تبليغاتX
نوسازی
صفحه نخست | آرشيو سايت | تماس با ما | طراح قالب
:: سناريوي حقوق بشر

تحولات پس از توافق بن علاوه بر تغييرات در عرصه‌هاي مختلف، در ادبيات نوشتاري و گفتاري نيز تأثيراتي را به همراه داشت. واژه‌هايي چون «جنگ‌سالار»، «حقوق بشر»، «ناقضين حقوق بشر»، «محكمه‌ي جنگي»، «جنايت كاران جنگي» و «كيفر خواست» همه روزه در اخبار،‌ تحليل‌ها و ميزگردها و بيانيه‌هاي دولتي و غير دولتي به كار مي‌رود. اگرچه اين اصطلاحات براي برخي كشور صرفاً با بار ذهني خود همراه خواهد بود. اما مردان و زنان كشور ما كه قربانيان اصلي جنگ و خشونت‌اند با اين اصطلاحات نه تنها بيگانه نمي‌باشند، بلكه با تمام وجود جنايت، نقض حقوق انساني، تبعيض، وحشت و دهشت‌افكني را لمس كرده‌اند. اگر ساكنان و فرزندان ديگر كشورها فاجعه‌ي انساني را در اخبار و روايات تاريخي مي‌خوانند، فرزندان اين مرز بوم خود با چشمان‌اش شاهد نسل كشي، قتل عام، تاراج و غارت بوده‌اند. ولي چيزي را كه اينك مردم باور ندارد. «حقوق بشر» و محكمه‌اي عادلانه بررسي براي جنايتكاران جنگي است. زيرا به باور مردم كاربرد اين اصطلاحات، بيش از آنكه جنبه‌هاي واقعي، انساني، و عدالت خواهانه در جهت حفظ و كرامت انساني داشته باشد، بيشتر جنبه‌هاي سياسي آن برجسته و مطرح است. زيرا كساني كه بيش از همه ادعاي «حقوق بشر» را مطرح مي‌كنند، خود به نحوي در نقض حقوق و كرامت انساني داراي پرونده‌هاي بزرگ و تاريخي مي‌باشند. كشتار مردم بي‌گناه در بوسني هرزوگوين در مهد تمدن غرب تماشاي آوارگي و خانه به دوشي فلسطينيان، محروميت‌ سيا‌هان در آمريكا از حقوق و مزاياي شهروندان و محروميت مسلمانان در فرانسه به جرم حجاب را جز نقض حقوق بشر و تبعيض چه مي‌توان ناميد؟ به همين خاطر است كه مردمان جهان از تعريف حقوق بشر از منظر غرب و مصداق‌هاي عيني كه از سوي آنان مطرح مي‌گردد، بديده‌اي ترديد نگريسته و بيشتر آن را يك عمل سياسي مي‌پندارند.

با آنكه گروه طالبان در برابر سكوت و بي‌تفاوتي غربي‌ها، ساليان سال مردم را در برزخ مرگ و زندگي قرار داده بود، اما هيچ فريادي از مظلوميت، ستم و روزهاي تلخ زندگي مردان و زنان وطن را كسي نشنيده، و آنگاه كه شعله‌هاي خشم تروريزم به دروازه‌هاي غرب رسيد، سرانجام به خاطر دفاع از منافع و موجوديت خويش براي مقابله با طالبان و القاعده سرازير گرديدند. در دهه‌ي هفتاد نيز زماني كه كابل كوچه به كوچه به سنگرهاي جنگ در آمده بود و ناامني و فقر هر روز قربانيان زيادي را از اين سرزمين مي‌گرفت، هيچ حركت جدي در جهت صلح، و امنيت از سوي قدرت‌هاي مطرح صورت نگرفت. اما حال هراز گاهي شاهد نشر اعلاميه عليه برخي افراد، شخصيت‌هاي سياسي، و تنظيم‌ها از دوره حاكميت كمونيست‌ها تا مجاهدين و طالبان مي‌باشيم. نشر اين نوع اعلاميه در آستانه‌ي انتخابات رياست جمهوري، پارلماني و برخي تعيينات ملكي و نظامي اين اميدواري را خلق مي‌كرد كه كشورهاي غربي با همكاري مقامات كشور در تعيين پست‌هاي سياسي روي سوابق و عملكرد‌هاي افراد از دقت و جديت لازم كار خواهند گرفت. اما آنچه كه در آخرين گزارش نشر شده جالب توجه مي‌باشد، ذكر اين نكته است كه هدف از انتشار اين ليست آگاهي يافتن افغانها از وضعيت گذشته‌ي مقامات افغاني ذكر گرديده است، چنانچه يكي از تهيه كنندگان اين گزارش به نام پاتريشان گاسمن مي‌گويد: گزارش يك كيفر خواست نيست، بلكه سندي از حقايقي است كه به افغانها كمك مي‌كنند، از گذشته‌ي اين مقامات مطلع شوند. اين در حالي است كه همه‌ي افغانها گذشته سياسي رهبران‌شان را به خوبي درك نموده، اما پرسش اساسي اين است كه اين آگاهي در جامعه‌‌اي كه هنوز فرهنگ قبيلوي، نقش اصل و اساسي را دارد، چگونه مي‌تواند تأثير گذار و مثبت باشد. اين مسئله در انتخابات پارلماني به خوبي محسوس بود با آنكه مردم مي‌دانند كه فلان رهبر سياسي در تخريب، ويراني، غارت و چپاول نقش‌هاي زيادي داشته است. اما پيوندهاي قبيلوي بر هر چيز ديگر برتري يافته و سبب شد. تا آنان هم اكنون در كرسي‌هاي پارلمان تكيه نمايند. مردم افغانستان گذشته‌ي تلخ و دردناك، را هرگز فراموش نكرده‌اند و هم اكنون خلق‌هاي فراوان ميراث‌دار مصيبت‌ها و بلاياي كساني است كه او را به ديده حاكم و شريك در قدرت مي‌دانند.

مردم زماني به اين نوع اعلاميه‌ها به ديده مثبت و اميدوار كننده مي‌نگرد كه از يك مرجع معتبر و بدون اهداف سياسي، ترتيب داده شده باشد. از سوي ديگر مردمان اين سرزمين با درك درست از گذشته‌ي يكايك شخصيت‌هاي كشور فقط در انتظار آنند كه فرياد عدالتخواهي ما توسط كدام ارگان و در كدام عصر و نسل جنبه‌ي عملي پيدا خواهند كرد.

با توجه به اينكه اخيراً فهرستي از ناقضين حقوق بشر منتشر گرديده است، اما مكانيزم كه بتواند در اجراي عدالت نسبت به آنان و يا حداقل سلب مسؤوليت از سمت‌هاي دولتي تطبيق شود، هنوز ارايه نگرديده است. پس بدون يك مكانيزم مشخصي و عملي، اعلام اين نوع بيانيه هيچ مشكلي را حل نخواهد كرد و بدتر از آن مردم نيز به آن به ديده‌ي يك بازي و سناريوي سياسي نگاه خواهند كرد، زيرا از يك سو اعلام مي‌شود كه اسامي افراد در پارلمان، و پست‌هاي نظامي در جزء ناقضين حقوق بشر قرار دارد، از سوي ديگر همين افراد به شركت در انتخابات از سوي خارجي‌ها تشويق گرديده و در مورد سيزده تن از افراد پوليس نيز همين دوگانگي مطرح است، زيرا دولت اعلام كرده است كه ريفورم پوليس با مشوره خارجي‌ها صورت گرفته است، پس اگر واقعاً شما از گذشته‌هاي آنان مطلع بوديد، چرا در همان وقت مانع انتصاب آنان نگرديده. اين دوگانگي‌ها سبب مي‌گردد كه مردم به اين نوع بيانيه‌ها و اعلاميه‌ها اعتماد ننمايند.

ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :چهارشنبه 1385/03/31
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: دیورند متعلق به همه است

هفته گذشته بزرگان ولايات كنر، جلال‌آباد و لغمان در ديدار با رييس جمهور برگزاري اجلاس مشترك ساكنين دو طرف مرز افغانستان و پاكستان را پيشنهاد كردند، اين پيشنهاد در راستاي حل معضل ميان ساكنين دو طرف صورت گرفته است. ولي سؤال اساسي اين است كه آيا نمايندگان سه ولايت جنوبي از اين صلاحيت و توانايي برخورداراند، تا به مشكلي خاتمه بخشند كه ريشه در يك قرن دارد؟ و آيا معضل مرزي افغانستان و پاكستان صرفاً براي ساكنين دو مرز از اهميت برخوردار است و يا آنكه يك مشكل مرزي و ملي بوده كه بايد دولت قانوني، مشروع و نمايندگان تمام ساكنين اين مرز بوم درباره آن از حق تصميم گيري و صلاحيت برخوردار ‌باشند؟

درست است كه نقطه‌ي اساسي مشكلات در همين منطقه وجود دارد، ولي ديورند به عنوان مرز و دروازه كشوري به نام افغانستان است كه تمام مردان و زنان اين كشور نسبت به آن احساس مسؤوليت و تعهد مي‌نمايند. طرح مذاكره ميان ساكنين دو كشور بدون شك بحث روي خط ديورند را نيز به همراه خواهد داشت. زيرا مرز مشترك افغانستان و پاكستان كه به خط مرزي ديورند مشهور است نيز يكي از علت‌هاي اختلاف بين دو كشور محسوب مي‌شود كه هيچگاه از سوي كشور ما به رسميت شناخته نشده است، افغانستان خط مرزي ديورند را قرار دادي يكصد ساله كه در سال 1993 مهلت آن به پايان رسيد، تلقي مي‌كنند. پاكستان طي چند سال اخير با طرح‌هايي از جمله كشيدن سيم خاردار به عنوان حايل مطرح نموده است كه اين طرح، با مخالفت مقامات رسمي كشور ما مواجه شد. با توجه به تنش‌هاي ديرينه ميان دو كشور به نظر مي‌رسد كه هر نوع حل آن صرفاً از جانب مقامات ذيصلاح و يا نمايندگان مردمي مي‌تواند درست و اساسي باشد. اگر قرار باشد، مشكل جنوب را ساكنين آن منطقه حل نمايد، شمال را نيز ساكنين آن معامله خواهد كرد و جنوب غرب را ولايات مربوط به آن با كشورهاي همسايه به بحث خواهند نشست. اين حركت‌ها جدا از آن كه نمي‌تواند يك گام كامل و جامع در راستاي حل معضل موجود باشد. سبب خواهد شد تا ساكنين ديگر مناطق را نسبت به سرنوشت آنان بي‌تفاوت نموده و عملاً افغانستان را به جزاير از هم گسسته تبديل خواهند شد. بنابراين هر نوع اقدام براي حل مشكل مرزي بايد از سوي مراجع مشروع صورت گيرد، زيرا اين مشكل همه‌ي افغانستان است و ديورند هم متعلق به همه است.
ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :چهارشنبه 1385/03/31
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: یورش کوهستان

از آغاز سال جاري پيش‌بيني‌ها بر اين امر استوار بود كه: افغانها بهار خونيني را به همراه خواهند داشت. اين پيش‌بيني‌ها درست در آمده و طي سه ماه شاهد خونين‌ترين رخدادها و حوادث در كشور بوده‌ايم. ناتواني نيروهاي پوليس و اردوي ملي سبب گرديده تا طالبان با استفاده از اين فرصت در بيشتر نقاط كشور حوزه عملياتي خود را گسترش بخشد.

اين حملات زماني نگران كننده شد كه چند ولسوالي در ولايت‌هاي ارزگان و فراه براي مدتي به تصرف طالبان در آمد و بدتر از آن در ولسوالي پنجوايي قندهار شاهد يك جنگ تمام عيار با استفاده از وسايط زميني و هوايي بوديم. با آنكه نيروهاي ائتلاف از هر كشور يكي از ولايت‌هاي ناامن را در اختيار گرفته‌اند، اما تا كنون در ولايت‌هاي چون زابل، ارزگان، قندهار و هلمند از نظر امنيتي كدام تغيير به چشم نمي‌خورد.

ناامني‌هاي اخير سبب تحركات و تلاش‌هايي در سطح داخلي و بين‌المللي گرديده تا باشد كه در پرتو همكاري و راهكارهاي مناسب به معضل ناامني خاتمه بخشد.

طرح افزايش نيروهاي پوليس و اردوي ملي از سوي مقامات داخلي و افزايش نيروهاي خارجي از نُه هزار به شانزده هزار و حتي تا نوامبر سال جاري به بيست و يك هزار نفر نشان از توجه و اهميت دادن به مسايل امنيتي در كشور مي‌باشد. ايالات متحده آمريكا نيز در پي‌ناامني‌هاي اخير در كشور مي‌گويد: نيروهاي امنيتي افغان و خارجي با آمادگي هرچه بيشتر امنيت در مناطق ناآرام افغانستان فعاليت مي‌كنند و مخالفان دولت با راه اندازي حملات‌شان توانايي رويارويي و مقابله را ندارند.

هم اكنون نيز عملياتي به منظور نابودي و از بين بردن پايگاه‌ها و مراكز تجمع مخالفين دولت در مناطق جنوبي آغاز گرديده است. ولي آيا اين حملات در تأمين امنيت كمك خواهد كرد؟ و آيا برخوردهاي نظامي يگانه راهكار در حل معضل امنيتي به شمار مي‌رود؟ اگرچه دولت هم اكنون پروسه‌ي تحكيم صلح را نيز در دست دارد. اين پروسه كه از سوي حضرت صبغت‌الله مجددي رهبري مي‌گردد، زمينه‌اي بازگشت صدها تن از سربازان طالب را فراهم كرده است، اما برخي ديگر وجود چنين طرح را براي صلح در كشور و كاهش خشونت‌ها ناكافي مي‌دانند. به باور برخي از كارشناسان در پروسه‌ي تحكيم صلح كساني مي‌پيوندند كه از هيچگونه نقش و كارايي در امنيت و عدم امنيت برخوردار نمي‌باشند. اين كميسيون تنها يك منبع خوب براي دريافت پول مي‌باشد كه بخش عمده‌اي توسط اعضاي رهبري اين كميسيون حيف و ميل مي‌گردد. اما برخي ديگر بر اين باورند كه طالبان در سايه‌ي طرح كميسيون تحكيم صلح تحت حاكميت دولت پناه گرفته است، اما در واقع عملاً در سازماندهي و هماهنگي، براي طالبان نقش دارند. به باور اين عده طالبان هم اكنون با استفاده از طرح كميسيون صلح بستر مناسب از آرامش را به دست آورده، اما در واقع آنان از آرمان‌هاي طالباني‌اش هرگز دست برنداشته و هميشه در صدد و فكر تخريب، ترور، ناامني و زمينه‌سازي براي ورود مجدد طالبان مي‌باشند.

به نظر مي‌رسد كه رويكرد به نظامي‌گري از سوي دولت جز واكنش پرخاشگري، و انتقامجويي چيزي ديگر را به همراه نخواهد داشت. مقابله با طالبان و ايجاد فضاي امن صرفاً از مجراي نظامي قابل حل نخواهد بود.

اگر دولت نتواند در عرصه‌ي مبارزه با فساد اداري، رشوه ستاني، حل معضل بيكاري، فقر، تبعيض، اجراي قانون… موفق شود، طبيعي است كه بر سيلي لشكر مخالفان افزوده خواهد شد. اما اگر بتواند به معضل‌هاي ياد شده، پاسخ روشن عملي و قناعت بخش ارايه نمايند. در آن صورت است كه زمينه‌هاي حضور طالبان را از ميان مردم سلب نموده است. بنابراين تداوم نظامگري و اتكا به نيروهاي مسلح خارجي براي حفظ لقب و تأمين امنيت در دراز مدت مشروعيت مردمي نظام را نيز زير سؤال قرار خواهد داد. از همين جهت است كه دولت بايد زمينه‌هاي اعتماد مردمي را بيشتر و بهتر سازد و آنگاه است كه مردم خود با حمايت از نظام مورد قبول و مشروع در صدد دفاع برآمده و نقشه‌هاي مخالفين را برآب خواهند كرد، در غير آن به هيچ وجه نمي‌توان با راه اندازي عمليات‌هاي نظامي با عناوين يورش كوهستاني، شير كوهستان و شير صحرا اميدوار بود

ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :چهارشنبه 1385/03/31
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: افغانستان بسوی استبداد میرود؟
 ریاست امنیت ملی طی بخش نامه ای برای رسانه های جمعی در صدد اعمال محدودیت در نشر خبر تحلل وتفسیر بر امده چندی قبل نیز ریاست امنیت ملی با فراخوانی مسولین رسانه ها از انان خواسته بودند تا نکات مشخصی را در رسانه های تحت امر خود  رعایت نمایند در این بخش نامه دو صفحه ای  امده است  که بر علیه سیاست خارجی قوت های ایتلاف چیز نشر ننمایند واز بکار بردن  اصطلا حات چون جنگ سالار  وغرب زده نیز پرهیز نمایند به عقیده ای بر خی کار شنا سان امنیت ملی با نشر این بخش نامه می خواهد رسانه ها را به از ما یش بگرد که اگر در پار لمان علیه انان قوانینی وضع وتصویب شود چه وا کنش های را به همرا خوا هد داشت این اقدام  هم اکنون با وا کنش ومخالفت های شدیدرسانه های جمعی در کشور روبرو گردیده است با انکه جاوید لودین  اعمال محدودیت علیه رسانه هارا رد می کند اما نگرانی جدی بوجود امده که مبادا به ازادی های موجوذ خاتمه داده وافغانستان بسوی اسنداد سوق داده شود
ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :سه شنبه 1385/03/30
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: كابوس زرقاوي پايان يافت؟

زرقاوینام زرقاوي، به مثابه‌ي يك كابوس براي عراقي‌ها و نيروهاي ائتلاف به شمار مي‌رفت، طي چند سال هر كوچه و خيابان، جسدهاي خونين را به همراه داشت. وحشت اين تروريست حرفه‌اي بر روان عراقي‌ها اثر گذاشته بود. همه جا جنگ، همه جا ناامن جلوه مي‌كرد. حمله بر سامرا، عراق را تا مرز يك جنگ تمام عيار مذهبي سوق داد. احساسات شيعيان و سني‌ها چنان برانگيخته شده بود كه انتظار مي‌رفت، مرزهاي جغرافيايي را نيز در نوردد. اگر تدابير علماي بزرگ و خرد انديش عراق نمي‌‌بود، هيچ قدرتي بر اين خشم بر افروخته مستولي نمي‌گرديد. بنابراين زرقاوي و گروپ‌ وي به عنوان يك چالش بزرگ در راه استقرار صلح، امنيت و ثبات در كشور جنگ زده‌اي عراق به شمار مي‌رفت. او شايد حرفه‌اي‌ترين، و بي‌رحمانه‌ترين تروريست در شبكه‌ي القاعده به شمار مي‌رفت. نام اصلي اين چريك بي‌رحم احمد فاضل النزال الخلايه است، او در سال 1966 در شهرك زرقا در شمال غرب امان، پايتخت اردن به دنيا آمد، جواني او با ارتكاب جرايم سپري شد. در دهه‌ي 1980 زمان اشغال افغانستان رهبري اعراب افغانستان را داوطلبانه به عهده گرفت، وي به اردن رفت و يك گروه بنيادگراي اسلامي را تشكيل داد، هدف اصلي او سرنگوني رژيم اردن بود و به همين جرم به مدت هفت سال به حسب محكوم گرديد و سرانجام از اين كشور نيز گريخت.

اگرچه جواني او با ارتكاب جرايم سپري شد. اما بعد به عنوان رهبر گروه شورشي «توحيد و جهاد» در عراق ظاهر گرديده و بعد در آخر سال 2004 ميلادي در شبكه القاعده ادغام شد. زرقاوي از همان آغاز تحت تعقيب نيروهاي امريكايي قرار گرفته و در سال 2005 بيست و پنج مليون دالر براي دستگيري او جايزه تعيين گرديد. نبرد نابرابر زرقاوي با دولت عراق و نيروهاي ائتلاف روز به روز گسترده و اوج مي‌گرفت، زرقاوي همه جا را در عراق ناامن كرده بود و با توجه به آسيب‌پذيري‌هاي عراق از نظر قومي و مذهبي، ساختار سياسي به وجود آمده را در حالت شكننده قرار داده بود. امريكا نيز از وجود يك گروه تروريست و حرفه‌اي در درون عراق به شدت نگران شده بود. اما دستگيري و قتل وي نيز به آساني ميسر نبود. اما سرانجام در اين نبرد، امريكا پيروز گرديده و با قتل زرقاوي دست‌آورد بزرگ را در عراق نصيب گرديد.

اما آيا قتل زرقاوي به معني پايان فعاليت‌هاي تروريستي و دهشت‌افكني در عراق خواهد بود؟ پاسخ اين پرسش را آينده روشن خواهد كرد، اما نبايد فراموش كرد كه با گرفتاري صدام و نابودي دامادان، زرقاوي و عناصر عمده‌اي حزب بعث ايالات متحده از موفقيت چشم‌گير برخوردار بوده است، اين در حالي است كه مردم كشور ما مي‌پرسند كه سران طالبان و القاعده كه هم اكنون از آدرس‌هاي مشخص منافع ملي ما را نشانه مي‌گيرند، چرا دستگير و يا به قتل نمي‌رسند؟

ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :یکشنبه 1385/03/28
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: ولايات اصلاحات جدي مي‌طلبد

در بررسي‌هاي اخير، كه از سوي پارلمان و بيشتر صاحب نظران ارايه گرديده است، گسترش حملات و حوزه‌ها عملياتي طالبان، ناشي از ضعف اداره و دولت به شمار آمده است. نمونه هاي عيني آن را مي‌توان از ناتواني در برابر آشوب هشت جوزا و ديگر حوادثي كه در گوشه و كنار كشور ياد كرد.

از سوي ديگر وجود فساد اداري، به ويژه در ولايات و نبود ارتباط سالم ميان مردم و حكومت سبب گرديده تا مردم نسبت به رخدادها و حوادث خلق شده با بي‌تفاوتي نگاه نمايند.

بدون ترديد واليان، ولسوال‌ها و قوماندان‌هاي امنيه به عنوان نمايندگان دولت مي‌تواند، در ايجاد ارتباط نيك ميان مردم و دولت نقش تعيين كننده و مثبتي را ايفا نمايند. متأسفانه هم اكنون مردم از بيشتر والي‌ها و ولسوالان ناراضي است. زيرا تعداد زيادي آنان از گذشته‌هاي نيك و عملكرد سالم برخوردار نبوده و يا عملاً در آزار و اذيت و تاراج مردم نقش داشته اند. اين در حالي است كه بر اساس گفته‌هاي سازمان مستقل حقوق بشر، هم اكنون دولت در بيش از سي ولسوالي هيچگونه تسلطي ندارد و عزل و نصب‌ها نيز در اين ولسوالي‌ها خودسرانه و بدور از معيارهاي اداري صورت مي‌گيرد. بيشتر واليان نيز با اتهاماتي زياد مواجه‌اند. بر اساس اعلام يك نشريه‌ي امريكايي سيزده تن از واليان برحال، در امر قاچاق و توليد مواد مخدر دست دارند. با توجه به اينكه هفته‌ي گذشته در سطح وزارت داخله شاهد تغييرات زيادي بوديم، انتظار مي‌‌رود كه به زودي اصلاحات و تغييرات اساسي و بنيادين براي ولايات و ولسوالي‌ها صورت گيرد، تا باشد كه با تقرر افراد مناسب، شايسته، كارا و وطندوست علاوه بر ايجاد ظرفيت‌هاي كاري، اداري، در جهت اميدواري و پيوند مردم با حكومت نيز گامهاي برداشته شود.

ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :یکشنبه 1385/03/28
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: از حدیثه تا کابل

رخداد هشت جوزا گمانه ها و نظریه های متفاوتی را در مورد چگونگی و آغاز حادثه به همراه داشت. با آنکه مقامات رسمی دولت و نیروهای ائتلاف از نقص تخنیکی سخن به میان آوردند. اما از همان آغاز تا کنون دیدگاهها و نظریه های دیگری نیز مطرح بوده است. برخی خبرها از مست بودن سربازان امریکایی در هنگام رانندگی حکایت داشت. این خبر از سوی برخی رسانه ها در جریان حادثه نیز به طور مکرر نشر گردید. بدون شک در تحریک و بهانه جویی آشوبگران نیز به عنوان یک عامل مهم به شمار رفت. این حوادث در مقایسه با حوادث دیگر که در عراق و یا برخی ولایات کشور ما اتفاق افتاده می تواند مورد ارزیابی و مقایسه صورت گیرد. رفتار سربازان امریکایی اولین باری نیست که باعث خشم و واکنش های تند از سوی مسلمانان و به ویژه مردمان کشورهای عراق و افغانستان شده است. در دیگر کشورها نیز سربازان امریکایی به خاطر رفتارهای غیر اخلاقی واکنش های تندی را در پی داشته است، تجاوز به یک دختر 13 ساله جاپانی در نزدیکی های پایگاه امریکا سبب خشم و ابراز تنفر جاپانی ها نسبت به سربازان امریکا گردید. این واکنش ها به حدی جدی بود که مقامات وزارت دفاع امریکا برای خاموش نمودن احساسات مردم به آن منطقه سفر نمودند. رفتارهای خشن و نامناسب در زندان ابوغریب نیز از جمله مواردی بود که اعتراضات جهانی را به همراه داشت.

تصاویر نشر شده از زندان ابوغریب تکان دهنده و بیانگر جلوه هایی از خشونت و رفتارهای غیر اخلاقی سربازان امریکایی بود. سال گذشته نیز خبرهایی از زندان گوانتانامو در مورد توهین و اهانت به قرآن کریم به نشر رسید. انتشار این خبر از سوی رسانه های امریکا با خشم و واکنش تند مسلمانان به همراه بود، مردم کشور ما در اعتراضات گسترده خشم و تنفر خود را از این عمل به نمایش گذاشتند. با آنکه اعتراضات مردمی در جریان این حوادث به انحراف کشده شد و خساراتی نیز در پی داشت، اما پیام آن برای ایالات متحده مهم تلقی گردید. مقامات امریکایی و سرمنشی ملل متحد فوراً در رسانه ها ظاهر و در صدد جلب آرامش مردم بر آمدند. خبرهای نشر شده در مورد زندانهای خصوصی، حمله به خانه های مردم در جنوب و سوزانیدن اجساد طالبان کشته شده از دیگر رفتارهای بوده که در میان مردم انعکاس های منفی را به همراه داشته است. در کنار این حوادث و رفتارها حادثه ای حدیثه ی عراق که منجر به قتل چندین تن از مردم بی گناه گردید. قابل دقت و بررسی است. گفته می شود، زمانی که سربازان امریکایی از سوی شورشیان عراق مورد حمله قرار می گیرند. درصدد انتقامجویی برآمده و با شلیک مرمی به سوی مردم آنان را به قتل می رساندند.

اگرچه تحقیقات و مجازات این فرد شروع شده است، اما این مسئله نشان می دهد که خیلی از حوادث اتفاق افتاده، ریشه در رفتارهای روانی امریکایی ها دارد، بخشی از این سربازان در محیط های جنگی و ناامنی در وحشت و ترس دایم به سر برده و در نهایت با از دست دادن تعادل به واکنش های متفاوتی دست می زنند.

همین نوع رفتار و واکنش را در حادثۀ ترافیکی کابل نیز می توان در کنار دیگر علل یاد کرد. با آنکه گفته می شود که بر اساس قانون امریکا افرادی که مواد الکلی استفاده می نمایند، حق رانندگی ندارند. لذاست که فرضه ها و تصورات دیگر در مورد حادثۀ هشت جوزا به وجود می آید.

آنچه که بیش از همه اهمیت دارد. این است که نیروهای امریکا در عراق و افغانستان با مخالفت های عوامل داخلی و خارجی روبرو می باشند. در مورد افغانستان کشور همسایه ایران هیچ به وجه تمایل ندارد که دشمن درجه یک آن در کناره های مرزی اش دارای پایگاه و حضور فعال باشد. روسیه نیز از حضور امریکا در افغانستان خشنود به نظر نمی رسد. آنان دولت حامد کرزی را بارها زیر سؤال برده و در حادثۀ هشت جوزا نیز امریکایی ها را مقصر اصلی می دانند، کشور همسایه پاکستان نیز در نبود نیروهای ائتلاف احساس آرامش می کنند، زیرا در آن صورت میدان عمل و مداخلات پاکستان بیشتر و آزادانه تر خواهد شد.

گروه طالبان نیز حضور نیروهای ائتلاف را بهانه قرار داده و در صدد تبلیغات و جوسازی علیه آنان می باشند. با این وضع باید امریکایی ها وضعیت محیط و جغرافیایی را درک کرده و با احترام به تمام ارزشها، قوانین، فرهنگ و رسوم کشور بر حضور کمکی خودتداوم ببخشند. در غیر آن هر نوع اشتباه و یا عملکردهای ناسالم سبب خواهد شد تا با اقدامات و واکنش های غیر منتظره برو شده که به آسانی جبران نخواهد شد.

ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :یکشنبه 1385/03/28
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: بازگشت رهين به وزارت يک فاجعة فرهنگي است

فاضل سانچارکي روز پنجشنبه طي يک کنفرانس خبري به علل استعفا و مشکلات موجود در وزارت فرهنگ و جوانان پرداخت.

در اين کنفرانس که با حضور خبرنگاران و مسوولين رسانه هاي مطرح در هوتل ستاره برگزار شده بود وي در آغاز سخنان خود گفت: ما در يک شرايط شکننده و آسيب پذيري قرار داريم.

هم اکنون توطئه هاي براي روند توقف دموکراسي جريان دارد. ما بايد کوشش نماييم که در تقويت دموکراسي و ثبات کشور نقش اساسي ايفا نماييم.

سانچارکي در مورد اهميت کار فرهنگی گفت: ما بايد تعريف خود را از فرهنگ، اطلاعات، و رسانه ها مشخص ساخته و کوشش کنيم که معيار ها و اصول را هميشه در نظر داشته باشيم.

وي در ادامه يادآور شد: فرهنگ نقش اساسي را در دگرگوني، هدايت و سمت دهي جامعه دارد. البته نگرش هاي نيز در اين مورد وجود دارد يکي از نگرش ها به فرهنگ نگرش کهنه و موزيمي است براساس اين ديد با جمع آوري آثار تاريخي گذشته و گذاشتن آن در معرض تماشای سياحان صرفاً جنبه اي درآمدزايي آن لحاظ مي شود.

اما در مقابل نگرش و ديد ديگر است که براساس آن: فرهنگ يک جريان زنده است به همين خاطر بايد به نوآوري و خلاقيت در بستر فرهنگي دست بزنيم. سانچارکي در مورد دموکراسي گفت: دموکراسي در ذات و باور هاي اعتقادي ما وجود دارد بنابر اين يک کالاي نيست که از غرب آمده باشد و سعی شود که با استفاده از فضاي موجود نهادينه و در نهايت به فرهنگ تبديل شود از سوي ديگر ما نبايد دموکراسي را به گونه اي به کار ببريم که در تضاد با دين قرار گيرد.            

آقاي سانچارکي در مورد تقررش در وزارت فرهنگ و جوانان اظهار داشت: رفتن به وزارت بر من تحميل شد. اين نظر يک جمع بود که ما مي توانيم با ايجاد يک تيم مصدر خدمت شويم. تلاش ما اين بود که با ايجاد اعتماد ميان ما و رهين کارهاي موثري صورت گيرد اما آقاي رهين با رفتن موافق نبود و لذا ما در چند عرصه با او مشکل پيدا نموديم. يکي از مشکلات در عرصه اداري بود قرار بود جلسة رؤساي اداري و معاونين در هفته يکبار برگزار شود که در طول 17 ماه فقط يک جلسه داير شد. عزل و نصب ها بدون مشوره صورت مي گرفت حتي در محدوده معينيت نشراتي ما در جريان نبوديم وضعيت بگونه اي شد که ما در يک سردرگمي بسر مي برديم. در رأس نشرات کساني مي آمد که من به خود احساس توهين مي کردم لذا در طول 17 ماه رنج هاي زيادي کشيدم.

معين سابق نشراتي اختلاف ديگر را در ديدگاه ذکر کرده و گفت: ما بايد يک پاليسي کلان نشراتي و فرهنگي داشته باشيم اما در وزارت ما نه پاليسي نشراتي داشتيم و نه فرهنگي وي از طرح هاي مشخص خود در مورد نشر کتاب و اطلاع رساني ياد کرده و گفت: من يک کميسيون براي نشر کتاب هاي دري و پشتو در نظر گرفتم.

به تعداد 50 عنوان اثر آماده نشر شد که به خاطر مشکلات چاپ نگرديد.

طرح ايجاد غرفه ها براي دسترسي مردم به رسانه ها و منابع فرهنگي نيز متأسفانه بطور ناقص اجرا گرديد. طرح بانک معلوماتي، آموزش ژورناليزم، بررسي و نقد رسانه ها و... متأسفانه همه سرجاي خود باقي ماند بنابر اين روز به روز برياس ما افزوده شد.

آقاي سانچارکي در ادامه يادآور شد: فرهنگ در کشور ما آن قدر مهجور مانده است که به نماد ها هم توجه نمي شود وي براي نمونه از زرياب، مبارز، بهين، توحيدي ياد نمود که آنان نيز به خاطر مشکلات نتوانستند با آقاي رهين کار نمايند.

وي در مورد علت استعفاي خود گفت: استعفاي من جنبه اي سياسي ندارد من اصلاً سياسي نيستم، من يک ژورناليست و فرهنگي هستم. سانچارکي در پاسخ به سوالي که آيا استعفاي شما به معني عقب نشيني نخواهد بود گفت: ما عقب نشيني نمي کنيم ما سنگر را عوض کرده ايم.

از سانچارکي در پايان در مورد رهين ووزارت فرهنگ سوال شد وي گفت: من نتوانستم رهين را بشناسم که آيا او واقعاً طرفدار دموکراسي است؟ و چه راه را براي نهادينه شدن آن به اجرا مي گذارد اما مطمين هستم که بازگشت دوباره رهين به وزارت فرهنگ يک فاجعة فرهنگي براي کشور خواهد بود.

وزارت فرهنگ نيز نياز به تغييرات اساسي دارد. در اين وزارت بايد جراحي اساسي صورت گيرد تا غده هاي چرکين فساد از آن برداشته شود.

قابل يادآوري است که قبل از آقاي سانچارکي آقايان مبارز، زرياب، بهين و توحيدي به خاطر همين مشکلات موفق به کار در آن وزارت نگرديدند اين درحالي است که گفته مي شود بر اثر فشار از سوي برخي حلقات بر رئيس جمهور سعي دارند تا دوباره رهين براي اين پست معرفي گردد. پارلمان کشور به رهين رأي اعتماد نداد، و عملکرد هاي وي مورد انتقادات سخت نمايندگان قرار گرفت.

 

 

ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :چهارشنبه 1385/03/24
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: كودكان كشور را دريابيم

 

تاثير  سه دهه جنگ  در تمام بخش  هاي كشور  مشهود ونمايان است.  سه دهه جنگ  سبب شد تا تمام بنياد هاي  اقتصادي، فرهنگي، واجتماعي كشور نابود  و ياآسيب  جدي  رامتحمل  گردد.  در اين ميان  كودكان بعنوان قربانيان  اصلي جنگ  وخشونت به شمار مي آيند.  سالها جنگ با بيرحمي  و قساوت  تمام، دهها  هزار كودك يتيم  را  بعنوان  ميراث  شوم بر جا ماند. اين كودكان  در فضاي  خشونت  و در گيري  هاي دوامدار رشد نموده واكثر خود به پيش مرگان  جنگ تبديل گرديدند.  استفاده  از كودكان  بي سرپرست بعنوان  نيروي  جنگي به يك امرعادي و معمول  در آمده بود. در دهه هفتاد كوچه هاي  شهر كابل  در كنترول كساني  بود كه قد شان  به اندازه  اسلحه اي  دست داشته شان  نميرسيد.  آنان از آنجاي  كه از همه جا وهمه چيز بازمانده بودند براحتي  جذب  گروپ هاي  نظامي مي گرديدند. شرايط  سخت و دشوار  جنگ  هاي دهه اي هفتاد سبب  شده بود كه تنها با بردوش كشيدن سلاح  مي توانست خود را از چنگ  غارت گران حفظ و لقمه  ناني هم بدست آورد.

 تداوم  اين وضعيت  سبب شد كه جنگ  بعنوان يك فرهنگ  در زندگي  مردم ما  مورد قبول واقع شودواسلحه  نيز همراه  دايمي براي هر فرد افغان  به شمار رود.

با آنكه بخش زيادي  از مردم  شهر را  ترك نمودند اما قربانيان اصلي يعني كودكان  سالها و دهه ها  به زندگي  جنگي ادامه دادند. پس از توافقات بن  و بازگشت  نظم،قانون و  امنيت نسبي اميدواري هاي  فراهم شد تا ازقربانيهاي بيشتر  كودكان  جلوگيري  بعمل آيد.  بي  توجهي  مسوولين،   و  نبود ظرفيت  هاي مناسب  سبب گرديده كه هم اكنون  به تعداد هزاران تن از كودكان كشور ازحقوق طبيعي و اوليه اي زندگي محروم باشند.

درحاليكه بر اساس قانون  بين الملل  استفاده كودكان در جنگ و با سن كمتر از ۱۸  در كار، يك جرم تلقي   مي شود،  اما هم اكنون  شاهد هزاران  تن از كودكان كشور درشغل  هاي مختلف كارگري  مي باشيم.  بر اساس  تحقيقاتي كه از سوي كميسيون  مستقل  حقوق بشر  صورت  گرفته  در حدود ۳۱   در صد اطفال  كار گر در افغانستان  بين ۹ الي ۱۵ ساعت در شبانه روز كار مي كنند. اين در حالي است  كه افغانستان از سال ۱۹۹۴  به كنوانسيون حقوق كودك نيز متعهد گرديده است،  از سوي ديگر  مقامات  در كميسيون  حقوق بشر نيز  طي اعلاميه  اي وضعيت  كودكان  در كشور را مغاير  با استندرد هاي  جهاني كار خوانده  واعلام نموده است كه ۳۵ در صد از اطفال  كارگر در حالي به مكتب مي روند  كه كيفيت درسي آنها بسيار  ضعيف  ارزيابي  گرديده  است.

  بر  اساس  همين منبع هم اكنون به تعداد ۱۰۴۱۴ طفل به قالين بافي مشغول اند  كه در شرايط  بسيار بد و بانور كم  روزانه ۱۲ ساعت كار مي كنند  از سوي  ديگر  نبود كار  و اشتغال مناسب  در كشور سبب گرديده تا بيشتر كودكان  و نواجوانان  علاوه بر رويكرد به كار،  مورد سو استفاده هاي غير  اخلاقي  نيز قرار گيرند. هم اكنون  با توجه به جنگ هاي  كه در جنوب و برخي ولايات ازسوي طالبان راه انداخه  شده است، شاهد پيوستن نوجوانان و كودكان  بيكار در اردوي طالبان  مي باشيم.  تداوم  اين وضع  نگراني هاي را نسبت به سرنوشت  فرزندان و طن خلق  نموده است، كه  اينده آنان چه خواهد شد؟ حادثه  اي  هشت جوزا  يكي از نمونه هاي  بدي  بود كه مي تواند براي مسوولين  كشور  بعنوان يك  درس  وزنگ  خطر  به شمار آيد  در اين روز  بر اساس  تصاوير وچشم ديد ها، بخش عمده اي لشكر آشوب  طلبان را همان كودكان  خياباني تشكيل مي دادند زيرا آنان در محيط  هاي خشم وجنگ رشد يافته و فرهنگ خشونت با روح   وروان  آنان  عجين گشته است.  آنان  علاوه بر آنكه بعنوان نيروهاي مفيد وسالم  جامعه ببار نخواهند آمد در آينده نيز مي توانند سربازاني خوبي بر عليه ثبات و امنيت  كشور به شمار آيند، زيرا شكل گيري شخصيت آنان ايجاب  مي كند كه در برابر ميهن و مردم  خود  هيچگاه   احساس مسووليت ننمايند. حال وظيفه دولت مردان  است كه با ايجاد   اقدامات  مناسب در فراهم سازي بستر  هاي مناسب تربيتي و جذب آنان در برنامه ها وكار هاي سالم،  از نابودي  اين نسل جلوگيري  نمايند.  در غير آن، افغانستان  شاهد يك نسلي بافرهنگ  خاص روبرو خواهد شد كه هيچ قدرتي  نتواند  آنان را در كنترول واختيار داشته باشد.

 

ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :چهارشنبه 1385/03/24
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: ابتكار عمل را از دشمنان سلب نماييم

كشور ما طي  هفته هاي اخير روز هاي سخت  ودشواري را  سپري كرد. دراين مدت حملات  طالبان  بطور  فزاينده اي  افزايش يافته ونبردهاي  خونيني را به همراه د اشت.  جنگ در پنجوايي،  به صحنه اي از رويا رويا يي ميان دولت ومخالفان  تبديل شد بطوريكه  اوضاع را به سمت  نگران كننده اي سوق داده و تمام سرخط  خبر ها حكايت  از قتل، ناامني، وحتي تصرف وپيشروي هاي طالبان  داشت در همين مدت يك ولسوالي  در ارزگان ويكي در فراه  براي مدتي در تصرف  طالبان درآمد. طالبان  با اين حركت نشان دادند كه اكنون ا زموقعيت  برتري در برخي ازمناطق  برخوردار مي باشند. شورش وآشوب  هاي۸ جوزا  وعدم توانايي نيروهاي ا منيتي بر اين نگراني ها دامن زد. اين حوادث  بعنوان يك زنگ خطر تلقي  گرديده وشاهد تحركات وسيع در سطح  داخلي و بين المللي  درراستاي  تحكيم امنيت  در كشورشديم. وزارت داخله وپوليس  كه در اين حوادث از سوي  بيشتر رسانه ها  وصاحب نظران  مقصر  دانسته مي شود دچار تغييرات  وسيع گرديد.  سفر  وزراي داخله و دفاع به مناطق  نا امن  و ايجاد يك قرار گاه  پوليس با امكانات ونيروي كافي براي  اداره وكنترول  چند ولايت نا امن بعنوان  يك گام  مهم به شمار رفت. با آنكه  شكايت ها ازريفورم در پوليس نيز  وجود دارد  اما اين تغييرات  مي تواند تا حدودي مفيد  و  موثر  باشد.  با آنكه  برخي از ديپلومات هاي غربي  از حضور بعضي  از افسران پوليس نسبت  به گذشته  اي كاري شان شكايت  دارند، اما كريم رحيمي مي گويد:(( ريفورم پوليس  پروسه مشورتي  با جامعه  بين المللي  بوده است))  سفر حامد كرزي  به كندهار  ووعده اي تامين امنيت  اميدواريهاي  را بوجود آورد.

  امروز مردم شاهد و منتظر آن اند كه رئيس  جمهور  چگونه  و با كدام  تدبير بر اوضاع  نابسامان  امنيتي  مسلط خواهد شد؟

 هم ا كنون در دو عرصه اي داخلي وخارجي  تلاش ها براي تقويت نيروهاي امنيتي صورت مي گيرد.  در عرصه اي داخلي سعي  مي شود تا با ايجاد ريفورم  پوليس، واستفاده از نيروهاي ملكي  و مورد قبول مردم در تامين امنيت كمك صورت گيرد از سوي ديگر نبود امكانات و نيروي  كافي نيز بعنوان يك مشكل مطرح بوده چنانچه حامد كرزي  رئيس  جمهور  در اين باره مي گويد: ( پوليس ملي افغانستان به تجهيزات عصري و آموزش مسلكي نياز دارد، توانمندي  پوليس  هم از نگاه كميت  وهم از نگاه  كيفيت بايد ارتقا يابد تاا منيت  را براي مردم به صورت بهتر فراهم  سازند.)

 وزير دفاع  نيز  از ارتقاي  كميت نيرو در اردوي ملي خبر داده و گفته  است:

(( براي اينكه  افغانستان، درمقابل تهديدات خارجي وداخلي  توانايي دفاع  مستقل و كافي را داشته باشد، حداقل ما بين ۱۵۰    الي ۲۰۰ هزار اردوي ملي كه به صورت  صحيح،  تجهيز، تسليح  وتشكيل  شده باشد احتياج  دارد.)

  كشور هاي كمك  كننده  به افغانستان  در قالب  نيروهاي ائتلاف  نيز بادرك  وضعيت  كشور در تلاش اند تا با حمايت  معنوي در تقويت و افزايش  نيروهاي نظامي ا قدام نمايند. حضور وزير  دفاع كشور  ما، در جلسه وزراي  دفاع پيمان ناتو نشان  از عمق توجه اين كشور ها به وضعيت  كشور ما  دارد. حضور استثنايي  رحيم وردك  در اين جلسه اهميت كشور ما را در نزد كشور هاي عضو پيمان ناتو به نمايش  مي گذارد.

 بر اساس فيصله اي  ناتو قرار  است نيروهاي اين پيمان  در جنوب كشور  از ۹ هزار  نفر به ۱۶ هزار نفر  افزايش  يابد گذشته از آن پيش بيني  مي شود تا ماه نوامبر  سال جاري، شمار اين نيروها به ۲۱ هزار نفر در سراسر  افغانستان خواهد رسيد.

 ايالات متحده امريكا وانگليس كه از كشورهاي  پيشگام  در همكاري و كمك به تامين امنيت به شمار  مي آيند از تداوم  همكاري  و ادعاي  تامين امنيت بيشتر  سخن گفته  اند.

 رونالدنيومن سفير امريكا  در كشور مي گويد:  نيروهاي ا منيتي افغان وخارجي  با آمادگي  هر چه بيشتر امنيت  در مناطق  نا آرام  افغانستان  فعاليت مي كنند ومخالفان  دولت  باراه اندازي  حملات شان توانايي  رويا رويي ومقابله راندارند.)

 وزير دفاع انگليس  نيز در ديدارش  با حامد كرزي  رئيس جمهور كشور  از تلاش نيروهاي  كشورش در بهبود وضعيت امنيتي  در ولايت هلمند  خبر داده است.  مجموعه اي تلاش هاي داخلي و خارجي  سبب گرديده  كه درهفته اي  اخير شاهد برتري و كنترول دولت در مناطق نا آرام بوده بطوريكه  هر نوع ابتكار  عمل از سوي دشمنان  سلب  گرديده  است، اماآنچه  كه در اين ميان مهم به نظر  مي رسد اين است كه دولت و مقامات  مسوول بايد در جهت حل مشكل مردم در عرصه هاي  مختلف اقدامات  موثر وجدي  انجام دهند. روابط  نيك ميان مردم و دولت و فضاي   اعتماد  مناسب  مي تواند ازهر نيروي نظامي موثر  تر باشد.

 يكي ازمشكلات  در ولايات، شكايات مردم از  مسوولين اداري شان مي باشد. همگي انتظار  دارند كه دولت در عرصه  اي اصلاحات  اداري هر چه  عاجل  اقدام نمايد زيرابيشترين  شكايات مردم ازبدرفتاري، رشوه ستاني و  باجگيري  هاي است، كه توسط برخي والي ها  و ولسوالان  صورت مي گيرد  بدون شك  با برطرفي  ضعف هاي داخلي  وپيوند مناسب ميان مردم و دولت، دشمنان  كشور هيچگاه  موفق به آسيب رسانيدن بر اين مرز وبوم نخواهند شد.

 

ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :چهارشنبه 1385/03/24
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: برخورد دو گانه، از عراق تا افغانستان

 

كشته شدن  ابو مصعب الزرقاوي  بعنوان  يك دست آورد مهم در عراق ياد مي  شود.

اين عضو القاعده  از مدت ها  بود كه فرماندهي  عمليات تروريستي  را عليه مردم و نظاميان   امريكا به عهده  داشت. از زمان حضور نيروهاي امريكا در عراق اين كشور  شاهد حملات  بيرحمانه  اي از سوي گروه هاي مختلف  بوده است. سرانجام  پس  ازمدت هاي  طولاني زرقاوي نيز در اثر حملات طيارات امريكا  به حيات دهشت آفگنانه  اش پايان مي دهد. كشته شدن وي درجهان از   انعكاس  قابل توجه  برخوردار  بود بطوريكه  اكثر مقامات جهان در اين مورد به اظهار نظر پرداختند.

 با توجه اين  واقعه اي مهم،  سعي مي نمائيم كه تفاوت  ها و برخورد هاي دوگانه  امريكا را  در مبارزه  عليه تروريزم  در عراق  و افغانستان  به تحليل  بگيريم.

 ۱- عراق و افغانستان از  نظر سياسي مشتركات  فراوان  دارند. هر دوكشور از رژيم هاي مستبد وغير دموكراتيك  بر خوردار  بوده اندواين رژيم  ها نيز با مداخله اي مستقيم  نيروهاي ائتلاف سرنگون شده است. هم اكنون  هر دو كشور با يك نوسازي  سياسي داراي  قانون اساسي  جديد،  پارلمان و دولت  منتخب گرديده اند.  اين تغييرات  با اصل دموكراسي، حقوق بشر و انتخابات آزاد  استوار مي  باشد.

هم اكنون  هر دو كشور الگوهاي نوين  ازمشاركت  مردمي و آزادي را به تجربه گرفته  و تحت حمايت  ايالات  متحده  امريكا  روند جاري را طي  مي نمايند،  از نظر ساختار و تركيب   انساني  نيز دو كشور از همگوني هاي برخوردار اند.

تركيب  جمعيتي عراق  راشيعيان  وسني ها و از نظر نژادي، اعراب،  كرد واعراب  سني تشكيل مي دهد. در افغانستان  نيز باوجود  تعداد پيروان  مذاهب،  اقوام عمده اي  چون پشتون، تاجك،  هزاره،  ازبك و ...  حضور دارند، در ساختار  سياسي  هر دو كشور سعي شده است تا توازن قومي ومذهبي رعايت گردد بطوريكه د ر هر دو كشور نهادهاي  از اقوام مختلف  درسمت هاي مهم به چشم ميخورد، اماعراق در اين مورد باداشتن  ظرفيت  بيشتر اين  فرصت  را فراهم  كرده تااقليت  كرد هم ا كنون در پست رياست  جمهوري واكثريت  شيعيان  در پست صدر اعظمي  فعاليت  نمايند.

اين  هم پذيري ها كه  در گذشته اي هر دو كشور و جود نداشته است، مي توانديك گام بزرگ  در راستاي تقويت  بنياد هاي  دموكراسي  وحكومت وحدت ملي به شماررود.اما آسيب  پذيري هاي هر دو كشور نيز در ساختار  و تركيب  جمعيتي  آن مي باشد.