تبليغاتX
نوسازی
صفحه نخست | آرشيو سايت | تماس با ما | طراح قالب
:: سلامی دوباره
 سلام دوستان خوب بعد از مدت ها دوری دوباره می خواهم در جمع تان بر گردم. دلمبرای نوشتن در وبلاگ تنگ شده است. به نظر من  جرگه ای وبلاگ نویسان خیلی با صفا وصمیمی است در صفحه های وبلاگ می توان دلتنگی های دوستان را خواند و از درد هم اگاه شد. با هم با شیم
ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :چهارشنبه 1387/11/30
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: روز نامه 8صبح
سایت روز نامه 8صبح هم اکنون فعال می باشد شما می توانید همه وقت به تمام مطالب ان دستر سی داشته باشید. لطفا نظر ها وانتقاد تان را هم به ادرس دا ده شده روان نماید www.8am.af
ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :سه شنبه 1386/06/27
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: روابط ایران و طالبان پس از نه سال
روابط ایران و طالبان پس از نه سال
9 سال پیش در چنین روز هایی مزار شریف شاهد رویداد های خونینی بود. در این ایام، مزار شریف به تصرف طالبان در آمد و صحنه های خونینی از کشتار، بیرحمی، و قساوت به نمایش گذاشتند. یکی از رویداد های مهم در این شهر کشتار مقامات عالیرتبه ایرانی بود که در کنسولگری این کشو رپناه گرفته بودند. سردار ناصری از چهره های بر جسته نظامی سپاه پاسداران و مجید ریگی از شخصیت های امنیتی ایران از جمله کسانی بودند که در تصرف مزار بدست طالبان به قتل رسیدند. هر چند گمانه های زیاد در مورد برخی حلقات از جمله عوامل پاکستان و مجاهدین خلق ایران در این حادثه مطرح شد، اما ایران طالبان را مسوول کشتار شهروندان خود دانسته، و با لشکر کشی در سر حدات دو کشور در صدد انتقامجویی از طالبان بر آمدند. سرازیر شدن بیش از دو صد هزار سرباز در مرز های افغانستان و آهنگ جنگ، و رجز خوانی ها نشان از عزم جدی ایرانیان برای یک جنگ تمام عیار با طالبان داشت. در همان زمان رسانه های جناح راست ایران با این شعر: که " بیا بریم به مزار ملا مامد جان" در تشویق جنگ می‌کوشیدند.
ایران در آن زمان تنها نگرانی شان از امریکا بود که مبادا درصورت حمله این کشور به افغانستان مورد تهاجم امریکا قرار گیرد.
در این رابطه تلاش های محمد خاتمی رییس جمهور وقت ایران را نیز نمی توان نادیده گرفت. وی کوشید تا جناح تند رو و طرفدار جنگ را از در گیری با طالبان منصرف سازد. ایران در 9 سال قبل در همسایه گی با دو کشور کاملا متخاصم قرار داشت. رژيم عراق با هشت سال جنگ و طالبان به عنوان یک گروه مخالف با رژیم ایران در حال قدرت گیری و پیروزی های پی درپی ایران را نگران ساخته بود.
قتل شهروندان ایرانی در مزار شریف اوج خصومت و کینه ی طالبان را نسبت به ایران نشان داد. اکنون 9 سال از این رویداد سپری شده است و در هر دو کشور همسایه ایران تغییراتی زیاد بوجود آمده است. رژیم صدام سرنگون شده و شخص وی به حکم محکمه کشور عراق حلق آویز شد. در افغانستان نیز حکومت حامد کرزی از روابط خوب با ایران بر خوردار می‌باشد. اما اکنون نگرانی عمده ایران ا زحضور نیروهای امریکا در عراق و افغانستان می‌باشد. ایالات متحده امریکا در هر دو کشور ایران را متهم به مداخله نموده و نقش آن را در نا امنی ها موثر می‌داند. باز داشت پنج دیپلومات ایرانی در عراق و اتهامات و ارده مبنی بر ار سال سلاح برای طالبان بار ها از سوی مقامات غربی تاکید شده است. ایران با توجه به دشمنی دیرینه که با امریکا دارد در تلاش است تا با استفاده از هر حربه ای دشمنان خود را زمین گیر نماند.
با توجه به اشتراکات ایران، طالبان، و القاعده در ضدیت با امریکا احتمال آن می‌رود که روابط تیره ایران با این گروه در سایه اشتراکات موجود بهبود یافته و در همسویی مشترک علیه امریکا به مقابله بر آیند. در درون ایران نیز جناح های وجود دارند که از همفکری قوی با طالبان بر خور دار می‌باشند اعلام آقای دری نجف آبادی وزیر سابق استخبارات مبنی برتشکیل حکومت طالبانی در ایران از نمونه های عینی است که می‌توان به آن اشاره کرد. بهر حال پس از 9 سال یخ های بی اعتمادی میان طالبان و ایران آب شده و در یک فصل جدید از همکاری و همسویی قرار گرفته اند.
محور این همسویی دشمن مشترکی بنام امریکا است که هم اکنون در عراق و افغانستان حضور دارد.
ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :سه شنبه 1386/05/16
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: گروگانها در افغانستان، مذاکره در پاکستان
گروگانها در افغانستان، مذاکره در پاکستان
باگذشت بیش از دو هفته، ازگروگان گیری اتباع کوریای جنوبی، هنوز کدام راه حلی برای رهایی آنان بوجود نیامده است. به نظر می‌رسد که طالبان با گروگان گرفتن این افراد در صدد آن اند تا به امتیازات سیاسی، باجگیری، و تامین خواسته های شان در مورد رهایی چند تن از افراد بلند رتبه شان دست یابند. برخی کارشناسان و مقامات حکومتی نقش دستگاه های استخباراتی منطقه را در این حادثه مهم دانسته و معراج الدین پتان والی ولایت غزنی بطور مشخص از سازمان استخباراتی پاکستان و نقش آن در این گروگان گیری یاد کرده است. تلاش برای رهایی این گروه از سوی حکومت افغانستان، و هیات های اعزامی از سوی کوریای جنوبی تا کنون به کدام نتیجه ای نرسیده است. این گروگان گیری در حالی صورت می‌گیرد که آقای حامد کرزی هفته ها پرکار و سرنوشت سازی را در پیش رو دارد. سفر رییس جمهور کرزی به ایالات متحده امریکا و برگزاری جرگه امن منطقوی از مسایل مهم است که امکان دارد تحت شعاع جنجال بر انگیز گروگان گیری قرار گیرد. هر چند حکومت افغانستان تجربه تلخی از گروگان گیری اتباع ایتالیایی در کشور دارد بطوریکه معامله برای رهایی آنان سبب انتقاد های جدی شد از همین جهت است که این بار با احتیاط تمام و دقت موضوع را دنبال و د رصدد راهکار هایی است که زیان آن برای حکومت حد اقل باشد بر اساس خبر های رسیده طالبان بر اصل گفتگو با مقامات کوریایی موافقت نموده اند، اما تا هنوز بحث بر سر محل مذاکره ادامه دارد. اینکه سر انجام این ماجرا چه خواهد شد و چگونه خاتمه خواهد یافت در روز های آینده مشخص می‌گردد اما چیزی که بیش از همه قابل دقت و توجه می‌باشد تلاش های است که از مجراها و کانال های گوناگونی برای رهایی گروگان ها صورت می‌گیرد. حکومت افغانستان در آغازین روز های گروگان گیری، آقای وحید الله مجددی از کمیسیون تحکیم صلح را ماموریت داد تا در همکاری با چند تن از وکلای پارلمان که سابقه کاری با طالبان را داشته اند موضوع را بررسی و فیصله نمایند. سفر ملاسلام راکتی وانجنیر خیال محمد حسینی در غزنی بدون کدام نتیجه ای همراه بود هر چند آقای خیال محمد حسینی در باز گشت از غزنی راه حل را به تامین خواسته های طالبان دانسته و خواستاری رهایی 8 تن از طالبان در بند حکومت شدند ولی حکومت افغانستان تا کنون به این خواست پاسخ مثبت نداده اند حکومت کوریای جنوبی در تلاش برای رهایی اتباع شان هیات هایی را موظف ساخته اند تا از نزدیک قضیه را مورد بررسی قرار دهد. هم اکنون سفیر کوریای جنوبی در افغانستان ماموریت یافته تا با طالبان از نزدیک مذاکره نمایند. کوریای جنوبی برای رهایی اتباع شان به هر وسیله ای متوسل شده است. سفر نماینده خاص رییس جمهور کوریای جنوبی و مذاکره با مولا نا فضل الرحمن پدر معنوی طالبان د رهمین راستا صورت گرفته است.
بر اساس خبر های که از سوی تلویزیون خصوصی" او. آر. وای1" نشر شده است. "بیک چانگ چن" نماینده رییس جمهور کوریا در دیدار با مولافضل الرحمن گفته است: "مسوول نیرو های خود را پیش از برنامه اعلام شده از افغانستان خارج خواهد کرد. "اینکه مولانا فضل الرحمن چه نقش می‌تواند د راین ماجرا بازی نماید هنوز روشن نیست اما نقش انتخاب وی بعنوان یک گزینه مناسب از سوی کوریایی ها نشان می‌دهد که چهره های معنوی طالبان، در بیرون از کشور بوده و هنوز هم در تصمیم گیری های مهم گپ اول را می‌زنند. بدون تردید گفته های نماینده خاص کوریا مبنی بر اخراج سر بازانشان یک پیروزی بزرگ برای کسانی است که همواره بر خروج این نیرو ها تاکید کرده اند. به نظر می‌رسد که طالبان با این گروگان گیری ها به یکی از اهداف خود مبنی بر اخراج نیروهای نظامی کشور های خارجی نزدیک می‌شوند. با آنکه مولانا فضل الرحمن همواره درتماس با طالبان بوده، و برای این گروه نیرو، امکانات و لابی گیری سیاسی می‌کند، اما در دیدار با هیات کوریایی می‌گوید: دسترسی به طالبان کاری دشوار است. اما از طریق رسانه ها از آن ها تقاضا می کنیم که شهروندان کوریای جنوبی را آزاد کنند"
آقای فضل الرحمن در این دیدار میان اتباع کوریای جنوبی و نیرو های کشور های خارجی مستقر در افغانستان تفکیک قایل شده گفته است: "اتباع گروگان گرفته شده کوریایی برای همکاری های انسان دوستانه به افغانستان آمده بودند و ارتباطی میان آن ها با کشور های متجاوز غربی وجود ندارد" با این گفته ها بخوبی در می‌یابیم که ادبیات آقای فضل الرحمن با طالبان نسبت به نیروهای خارجی درافغانستان یکسان بوده و هر دو از آن ها بعنوان "متجاوز" و"اشغالگر" نام می‌برند. با توجه به موضوع گیری های تعدادی از رهبران مذهبی پاکستان در قبال طالبان بخوبی روشن می‌شود که هیات کوریای جنوبی در انتخابات گزینه های خود برای مذاکره بسیار با دقت و واقعبینانه عمل کرده است. پاکستان طی چند سال گذشته همواره در نقش نمایندگی سیاسی برای طالبان کار کرده است و در بیشتر مذاکرات سیاسی برای نقش طالبان در معادلات سیاسی، و سهم گیری آنان در قدرت شناسایی آنان در قدرت بعنوان یک گروه سیاسی از سوی جامعه جهانی تاکید نموده است. با توجه به برگزاری جرگه امن، بیشتر کارشناسان بر این باور اند که سازمان استخباراتی پاکستان شکار مناسبی را انجام داده و در سایه آن می‌تواند در جریان جرگه امن برای طالبان دست آورد خوبی را نصیب گردد. لحن آرام مسولان جرگه امن منطقوی در مورد طالبان و تفکیک آنان به "خوب" و "بد" نشان از نوع زمینه سازی برای مشارکت و مشروعیت بخشیدن به این گروه دارد. این حرکت هم اکنون بطور سازمان یافته از سوی حلقات معین دنبال می‌گردد.
در کنار تلاش های دیپلوماتیک برای رهایی شهروندان کوریایی نظریه های نظامی نیز مطرح گردیده است. مقامات افغانستان طی چند روز گذشته با نشر اوراقی به مردم ولایت غزنی هشداد دادند که برخی مناطق را تخلیه نمایند. در همین حال"ریچاردبوچر" دستیار وزیر امور خارجه امریکا گفته است: " احتمال استفاده از نیروی نظامی برای تحت فشار قرار دادن طالبان وجود دارد." وی د رادامه گفته است: باید از هر اقدامی برای فشار آوردن بر طالبان به منظور آزاد کردن گروگانها استفاده کرد."اما کوریای جنوبی که شهروندان شان در بند طالبان قرارد ارند مخالف این نظر یه بوده و گفته است که:" کوریای جنوبی هر گونه اقدام نظامی برای آزاد ی ربوده شدگان را منتفی می‌داند." آنچه که در این جریان مورد سوال است نقش کمرنگ حکومت افغانستان می‌باشد. هم اکنون عملا حکومت آقای کرزی به حاشیه رانده شده وطالبان صرفا با مقاما کوریایی مذاکره را مطرح می‌کند، کشور کوریا نیز بجای کمک از حکومت افغانستان به منابع بیرونی مانند مولانا فضل الرحمن متوسل می‌گردد. استعفای آقای وحید الله مجددی رییس هیات اعزامی حکومت افغانستان برای مذاکره با طالبان نشان داد که حکومت د راین مورد موفق نبوده است چیزی که بازهم جالب به نظر می‌رسد این است که در حالیکه گروگانها در افغانستان قرار دارند، مذاکره برای رهایی آنان در پاکستان صورت می‌گیرد.
ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :سه شنبه 1386/05/16
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: همبستگی
مبستگی با نويسندگان، روزنامه نگاران و روشنفکران ايران در مقابل سانسور و خشونت

يكشنبه 5 اوت 2007

آزاد انديشان!

در ايران سرکوب و سانسور نويسندگان، روزنامه نگاران و روشنفکران دگر انديش به اوج خود رسيده است. هر روز خبر ناگوار زندانی شدن، شکنجه و صدور حکم اعدام شنيده می شود.

ما جمعی از نويسندگان، روزنامه نگاران و روشنفکران دگر انديش افغانستان، ضمن بيان نگرانی از وضع موجود، همبستگی خود را با همکارانمان اعلام می کنيم و از حکومت ايران، خواهان آزادی بی قيد و شرط تمام قلم بدستان و روشنفکران و پايان دادن به هرگونه سانسور، ارعاب و خشونت هستيم.

1: رهنورد زرياب – نويسنده

2: گلالی حبيب – روزنامه نگار و فعال حقوق زنان

3: جاويد فرهاد – شاعر، نويسنده و روزنامه نگار

4: کامران ميرهزار – شاعر، نويسنده و روزنامه نگار

5: پرتو نادری – شاعر و روزنامه نگار

6: رزاق مامون – نويسنده و روزنامه نگار

7: خالد نويسا - نويسنده و روزنامه نگار

8: سميع حامد – شاعر

9: قسيم اخگر – نويسنده و روزنامه نگار

10: سنجر قيام - روزنامه نگار

11: يونس طغيان – پژوهشگر

12: محب بارش – شاعر

13: صديق الله توحيدی – روزنامه نگار

14: ثريا پرليکا - فعال حقوق زنان

15: صفيه ميلاد – روزنامه نگار

16: سنجر سهيل – روزنامه نگار

17: حسين مرتضوی – روزنامه نگار

18: حسين معين – نويسنده و روزنامه نگار

19: روح الله بابکرخيل – روزنامه نگار

20: حميدالله عبيدی - نويسنده و روزنامه نگار

21: فرشته حضرتی - روزنامه نگا
ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :سه شنبه 1386/05/16
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: افغان ها درس نخوانند!

افغان ها درس نخوانند!

هرساله زمانیکه مکتب ها در ایران برای ثبت نام باز می‏شوند، دغدغه های اصلی برای مهاجرین افغان نیز آغاز می‏گردد. مهاجرین افغان مقیم در ایران، کنار نگرانی های اصلی که در مورد شغل، اقامت و تردد دارند بیش از همه از تحصیل و آینده فرزندان شان نگران می‏باشند. جمهوری اسلامی هر ساله با وضع قوانین سخت گیر سعی دارد تا افغان های مقیم آن کشور را تحت فشار قرار داده که این کشور را ترک نمایند. بر همین اساس در فصل ها و زمان های مختلف کوشیده شده تا با منع اشتغال افغان ها در کار گاه ها، اخراج اجباری، نشر بخشی نامه ها مبنی بر عدم معا مله و داد ستد، کرایه ندادن منازل، و ... زمینه ای را برای فعالیت مهاجرین محدود و غیر قابل تحمل سازند. نبود امنیت، واشتغال سبب شده تا افغان ها هنوز هم علاقمندی برای بازگشت به وطن از خود  نشان ندهند، ایران و پاکستان به خاطر مجاورت و پیوند های دینی، فرهنگی که با افغانستان دارند، بیشترین مهاجرین را پذیرا شده اند، شیوه برخورد، همکاری، و بسترسازی برای رشد مهاجران  و فعالیت های این کشور ها  همواره با انتقاد هایی همراه بوده است. از سوی دیگر بیشتر کار  شناسان براین باور اند که مهاجرین افغان در کشورهای همسایه علاوه بر سود فراوان، بعنوان نیروی کار ارزان، همواره مورد بهره برداری های سیاسی، نیز قرار گرفته اند.

اخراج اجباری مهاجرین در سال روان از ایران سبب واکنش های زیاد از سوی مقامات افغان و نهاد های بین المللی گردید، هرچند مقامات ایران دلیل اصلی دراخراج افغانها را مطابق قرار داد سه جانبه ذکر کردند، اما مقامات و کارشناسان افغانی این نوع برخورد از سوی حکومت ایران را نوعی اعمال فشار، و باجگیری از نهاد های بین المللی می‏دانند.

جمهوری اسلامی ایران علاوه بر کمک هایی که از نهاد های بین المللی در ارتباط به تحصیل فرزندان مهاجرین دریافت می‏کند، اما از پذیرش این فرزندان درمکتب های دولتی به بهانه های مختلف ممانعت می‏‌شود!

در حالیکه هم اکنون ثبت نام برای ایرانی ها در مدارس جریان دارد، اما مدارس از ثبت نام فرزندان مهاجرین ابا می‌ورزند و دلیل آن را صدور  شاگردان بخشنامه از سوی وزارت معارف ایران می‏دانند.

مسوولین وزارت معارف ایران نیز می‏گویند طبق روال هر سال از ثبت نام شاگردان افغانی خود داری کرده و مراحل ثبت نام آنان را منوط به ابلاغ بخشنامه جدید از سوی وزارت معارف ایران می‌دانند لذا ثبت نام  ایرانی ها در اولویت قرار دارد و دانش آموزان افغانی بعد از گذشت دو ماه از ثبت نام درمدارس، نام نویسی می‏شوند. بهر حال همه ساله تعدادی زیادی از فرزندان مهاجرین افغان  به بهانه های مختلف از تحصیل در مدرسه های ایرانی باز می‏مانند که تعداد شان به دلیل نداشتن مدرک شناسایی عده ای به دلیل نواقص مدرک شناسایی و افرادی هم به سبب تکمیل ظرفیت مدارس ایرانی از حق تحصیل و تعلیم محروم می‏شوند.

هرچند  تعدادی از فرهنگیان افغان مقیم ایران با ایجاد "مدارس خود  گردان"  تلاش کردند که این خلا ها را جبران نمایند، اما این حرکت نیز با ایجاد موانعی که از سوی مسوولان امنیتی ایران صورت گرفت نتوانستند به فعالیت های آموزشی شان ادامه بخشند. این اقدام در حالی صورت می‌گیرد که میثاق بین المللی ودرک درمورد چنین می‌گوید: "تعلیم و تربیه حق کودک است و وظیفه دولت ها است که حد اقل تعلیمات ابتدایی رایگان و اجباری را تامین نمایند مسوولین مکاتب باید وقار ومقام انسانی کودک را حرمت گذارند. برای تامین این حق برهمکاری بین المللی تاکید می‌گردد."

این نوع مدارس هرچند تجربه های نو برای افغانها به شمار می‏رفت. اما از لحاظ کار آیی و جبران این خلا یک گام بزرگ در راستای آموزش فرزندان مهاجر افغان به حساب آمد.

متاسفانه باگذشت چندسال از این تجربه ی جدید مقامات ایران تصمیم به مسدود این  مکتب ها گرفته اند بطوریکه امروز هیچ روز نه ای برای آموزش و آینده ی فرزندان مهاجرین در ایران وجود ندارد. با تصمیمی که هم اکنون مقامات ایران در مورد تحصیل فرزندان افغان اتخاذ کرده و سیاستی که طالبان و مخالفان مسلح در مبارزه علیه معارف پیش گرفته اند معلوم نیست که آینده فرزندان این مرز وبوم چگونه خواهد شد؟

ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :یکشنبه 1386/04/31
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: اگر حکمتیار برگردد...
اگر حکمتیار برگردد... از مدتی بدینسو زمزمه های در مورد توافق و پیوستن گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی به حکومت افغانستان شنیده می‌شود. حکمتیار که یکی از رهبران پر قدرت مجاهدین به شمار می‌رفت طی سالهای گذشته و پس از سقوط حکومت داکتر نجیب الله همواره در گیر جنگ و نبرد بر سر قدرت، با گروه های گوناگون سیاسی بوده است. جنگ های دهه ی هفتاد حزب اسلامی با رقیب سر سخت آن جمعیت اسلامی سبب کشتن هزاران تن از مردم ملکی و خسارت سنگین مالی گردید. هر چند حکمتیار تا آخرین لحظات قبل از سقوط کابل توسط طالبان علیه نیروهای حکومت تحت رهبری برهان الدین ربانی جنگید، اما سر انجام وی منطقه را ترک گفته و عرصه را برای نبرد طالبان و حکومت ربانی در چهار آسیاب فراهم ساخت. رهبر حزب اسلامی در این مدت در نقش های مختلف سیاسی بازی نمود که مهمترین آن تشکیل شورای عالی هماهنگی است که در ترکیب آن حزب اسلامی، جنبش ملی، وحزب وحدت حضور داشت. تلاش این ایتلاف برای بدست گرفتن قدرت بخاطر رسیدن برق آسای طالبان در در وازه های کابل نتیجه ای را به همراه نداشت. گلبدین حکمتیار پس از سرنگونی رژیم طالبان برخلاف دیگر رهبران جهادی موضع مخالف اتخاذ کرده و علیه نیروهای ایتلاف وارد جنگ مسلحانه گردید. با آنکه تمام رهبران جهادی از توافق بن اعلام حمایت نمودند اما حکمتیار شرط اصلی برای حضور خود در حکومت را منوط بر خروج نیروهای خارجی از افغانستان اعلام نمودند، این امر سبب شد تا وی از جانب ایالات متحده امریکا به مثابه یک هراس افگن مورد پیگرد شناخته شود. با گذشت بیش از پنج سال از غیبت رهبر حزب اسلامی گاهگاهی در رسانه ها از آمادگی وی برای مذاکره با حکومت خبرهایی نشر می‌شود. در خواست رییس جمهور کرزی در فرصت های مختلف از مخالفان مسلح شان مبنی بر مذاکره و سازش تا حال در مورد ملا عمر و حکمتیار بی جواب مانده است. بیشتر کار شناسان سیاسی بر این باور اند که حکمتیار از هر جهات با ملا عمر قابل مقایسه نمی‌باشد. این عده حکمتیار را یک مجاهد با پیشینه مبارزه علیه اشغال شوروی سابق دانسته واظهار می‌دارند که: وقتی سایر رهبران جهادی حضور دارند، پس چرا حکمتیار حضور نداشته باشد. نشر بیانیه ای که اخیرا از سوی آژانس فرانس پرس نشر گردیده است هرچند از طرف سخنگوی حکمتیار تکذیب شده است از چند زوایه قابل تامل می‌باشد. با نگاهی به سوابق سیاسی چنین خبرهایی گاهگاهی نشر می شد. و فورا تکذیب می‌گردد. علت این امر در آزمایش اذهان عامه و افکار عمومی نسبت به این نوع رخداد ها می‌باشد. در مورد آقای حکمتیار نیز بررغم تکذیب سخنگوی حزب اسلامی این حدس و گمان ها وجود دارد که وی در حال پیوستن و مذاکره با حکومت آقای کرزی می‌باشد. در بیانیه ای که بنام این حزب در ولسوالی قرباغ ولایت غزنی به نشر رسیده آمده است"اعضای حزب اسلامی از کشتن برادران و تخریب کشور اجتناب نموده وفعالیت های سیاسی شان را آغاز می‌نمایند." در قسمت دیگر این بیاینه آمده است: حزب اسلامی به این نتیجه رسیده است که با جنگ نه می‌توان حکومت ساخت ونه کشور را آباد گردانید. ما این را در طول 20 سال جنگ در گذشته افغانستان تجربه کرده ایم. در پایان این بیانیه بار دیگر بر خروج سربازان قوت های ایتلاف تاکید شده است. در واکنش به این بیانیه آقای سیامک هروی از دفتر مطبوعاتی رییس جمهور گفته است: حکومت افغانستان به زمین گذاشتن سلاح را به خاطر صلح، بازسازی، و جلوگیری از تخریب کشور توسط هرکسی که باشد حسن استقبال می‌کند. نماینده یوناما در افغانستان نیز در واکنش به این بیانیه اظهار کرده و سخنگوی آن آقای " ادرین ادواردز" طی کنفرانس خبری گفته است: " سازمان ملل متحد از هر قدم صلح آور پشتیبانی می‌کند چون افغانستان به صلح نیاز دارد." هر چند انجنیر هارون زرغون سخنگوی حکمتیار بیانیه منتشره را تکذیب می‌کند. اما برخی منابع که صحت آن تایید نشده از گفتگو ها میان حکمتیار و آقای کرزی سخن می‌گویند. این کارشناسان می‌گویند آمدن حکمتیار با توجه به جایگاهی که در برخی مناطق دارد می‌تواند تاثر مثبتی بر روند جاری داشته باشد البته فراموش نباید کرد که هم اکنون تعدادی زیادی از چهره های کلیدی حزب حکمتیار در حکومت سهیم می‌باشند و در پست های مهم ایفای نقش می‌کنند برخی از اعضای حزب حکمتیار با تشکیل حزب سیاسی جدید هم اکنون در چوکات قانون فعالیت دارند و تعداد دیگر شان نیز بعنوان وکیل، والی، و... همکار با دولت افغانستان می‌باشند. از لحاظ حزبی اگر بشماریم حزب اسلامی قبل از این بیانیه ها عملا در حکومت سهیم بوده و حتا داماد حکمتیار آقای جریر به عنوان یکی از کاندیدا های ولسی جرگه به رقابت پرداخت. بنابراین آمدن حکمتیار بعنوان یک فرد که بخشی از اعضای آن هم اکنون در حکومت شریک می‌باشند می‌تواند حلقه ای اصلی را کامل نموده و بعنوان آخرین ناراضی مجاهدین به خصومت های دیرینه شان با حکومت آقای کرزی پایان ‌بخشد. اما آنچه مهم است این است که بر فرض پیوستن جایگاه او در حکومت چه خواهد شد. وآیا اعضای بریده از وی باز هم تحت زعامت رهبر سابق شان گرده هم خواهند آمد یاخیر؟ بنا براین با توجه به وجه فردی حکمتیار آمدن وی تاثیر چندانی بر اوضاع امنیتی نخواهد داشت اما می‌تواند یک گام مثبت به شمار رود.
ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :یکشنبه 1386/04/31
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: در برابر کی پاسخگو هستیم؟

در برابر کی پاسخگو هستیم؟

ساعت 9:53 صبح دیروز از شخصی که با لهجه ایرانی، فارسی صحبت می کرد، تیلفونی دریافت کردیم که ظاهرا وی از برخی مطالبی که در روزنامه "8صبح" به نشر می رسد نا راضی بود.او ضمن تعریف و تمجید روزنامه "8صبح"  با انتقاد از یک گزارش ترجمه شده در صفحه ششم "8صبح"  از روزنامه دیلی تلگراف که در شماره روز قبل به نشر رسیده بود گفت که این خبر خیلی کهنه است و "8صبح"  در انعکاس دیدگاه های امریکا در ارتباط  به ایران می کوشید. به گفته وی برخی از مطالب "8 صبح" چنین نشان می دهد که گویا این روزنامه از جانب سفارت ایالات متحده امریکا نشر شده باشد.این آقا با ارایه آماری مبهم از شمار مقالاتی که در این روزنامه در ارتباط به جمهوری اسلامی ایران و پاکستان منتشر شده گفت که خارجی ها یک روزی از افغانستان می روند و همسایگان افغانستان می مانند. به گفته وی آنچه که در روزنامه ها نشر می شوند نیز به عنوان یک سند باقی می ماند.

این آقا که نام خودش را ذکر نکرد از مطالب انتشار یافته در مورد وضعیت مهاجرین افغان در ایران و شیوه اخراج آنان در "8صبح" انتقاد کرده گفت که اخراج مهاجرین افغان از ایران مطابق به موافقتنامه سه جانبه ایران، افغانستان و کمیشنری عالی سازمان ملل در امور پناهندگان صورت گرفته است.او گفت که قضاوت روزنامه "8 صبح" برخلاف واقعیت های موجود است. به گفته وی در جریان اخراج مهاجرین افغان، کشور ایران هیچ گونه برخوردی نامناسب و غیر انسانی با این افراد نداشته و در طول مدت اقامت شان با آنان برخورد مهمان نوازانه از جانب ایران صورت گرفته است.

ما به این شخص گفتیم که هر گاه مخالف دیدگاه های مطرح شده در "8 صبح" هست می تواند به ما نوشته کرده بفرستد و یا ما خبرنگار خود را نزد وی می فرستیم تا دیدگاه های خود را به ما بگوید که بعدا در روزنامه منتشر نمایم، ولی این آقا در برابر این درخواست گفت که اگر روند انتشار مقالات در ارتباط به جمهوری اسلامی ایران در روزنامه "8 صبح" ادامه پیدا کند با ما صحبت خواهند کرد!

این شخص از شماره تیلفون 0202101392 تماس گرفته بود که ساعاتی بعد از این تماس ما با این شماره تماس گرفتیم و مشخص شد که این شماره متعلق به سفارت جمهوری اسلامی ایران در کابل است.هرچند ما سه بار با همین شماره تماس گرفتیم و درخواست صحبتی را با مسوول مطبوعاتی سفارت دادیم، اما ظاهرا به دلیل مصروفیت های مسوول مطبوعاتی سفارت نتوانستیم با ایشان صحبتی داشته باشیم.

این در حالی است که ساعات 2:31 دقیقه بعد از ظهر از شماره تیلفون0700182425 به شماره صاحب امتیاز روزنامه و یک دقیقه بعد تر به شماره معاون مدیرمسوول روزنامه شخصی که از ذکر نامش خودداری کرد، تماس گرفت و پرسید که آیا  روزنامه "8صبح" از جانب جمهوری اسلامی ایران تمویل می شود؟

ما در جواب هر دو تماس این شخص پاسخ منفی دادیم ولی وی تاکید کرد که بسیاری از مطالب منتشر شده در روزنامه "8صبح" به تبلیغ سیاست های جمهوری اسلامی ایران می پردازد.او هم چنان از معاون مدیر مسوول روزنامه آدرس محل سکونتش را نیز پرسید.

روزنامه "8صبح" از این رویداد نگران است و از وزیر اطلاعات و فرهنگ، ارگان های امنیتی و قضایی و شخص رییس جمهوری اسلامی افغانستان این سوال را مطرح می کند که مسوولیت دولت در قبال امنیت روانی، شغلی و
ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :شنبه 1386/04/02
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: كوچي ها دیگران کوچ میدهند

كوچي ها دیگران کوچ میدهند

هر ساله زمانیکه برف ها ی کوه های بابا در حال ذوب شدن می باشد، ترس از ورود  کوچی ها همه جا را فرا می گیرد. مناطق مرکزی یکی از جا هایی است که کوچی ها فصل هایی از سال را برای زندگی انتخاب می کنند. این ورود همیشه با نوعی فشار، فضای رعب  و وحشت، و دربرخی موارد در گیری های فزیکی را نیز به همراه داشته است با نگاهی به پیشینه تاریخی حضو رکوچی ها در می یابیم که پس از سرکوبی مرد م مناطق مرکزی توسط امیر عبدالرحمن ، و دستور جایگزینی و تصرف زمین ها وخانه های مسکونی، کوچی ها بیش ازدیگران در اینکار سبقت گرفتند. مردم آن زمان که از یک سرکوب سیاسی وسیستماتیک سر خورده و مایوس شده بودند توان هیچ نوع دفاع ا زملکیت، وجایداد های خویش را نداشتند. در این شرایط کوچی ها از فرصت استفاده کرده وبدون ترس وهراس به آنچه که می خواستند عمل می کردند. شدت بر خورد کوچی ها درزمان نادر خان افزایش یافت بطوریکه آنان درسایه حکومت وی خودرا در برخورد با مردم وصاحبان زمین های زراعتی خود مختار احساس می کردند. برای نمونه درنواحی مزار شریف  سیاست وطرح نواقل به منظور اسکان سازمان یافته  برخی از قبایل اجراشد. گل محمد مومند یکی از کسانی است که دراجرای این طرح نقش داشته وباتطبیق این سیاست عملا درغضب وتاراج ملکیت های مردم سهم گرفتند.

با توجه به معضل دیرینه میان کوچی ها وساکنان بیشتر مناطق به پیشنه این برخورد ها اشاره می کنیم:

1- کوچی ها در برخورد با مردم وساکنان مناطق مختلف کمتر به حقوق آنان توجه می کردند.  مردم همواره در برابر کوچی های مسلح خود را فاقد هر نوع دفاع احساس می کردند.

کوچی ها با استفاده از این  فضا به هر اقدامی برای تسلط بیشتر و درنهایت راندن وکوچ های اجباری ساکنان بومی متوسل می گردیدند، ایجاد ترس ورعب  یکی از شگرد هایی بود که از سوی آنان اعمال می گردید این ترس چنان در دل مردم خانه کرده بود بطوریکه مادران در قریه برای آرام کردن بچه های خردشان می گفتند: "آرام باشید که کوچی آمد" تاثیر روحی و روانی از رفتار های خشونت برجان آدمیان مناطق مرکزی چنان بود که کسی جرات وتوان ایستادگی ویا حق اعتراض در برابر رفتار های غیر قانونی آنان را د رخود نمی دیدند. در بیشتر موارد زمانیکه جنجال های میان کوچی ها ومردم محل بالا گرفته وبه حکومت می رسید متاسفانه یا اصلا به این قضیه رسید گی نمی شد  ویا هم به نوعی اغماض نسبت به رفتاری های خود سرانه آنان صورت می گرفت

 

 

2- بیشتر کوچی ها ادعا دارند که از مناطق یاد شده بعنوان " میل" ویا علفچراستفاده می کنند این ادعا درحالی صورت می گیرد که تاکنون کدام سندی مبنی بر قانونی بودن این ملکیت ها ارایه نشده است. متاسفانه کوچی ها زمانیکه به مناطق مسکونی وارد می شوند عمدتا در جاهای سکونت می کنند که بعنوان ملک شخصی وحریم خصوصی به شمار می رود.سرازیر شدن رمه ها وشتران به زمین های زراعتی وکشت زارها در تناقض با حقوق بشر واصل عدم تعدی به ملکیت های شخصی می باشد.  در گذشته بخاطر کمی جمعیت زمنیه هایی برای چراگاه وحضور کوچی ها در برخی مناطق فراهم بود. ولی از آنجایی که روز بروز بر تعداد جمعیت مناطق افزوده می گردد نه تنها برای کوچی ها جای پای نمانده بلکه خود مردم نیز از لحاظ  محیطی  در مضیقه  قرار دارند. هم اکنون تراکم جمعیت به حدی رسیده است که تعدادی زیادی مردم از روی ناچاری به شهر ها پناه می آورند.

در بیشتر جاهایی که کوچی ها می روند هم اکنون هیچ زمینه وجایی وجود ندارد واز همین لحاظ است که همواره این حضور با اصطکاک جدی همراه  می باشد. طی این مدت علرغم اینکه همیشه ورود کوچی ها با جدال ومنازعه همراه بوده است، حکومت های گذشته هیچ گاه سعی نکردند تا به این معضل خاتمه بخشند بلکه با استفاده از مواقع وشرایط در مراحلی به تشدید این منازعه کمک کرده است.

3- درزمان جهاد علیه شوروی مردم بیشتر مناطق به سلاح خفیف وثقیل دست یافتند. دراین میان مناطق مرکزی نیز بخاطر وجود پایگاهای احزاب جهادی موفق به ایجاد پایگاهای نظامی وگروپ مسلح گردیدند. دراین فرصت مردم سعی کردند تا با استفاده از قدرت نظامی مانع ورود کوچی ها شوند و درموارد اندکی که کوچی ها موفق   به آمدن شدند با مشکلات وبا جگیری های زیادی رو برو گردیدند  بطوریکه از روی  ناچاری به ترک منطقه پرداختند. هنوز چند سال نگذشته بود که کوچی ها درپناه طالبان به شکل بی سابقه ا ی وارد شدند. مردان وزنان کوچی با استفاده از سلاح طالبان به کشت زار های مردم هجوم آورده  وزحمات چندین ماهه مردم را در برابر چشمان صاحبان آن در زیر پای شتران و رمه ها با  خاک یکسان می کردند دهقانان غریب که تنها امید به ثمر نشستن  للمی وگندم شان بعنوان آذوقه سال داشتند نظاره گر نابودی آن توسط کوچی ها بودند .

در دوره امارت اسلامی کوچی ها هم نقش مامورین امارت اسلامی را ایفا می کردند وهم به شغل اصلی شان می پرداختند. برخی از قبایل  کوچی در آخرین سالهای امارت اسلامی در ولسوالی های مختلف درانتخاب  خانه های مسکونی واقامه دایم برآمده بودند. اگر امارت اسلامی چند سالی را دوام می آورد. شاهد یک نوع کوچ اجباری وسیستماتیک در عصر وقرن حاضر می بودیم. دراین دوره علاوه بر اینکه زمین های زراعتی مردم مورد تاراج قرار گرفته بود بیشتر خانه ها بطور اجبار وظیفه داشتند تا برای کوچی ها نان  تهیه و پخت نمایند.

4- کوچی ها پس از طالبان: پس از سقوط طالبان کوچی ها نیز همراه با فرماندهان  ارشد آنان منطقه را ترک گفته . وبرای چند سالی یا به مناطق نیا مدند واگر در جاهایی دیده شدند از روش های گذشته خود استفاده نمی کردند. طی دوسال اخیر بازهم شاهد ورود کوچی ها دربرخی از مناطق می باشیم که این حضور همراه با خشونت و در گیری بوده است. سال گذشته در ولسوالی ناهور وامسال در منطقه حصه دوم بهسود میان ساکنان محل وکوچی ها در گیری هایی بوقوع پیوست. علرغم گفته های مقامات مبنی بر اجرای پروسه های دایاک و دی دی آر متاسفانه هنوز هم کوچی ها مسلح اند و با استفاده از آن به رفتار های خشونت آمیز متوسل می شوند.

طی این مدت حکومت صرفا به تشکیل کمیسیون واعزام هیات به مناطق اکتفا کرده است. بدون  تردید با توجه به ریشه های عمیق وتاریخی این اختلافات، کمیسیون سازی، واعزام هیات های فاقد صلاحیت هرگز نمی تواند به این معضل خاتمه بخشد. بی توجهی حکومت درحل عادلانه این معضل سبب می شود تا مردم با این ذهنیت که مقامات علاقمند به حل مساله نمی باشد  قضاوت نمایند. به نظر می رسد که  تنظیم رابطه کوچی ها با مردم بر اساسی قانون اساسی ، رعایت حقوق بشر وارزشهای مدنی می تواند د رحل آن کمک نماید. گذشته از آن سعی شود تا با اسکان تدریجی کوچی ها بصورت داو طلبانه وایجاد فرصت های دیگر شغلی در داز مدت به جنجال های ناشی از ورود  کوچی ها خاتمه بخشند. با توجه به اینکه در جامعه آسیب پذیر افغانستان هر حرکت رنگ قومی بخود می گیرد ایجاب می کند تا از این نوع بر خورد ها جلو گیری شود، درغیر آن نقطه ی نا آرام دیگر نیز با رنگ وبوی مذهبی  وزبانی با دامنه وسیع آن شکل خواهد گرفت.

 

 

ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :یکشنبه 1386/03/27
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: ما به عقب بر می گردیم؟

 

ما به عقب بر می گردیم؟

این سوال ذهن بیشتر هموطنان رابه خود  مشغول کرده است که آیا افغانستان گامهایی را به جلو می گذارد ویابه وضعیت دهه ی هفتاد بر می گردد؟ در پاسخ به این پرسش تحلیل زیر ارایه می گردد.

1- هم اکنون نشانه های زیادی میان اوضاع فعلی ووضعیت دهه هفتاد به چشم می خورد، از نظر داخلی هنوز مردم رهبران قبیله را بعنوان ناجیان خود می پندارند. اتکا به قوم ورهبران قبیله از آنجا ناشی می گردد که بیشتر اقوام طی سالهای گذشته از حضور درحکومت محروم بوده اند ویا به نحوی نقش سمبولیک داشته اند. انزوای سیاسی، ومحرومیت اجتماعی سبب شد تا یک نوع همبستگی اتنیکی میان اقوام مختلف بوجود آید وچهره های برجسته قومی به عنوان منادیان عدالت وبرابری از جایگاه برازنده وقوی درمیان طرفداران خود برخودار باشند جنگ های دهه هفتاد درکابل ودیگر ولایات عملا افغانستان را به مناطق جداگانه و تا آستانه تجزیه سوق داده بود. مزار شریف ،بامیان ، جلال آباد، قندهار وکابل هریک به مرکز فرماندهی واقتداراقوام بدل شده بود، چاپ بانک نوت، تذکره، صدور پاسپورت، وارتباطات بیرونی  درهر منطقه با شکل خاص انجام می گرفت

2- صف بندی های داخلی درگذشته نیز بر محور های مختلف صورت می گرفت، ایتلاف های پیاپی وگسست زود هنگام به یک فرهنگ بدل شده بود، این ایتلاف ها بر محورهای سمتی، قومی، لسانی شکل می گرفت و هرروز جبهه جدید نظامی را ایجاد می کرد. بیشتر رهبران بدون انگیزه های مشخص درطول هفته چندبار موقف جدید اتخاذ کرده ودوباره تغییر موضع می دادند.  پیوستن فرماندهان از این حزب به آن حزب وشکل گیری وشکست ایتلاف ها گواه براین ادعا می باشد. این بازی تا زمانی ادامه یافت که طالبان به دروازه های کابل رسیدند وسرانجام بر 90 فیصد خاک افغانستان تسلط یافتند.

3- کشورهای خارجی نیز در دهه هفتاد هریک از پایگاه سیاسی – نظامی  برخوردار بودند. ایجاد حاکمیت محلی بستری مناسبی را برای ورود طیاره های مملو از سلاح وتجهیزات نظامی برای کشورهای همسایه فراهم کرده بود. دردهه هفتاد ایران، روسیه، هند، تاجکستان، ازبکستان، پاکستان، وفراتر ازآن  برخی  ممالک  اسلامی مانند عربستان سعودی وترکیه  ا زبازیگران اصلی صحنه سیاسی به شمار می رفتند.

دراین مدت کشورهای یادشده هریک ، از جناح خاص، وگروپ های معین سیاسی حمایت کرده ودرراستای پیروزی آن تلاش ورزیدند، مداخلات همسایگان به مرحله ای رسیده بود که درمذاکرات بین المللی هرکشور از حزب، قبیله وفرد معین نمایندگی کرده وبرای نفع آن کمپاین می کردند. برای نمونه درحالیکه ایران، روسیه، وهند درتلاش بودند تا کرسی سازمان ملل به آقای ربانی با قی بماند، اما پاکستان با تلاش های سیاسی سعی می کرد تا طالبان را بعنوان نماینده رسمی افغانستان مطرح نماید.

با توجه به نمونه های یادشده از وضعیت دردهه هفتاد، حال با نگاه به فضای موجود به شباهت های میان این دوفضا اشاره می شود:

از نظر داخلی هنوز اقوام مختلف رهبران قبیله ی شانرا بعنوان ناجی و مرجع مطمین خود دردفاع از حقوق وخواسته های سیاسی شان می دانند، حوادث جوزجان ودرگیری میان جرات ولوی څارنوال وواکنش هایی را که درمناطق مختلف درپی داشت نشان ا زشباهت های زیاد میان وضعیت فعلی ودهه هفتاد دارد.

مردم جوزجان هم اکنون با حمل تصاویر جنرال دوستم خواسته های اساسی خود را زیر نام او مطرح می کنند ومردم پنجشیر نیز دربرابر امر بازداشت جنرال جرات فورا واکنش نشان داده بطوریکه از ورود پولیس به آن ولایت جلوگیری نموده ودست به مظاهره زدند، از نظر صف بندی های سیاسی وشکل گیری بر محور های قومی ، لسانی وسمتی نیز اوضاع دو زمان از شباهت های زیادی برخوردار می باشد. هم اکنون جبهه ملی با تمام توان درصدد است تا با اعمال فشار علیه حکومت به امتیاز های سیاسی دست یابد، درمقابل حکومت آقای کرزی نتوانسته است اعتماد اقوام مختلف را نسبت به خود جلب نماید وبا موضوع گیری هایی که انجام می دهد،

این زمینه را برای رهبران سیاسی فراهم ساخته تا هریک دربسترهای قومی خود فرورفته ویکبار دیگر به سنگر های سنتی خویش پناه آورند، مردم نیز با استفاده از تحریک وتهییج احساسات قومی به حمایت سران قبیله شان برآمده و درلحظات سخت ودشوار پناهگاهی امنی برای آنان به شمار می رود. تلاش ناکام چهار روزه پولیس برای بازداشت جنرال جرات نشان از این وضعیت می باشد.

بدون شک اگر آقای کرزی بعنوان رییس جمهور برگزیده مردم نتواند اعتماد مردم واقوام مختلف را ازآن خود نماید اوضاع از این هم شکننده تر خواهد شد.

مردم کشور ما با تجربه تلخ از دهه هفتاد، اکنون این انتطار را دارند که درپرتو یک نظام قانونمند همه شهروندان از امتیاز شهروندی وحقوق اجتماعی برخوردار باشند و به آرزوی دیرینه شان که عبارت از صلح، امنیت، عدالت اجتماعی، رفاه وآبادانی می باشد دست یابند.
ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :شنبه 1386/03/26
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: لينك باكس سايت اموزش ايرانيان

CopyRight © 2004-2007 By www.irwebnet.tk , All Rights Reserved
Design By : mohsen