  ناتو را نيز   خواهد گرفت  اين حركت  از نظر نظامي  پيش از آنكه يك  تاكتيك  تلقي  گردد بيشتر بيانگر  توانمندي  طالبان  وناتواني سربازان  بريتانيايي  در مقابله  با آنان  مي باشد. حكايت  فرمانده ناتو در  تعريف  از دشواري هاي  جنگ در هلمند  و تشبيه آن به جنگ  جهاني دوم بيانگر  اين واقعيت است.  با اين وضع  آيا عقب نشيني  از هلمند  به تقويت  طالبان و آسيب  پذيري  نيروهاي اردو وپوليس  منجر نخواهد  شد؟  و آيا اين  عقب نشيني  درآغاز ماموريت ناتو ضعف  وناتواني  آنان را  در تامين امنيت  نشان نمي دهد؟

 

ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :سه شنبه 1385/05/24
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: ولايت غزني را دريابيد!

 غزنوي

ولايت غزني  با قرار گرفتن درمسير شاهراه كابل – هرات، سابقه اي تاريخي  و با موجوديت ۱۸ ولسوالي از اهميت خاص برخوردار مي باشد؛ اما اين ولايت طي سال گذشته  دستخوش  مشكلات   و حوادث  طبيعي  وغير طبيعي  بوده است كه اينك به شرح آن مي پردازيم:

 ۱- ضعف اداري: متاسفانه  طي چها رسال  گذشته گزينش ها در پست هاي  اداري  و امنيتي  در اين ولايت، بر  اساس  شايستگي  صورت نگرفته است. اكثر قوماندانان  امنيه  در ولسوالي  ها كساني اند كه از سابقه اي نيك وعملكرد  مثبت  بر خوردار  نبوده اند.

 اين افراد هم  اكنون نيز  با روحيه  قوماندان سالاري  به آزار، اذيت و باجگيري مشغول اند. به گفته اي مردم محل، اكثر قوماندانان امنيه  از طريق  واسطه،  و خريدپست ها به اين سمت ها مشغول مي باشند.  در بخش هاي  قضا،  حقوق، جزا، احصائيه و ... نيز وضعيت  به همين گونه  مي باشد.  چنانچه يكي از  هموطناني  كه ازكويته پاكستان برگشته بود  براي دريافت  تذكره  بعد از آنكه  مبالغ  موجود  در نزدش  را بعنوان رشوه  مي دهد در  اخير مجبور  مي شود كه ساعت  خود را دريكي  از شعبات نيز به عنوان رشوه به مامورين  واگذار نمايد.

  ولسوالان  اين ولايت  نيز متاسفانه  ازكمترين   تجربه، شهرت نيك ومديريت  سالم بر خوردار  نمي باشند وآنان نيز  همانند ديگر مسوولين  از مجراي  واسطه و ... به اين  سمت ها باقي  مانده اند مردم غزني  انتظار دارند كه در چار چوب تغييرات  و ريفورم  پوليس،  تغييرات  وسيعي  در بخش هاي اداري و امنيتي اين ولايت بوجود آيد و مهمتر  از همه اگر اين  تغيير  در رهبري  ولايت،  معاونت و ... صورت گيرد  بهتر خواهد بود.

۲-   ناامني:  ولايت  غزني  سال روان را با نا امني، ترور و قتل  افراد  ملكي  آغاز كرد.  طالبان  در اين سال موفق  شدند تا با نفوذ در  ولسوالي هاي، مقر، جنده،  اندروواغظ  امنيت را از اين  مناطق  سلب  نمايند. چنانچه در خبر ها شنيديم كه چندين  باب مكتب به آتش  كشيده، تانكر هاي  مواد نفتي  از بين رفته،  راه ها نا امن، وتعدادي از ا فراد ملكي  و نظامي به شهادت  رسيده اند.  بخش  اين نا امني  ها مربوط  به شرارت  هاي طالبان  مي باشد  ؛ اما برخي ديگر ريشه در بي كفايتي  و مديريت  مسوولين  محلي دارد. چنانچه در برخي ولسوالي  ها طالبان  حتي در روز روشن  در قالب  گروپ  هاي  كوچك تردد داشته اند؛  اماهيچ  بر خوردي در برابر  آنان صورت  نگرفته است.

۳- قحطي  و خشكسالي:  ولايت   غزني همانند  ديگر ولايات سالهاي گذشته  در اثر  فقدان  بارندگي، رو زهاي  سخت خشكسالي راسپري  كرد. مردم اين  ولايت در اثر خشكسالي  و از بين رفتن  مزارع  وباغات  شان بخشي  از سرمايه  هاي  اصلي خود را از دست دادند.  امسال  نيز متاسفانه  در بيشتر ولسوالي  ها اين مشكل  به چشم مي  خورد،  اما تاكنون  براي رفع آن توجهي صورت  نگرفته است. مردم انتظار دارند كه دولت ونهاد هاي كمك كننده  در اين راستا اقداماتي را انجام دهند.

 ۴-  حوادث طبيعي : اين روز ها  بر اثر  بارندگي  و حوادث  ناشي از سيل مردم غزني  و چند ولسوالي  مربوط به آن بطور جدي ضرر هاي را متحمل  گرديدند. سيلاب  هاي پياپي  طي روز هاي  گذشته  به بيش از ۱۶۰۰  منزل مسكوني وهزاران  جريب زمين،  سرك، دكان و ... خسارتي را  رسانيده  است.

با  توجه به اينكه  در مركز ولايت  امكان هيچ  نوع كمك  وجودندارد  انتظار مي رود كه دولت مركزي در اين مسئله  اقدامات عاجل و  قابل  توجه را انجام دهد.

۵- معضل كوچي ها:  ولسوالي  ناهور  در سال روان  شاهد برخورد ميان اهالي محل و كوچي  ها بودند. نزاع  بر سر  علفچر ها از سال  ها است كه در اين  مناطق  وجود دارد.   در زمان  حاكميت  مجاهدين  افراد مسلح  مانع ورود كوچي  ها مي گرديدند، اما  طي  چند سال  حاكميت  طالبان  كوچي ها  در تمامي ولسوالي  هاراه يافته  وعملاً  ادعاي  مالكيت  مي كردند  امسال  نيز متاسفانه  بر خورد  سختي ميان  مردم ولسوالي ناهور و كوچي ها صورت گرفت تداوم  اين سلسله  سبب خواهد شد كه هر گاه  شاهد خلق حادثه اي  مشابه اي باشيم.   بنا بر اين انتظار  مي رود كه در رفع اين  نزاع  تاريخي  نيز گامهاي برداشته شود.  بطوريكه هيچ يك متضرر  نگردند.

۶-   تعديل واحد هاي اداري:  ولايت غزني  با داشتن ۱۸  ولسوالي  كه جمعيت  برخي آن  به بيش از  صد هزار نفر مي رسد  ضرورت  تعديل  در واحد هاي  اداري را ايجاب  مي كند با توجه به اينكه هر نوع  تعديل درواحد هاي  اداري مربوط  به پارلمان  مي باشد اخيراً خانم شاه گل رضايي  و كيل درولسي  جرگه  در همراهي هيتي  جهت سروي  و بررسي  منطقه  از ولسوالي  هاي جاغوري،  ومالستان بازديد نمودند  كه هنوز نتيجه اي  آن معلوم  نيست.  بدون ترديد  تعديل واحداداري  مي تواند  بعنوان يك گام  مهم در راستاي تحقق  عدالت اجتماعي،  ورسيدگي  بيشتر  به وضعيت  اداري خوب به شمار آيد.

۷-  مردم  ووكلاي  پارلمان : مردم ولايت غزني  در حالي به پاي  صندوق  هاي راي رفتند  كه وعده هاي  گوناگوني را ا زسوي وكلا  در عرصه  هاي امنيتي، بازسازي،  معارف،  كار، افزايش  حقوق، تعديل  واحد هاي  اداري،  برق و ...  به همراه  داشتند.  از آن زمان تاكنون  مردم ديگر  نه تنها  كه هيچ يك  از وعده ها  راعملي نديده اند و بد تر از آن اينكه: وكلاي  پارلمان  چنان ناياب  شده اند كه هيچ گاه  در دسترس  مردم قرار نگرفته ا ند. گذشته از آن وكلا ي ولايت  غزني  بيش ازآنكه خود را و كلاي همه  اي مردم كشور و بويژه ولايت غزني  بدانند، بيشتر  در برابر اهالي  زادگاه، قريه   و قوم وخويش  شان مسوول  مي دانند.  ا ز سوي ديگر آنان  نه تنها درمدت كاري غزنوي شان براي مردم  خود   افتخار نه آفريدند بلكه مايه اي ننگ مردم غزني  نيز شدند، بر خورد انجنير خيال محمد حسيني  با خبرنگار  طلوع  و رسوايي  هاي هويتي خانم عالم  شاهي از نمونه  هاي عيني آن به شمار  مي رود.  در جريان رخصتي  هاي تابستاني كه وكلاي  مردم هزينه هاي كلان سفر را دريافت  كردند، متاسفانه  مردم ولايت غزني  وكلاي خود را نتواستند ببيند زيرا برخي  از آنان  در گير مشكل  تذكره  بوده، برخي  در نوآباد  غزني  وناهور مشغول  خريد وفروش  زمين، برخي با مسافرت  در ايران به شغل  اصلي ((روضه خواني))  برگشته  اند وتعداد  ديگر نيز به باغداري، و كشاورزي  خود مشغول بودند.  اين بي توجهي ها  از سوي وكلا سبب شد تا مردم ولايت غزني  نا اميدانه  با حوادث  و مشكلات  جاري پنجه نرم  نمايند  بطوريكه   هيچ كسي صداي  آنان را  انعكاس نداده و به مشكل آنان  توجهي نكرده اند.   بهر حال  مردم غزني با نام و آوازه اي بلندي  كه دارند  مسير زندگي  طبيعي  را طي  خواهند  كرد اما تاريخ در برابر  بي مسووليتي  هاي وكلاي  شان بخوبي قضاوت  خواهد  نمود.                   

 

ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :چهارشنبه 1385/05/18
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: اگر باز هم اشتباه تكرار شود...

 براي چندمين  بار است  كه يكي  از مقامات  بلند رتبه  سازمان  ملل، در مورد افغانستان،  از اشتباه  در سياستهاي  خود سخن مي گويد.  آقاي تام كونيكس  نماينده  خاص سازمان  ملل متحد  در  افغانستان طي  اظهاراتي به دو موضوع  مهم اشاره  كرده است.  وي از عدم  دعوت  طالبان  در كنفرانس  بن و تكيه  بر جنبه اي نظامي   بعنوان  يگانه  راه حل  در معضل  افغانستان  بعنوان اشتباه  ياد نموده است. آقاي  تام كونيكس در اين ارتباط  مي گويد: ((  عدم  دعوت  برخي از  سران طالبان  به منظور  شركت  در كنفرانس  بن در بيش  از چهار سال  گذشته، اشتباهي  بود كه به تعداد  دشمنان  افغانستان  افزود))  وي در ادامه مي گويد:  اين اشتباه  ما بود كه تلاش  بيشتر نكرديم  تا آنها  (طالبان)  را در بخشي از  توافقات  بن جادهيم و در عوض  آنها را در قطار  دشمنان آورده ايم.

 نماينده  سازمان   ملل  در امور افغانستان  در مورد تامين امنيت  مي  گويد:  تامين  امنيت  تنها از راه عمليات  نظامي ممكن  نيست.))

 اين سخنان  در حالي از سوي  آقاي تام  ارايه  مي شود  كه قبل  از  آن ديگر  مقامات  از كشورهاي ا روپايي  و امريكايي  از ((اشتباه)) در مورد  افغانستان  سخن گفته  بودند  چنانچه  فرانس و يندرل  نماينده   اروپا مي گويد:  احتمالاً دليل  نا آرامي ها، اشتباهي  ا ست كه كشورهاي   اروپايي  با دست  كم گرفتن طالبان، مرتكب  شدند.))

 همين  مقام در بخش ديگري  از سخنان  خود گفته  بود كه :  كشور هاي  اروپايي  در آغاز  با فرستادن نيروي كم وناكافي  به افغانستان  مرتكب  اشتباه  شده بودند.  از سوي قوماندانان  نظامي ناتو  نيز زمانيكه  در مورد اوضاع  امنيتي مورد  سوال قرار مي گيرند، تنها با تكرار  همين كلمه ((اشتباه))  مي خواهند  بار مسووليت  را از شانه هاي  خود خالي نمايند.  چنانچه  جنرال  ريچاردز قوماندان  ناتو  در همين رابطه  مي گويد:   ((ما بايد اشتباهات  گذشته را جبران كنيم))  همين فرمانده  همچنان دليل  اشتباه كشور هاي غربي را چنين  ارزيابي  مي كند:  جنگ عراق  توجه را از افغانستان منحرف كرده و  باعث  خلاي  امنيت در  اين كشور  شده است.

 نيروهاي ائتلاف  به رهبري  امريكا قدرت  گيري  دوباره جنگجويان را، پس از بركناري  آنان از قدرت  درست بر آورد  نكردند.))

 با اين اظهارات  به اين نتيجه مي رسيم  كه غربي ها در مورد  افغانستان  تنها در يك نقطه  توافق  نظر دارند  و آنهم تكرار  جملات: (( اشتباهات گذشته را جبران خواهيم كرد،  و ما مرتكب  اشتباه شده ايم.))  دقيقا همين جملات در سفرهاي  بوش، خانم رائيس  و وزير  دفاع  امريكا ارايه  شده است.

 آنچه  كه در سخنان آقاي  تام بيش  از همه قابل دقت  است شيوه هاي  كاري نيروهاي  ائتلاف در مورد  تامين  امنيت مي باشد. چنانچه   وي مي گويد: ((تامين امنيت تنها از راه عمليات نظامي ممكن  نيست.)) اين  اظهارات  پس از چهار سال در  حالي  ارايه مي گردد  كه قبل از  آن آقاي  حامد كرزي  رئيس  جمهور  كشور نسبت  به شيوه  مبارزه  عليه هراس افگني انتقادات  شديد نموده  و  گفته بود:  قابل قبول  نيست  كه هر هفته  صدها  افغان كشته شوند و نحوه مبارزه  كنوني باهراس افگني  براي از بين  بردن  ريشه هاي  خشونت  كار آيي  ندارد.))  اين اظهارات متاسفانه  مورد توجه  قرار نگرفت و اقدامات  نظامي  نيروهاي   ائتلاف و اشتباهات  شان بجاي كاهش  در اردوي طالبان،  زمينه هاي  را فراهم  ساخت تا  مردمان  ملكي بيشتر  به آنان  پناه پرده  و در خدمت اهداف تروريستي  آنان قرار  گيرند. زيرا نيروهاي  خارجي به هيچ وجه از بافت و ساختار، سنت هاي حاكم،  و زودبندهاي قبيلوي  وسياسي آگاهي  نداشته وهمه  چيز را از  منظر  كشتن، ويران نمودن،  وبه اسارت گرفتن نگاه مي نمايند. دست يابي  آقاي تام  به اين  مهم كه معضل  امنيت با  اقدام نظامي  حل نمي شود از همان آغاز  درك شده بود ولي اصلاً توجهي  به آن صورت نگرفت. به نظر  مي رسد كه حال نيز فرصت ها در اختيار  است و بهتر  است كه سازمان  ملل بجاي  چهره نمايي  بعنوان  دولت در  درون دولت  از حضور پر رنگ  سياسي-  نظامي  ومداخلات  شان كم نموده و با توجه  به نظريات مقامات  افغاني  به مسووليت  اصلي خود  بپردازد. بسيار  جالب  و تاسف انگيز  ا ست كه نهادي  برابر يك دولت در بيش  از چهار سال  كمك ها را حيف و ميل نموده وپس  از آن  با راحتي  تمام مي گويد: ((اشتباه كرديم))

به نظر مي رسد كه  اين سخنان  قوماندان  ناتو بسيار بجا و واقع  بينانه  مي باشد. وي مي گويد: ((من  از كل جامعه  بين المللي  به اين دليل  كه از نزديك  و به اندازه  كافي به نظريات  افغانها  به خصوص دولت افغانستان  و آقاي كرزي گوش نمي دهند انتقاد  دارم))

با توجه به وضعيت  كه هم اكنون  در كشور حاكم  است انتظار مي رود  كه كشورهاي  كمك كننده  و سازمان  ملل در قالب  همكاري  و با مشوره  دولت افغانستان  به وظايف  محوله عمل نمايند  در غير آن جز آنكه  بعد از  چند سال  ديگر باز هم  كلمه اي اشتباه  را به زبان  آوريم  كاري ديگر نخواهيم توانست  ولي فراموش  نبايد كرد كه اگر اين بار اشبتاهي  صورت گيرد، طرح  هاي پس از آن نوشداروي بعد از مرگ  سهراب بيش نخواهد بود و تكرار  وتداوم آن سبب خواهد شد تا افغان ها  به اين نظر برسند كه ما قربانيان اصلي اشتباهات  شما مي باشيم و لذا  يك صدا فرياد  برآورند كه: بر گرديد به خانه  هاي تان!

 

ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :چهارشنبه 1385/05/18
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: لبنان در انتظار صلح پايدار

در حاليكه يك ماه از تجاوز و حملات هوايي، زميني و درياي به لبنان مي‌گذرد؛ اما تا كنون هيچ راه حلي اميدوار كننده‌اي يافت نگرديده است. طرح دولت لبنان، تلاش‌هاي هيئت‌هاي اروپايي، آمريكايي و نشست‌هاي سران كشورهاي اسلامي و عربي نتوانسته‌ است به اين تجاوز بي‌رحمانه خاتمه بخشد. اين تلاش‌ها در حالي صورت مي‌گيرد كه طرف‌هاي درگير به موشك باران و حملات متقابل ادامه مي‌دهند. با آنكه رسانه‌هاي وابسته به رژيم صهيونيستي در يك جنگ رواني عليه حزب‌اله از نابودي تاسيسات نظامي خبر مي‌دهند؛ اما موشك باران شهر حيفا و ديگر مناطق اسرائيل نشان از توانمندي حزب‌اله در تداوم مقاومت عليه اين جنگ نابرابر مي‌باشد. تداوم جنگ جاري علاوه بر ويراني‌هاي بيشتر در لبنان و تلفات افراد ملكي امكان گسترش و شعله‌ور شدن آن در ديگر كشورها را نيز مي‌دهد.

بنابراين انتظار اساسي اين است كه كشورهاي جهان در جهت آتش‌بس فوري اقدام عاجل نمايند. اگرچه هم اكنون طرحهاي هفت ماده‌اي لبنان و ديگر طرحهاي پيشنهادي از سوي آمريكا و فرانسه در دستور كار قرار دارد ولي آنچه مهم به نظر مي‌رسد توافق تمامي طرفهاي درگير و رسيدن به يك صلح پايدار در منطقه مي‌باشد. دولت لبنان بر اساس طرح پيشنهادي مي‌خواهد كه ارتش اين كشور در مناطق مرزي استقرار، وضعيت مزارع شبعا روشن و ارتش اسرائيل به آنسوي خط سبز بازگردند.

در مقابل كشورهاي آمريكا و اروپا در نظر دارند تا يك نيروي مشترك را در منطقه وارد تا به عنوان حايل ميان مرز هاي دو كشور عمل نمايد.

آمريكا با اين طرح در صدد است تا با تسلط نظامي در لبنان عملا در صدد خلع سلاح حزب‌اله برآمده و اين كشور را همانند عراق و افغانستان در اداره سياسي، نظامي خود داشته باشد.

با توجه به اينكه يكي از طرفهاي اصلي در اين منازعه حزب‌اله لبنان مي‌باشد توافق و پذيرش هر نوع قطعنامه، منوط به رضايت اين حزب مي‌باشد. حزب‌اله بخوبي مي‌داند كه حضور آمريكا و اروپا در لبنان جز آنكه به اهداف اسرائيل كمك نمايد ديگر هيچ دست‌آوردي را به همراه نخواهد داشت. از همين جهت بايد سعي شود كه زمينه‌‌ي صلحي فراهم شود كه به استقلال و تماميت ارضي لبنان صدمه نزده و ثبات و آرامش را در اين منطقه براي هميشه به همراه داشته باشد. 

ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :چهارشنبه 1385/05/18
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: ضرورت شكل گيري اپوزيسيون كارآمد

يكي از نگراني‌هاي اساسي، درنظامهاي رياستي،‌ تمايل به خود كامگي و استفاده ازصلاحيت‌ها توسط رهبران مي‌باشد. از همين جهت است كه نقش احزاب،نهادهاي مدني، رسانه‌ها و اپوزيسيون كارآمد وفعال را در نظارت و جلوگيري از لجام گسيختگي حاكمان و سلامت دموكراسي مهم مي‌دانند.دراين نوشته به نقش اپوزيسيون در جلوگيري از خودكامگي حاكمان و جايگاه آن در كشور مي‌پردازيم:

در منابع علوم سياسي از اپوزيسيون به عنوان روح دموكراسي ياد شده است و براي نمونه مي‌نويسد: اگر اپوزيسيوني ناتواني‌هاي وزيران حزب اكثريت را در مجلس افشا كند،‌ قوه مجريه نمي‌تواند خودكامه باشد.

اين نقش در جوامع و كشورهاي اروپايي و غربي براي اپوزيسيون به حدي است كه از آن به عنوان حكومت بديل، سايه و حكومت منتظر نام مي‌برند. براي نمونه در حكومت بريتانيا براي رهبر اپوزيسيون از خزانه دولت حقوق مقرر پرداخت مي‌شود و او با يك وزير كابينه برابري دارد.

نقش اپوزيسيون در نظام‌هاي پارلماني و چند حزبي مهم بوده و با اين نقش مانع اساسي براي حزب اكثريت به شمار مي‌آيد. اگر اپوزيسيون ناتوانيهاي وزيران حزب اكثريت را در مجلس افشا كند، قوه مجريه نمي‌تواند خودكامه باشد. بنابراين يك اپوزيسيو ن كارا و فعال مي‌تواند در پارلمان از قانون گذاري‌هاي نا مطلوب جلوگيري نمايد.

چنانچه در دموكراسي ايالتي  مانند آمريكا نيز اپوزيسيون مي‌تواند ا ز بلند پروازيهاي شاهانه رييس جمهور جلوگيري نموده و احزاب اكثريت را در كنگره به مبارزه بخواند. از سوي ديگر اپوزيسيون زماني مي‌تواند در نقش يك بديل و الترناتيف خوب، به شمار رود كه از ارايه طرحهاي مناسب،‌ كارشناسانه و متناسب با ظرفيت موجود در آن كشور برخوردار باشد تا بتواند در مواقع بحران و ظهور ناكارآمدي نظام‌هاي حاكم، اين نيرو با راهكارهايي كه دارند به عنوان جايگزين داراي برنامه عملاً رهبري كشور را  بر عهده گرفته و راه‌هاي بيرون رفت از وضعيت نابسامان را ارايه نمايد.

با توجه به اين نقش و جايگاه براي اپوزيسيون اين پرسش مطرح است كه آيا در كشور ما چنين نيروي وجود دارد؟ و جايگاه آن در كجا قرار دارد؟

بدون ترديد كشور ما امروز فاقد يك نيروي كارا و فعال به عنوان اپوزيسيون مي‌باشد. اگر چه رهبران سياسي مطرح بعد از ناكامي‌ها در همكاري با دولت اقدام به تشكيل با عنوان اپوزيسيون نموده اند؛ اما ا زآنجايي كه اين حركت برخواسته ا زيك هدف بلند مدت و بر پايه مطالعات و ضروريات استوار نبوده است به زودي از هم پاشيده و موثريت خود را از دست داده است. براي نمونه اپوزيسيوني كه پس از انتخابات رياست جمهوري د ركشور شكل گرفت عمدتاً متشكل از چهره‌هاي بودند كه صرفاً به خاطر از دست رفتن موقعيت‌هاي شغلي و كسب امتيازات جديد در محوري ديگر گرد هم آمده بودند، و از سوي ديگر عمر اين عنوان نيز بستگي به چگونگي برخورد دولت در واگذاري پست‌هاي وزارت و يا ...به سران و رهبران اپوزيسيون دارد.

بنابراين بطور قطع مي‌توان گفت كه ملاك اساسي در همسويي با دولت و شكل‌گيري اپوزيسيون تنها يك چيز مي‌تواند باشد كه آن هم عبارت از حضور در دولت و يا عدم حضور د رآن است. فقدان معيارها و ويژگي هاي اساسي در نهادهايي بنام اپوزيسيون سبب شده است تا اين عناوين نتواند به عنوان يك نهاد و گروهي ناظر برقوه اجراييه عمل نمايد. در پارلمان كشور نيز متاسفانه تا هنوز چنين گروهي وجود ندارد تا در اين نقش فعال شده و از معامله گري‌هاي رهبري پارلمان و دولت جلوگيري نمايد.

بنابراين با اطمينان مي‌توان گفت كه: دموكراسي در افغانستان فاقد روح سالم يعني اپوزيسيون مي‌باشد. اين در حالي است كه بر اساس قانون اساسي كشور رييس جمهور ا زصلاحيت بالايي برخوردار مي‌باشدكه بيش از بيست صلاحيت آن به طور صريح در قانون ذكر شده است.

با توجه به اين صلاحيت‌ها و نبود يك نيروي كنترول كننده آيا امكان آن وجود ندارد كه افغانستان هم به سوي خودكامگي و لجام گسيختگي سوق داده شود.

در درون پارلمان كشور اگر چه از برخي چهره‌ها به عنوان رهبري اپوزيسيون هنوز هم ياد مي‌شود، اما فراموش نبايد كرد كه: اين چهره‌ها نيز متاسفانه از سابقه،‌ توانايي و كاركردهاي  روشن برخوردار نمي‌باشد لذا اين افراد هيچگاه نتوانسته و نخواهند توانست كه اين بار سنگين را به سلامت به سر منزل مقصود سوق دهند. امروز متاسفانه رهبران اپوزيسيون فاقد هر نوع طرح و ارايه راهكار روشن براي بيرون رفت از  وضعيت جاري مي‌باشد. اين در حالي است كه در كشور چون بريتانيا رهبر اپوزيسيون همانند يك وزير كابينه از حقوق و امتيازات برخوردار مي‌باشد.

با اين همه حال اين سوال مطرح است كه در فقدان يك اپوزيسيون كارا چگونه مي‌توان از خودكامگي احتمالي رييس جمهور جلوگيري كرد؟ و با كدامين چشم بينا مي‌توان يك ناظر خوب بر كاركردهاي دولت بود؟

ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :چهارشنبه 1385/05/18
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: بررسی بحران در شرق میانه

دوستان عزیز! این میز گرد در هفته نامه بهار به چاپ رسیده است که اجرای این میزگرد توسط آقای مرتضوی صورت گرفت.